خیمه شب بازی انتصابات مجلس نظام ولایت مطلقه

2012-01-06 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

خیمه شب بازی انتصایات مجلس نظام ولایت مطلقه، به سخره گرفتن انتخابات است.

إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا خدا به شما فرمان مى‏دهد كه سپرده‏ها را به صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد به عدالت داورى كنيد در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند مى‏دهد خدا شنواى بيناست

هموطنان آزادیخواه در داخل و خارج ، رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم با کودتا بر علیه اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی بهمن ، بنیان قدرت فرعونی خود را بر نفی انتخابات در حوزه های مختلف بنا نهاده است. زمانیکه کاندید حزب خمینی و عمالش در بهار کوتاه مدت آزادی قادر به یک رقابت سالم با گرایشهای دیگر مسلمان نشد، تنها راه را در کودتا جست. و به همین خاطر با اشغال سفارت آمریکا و تشکیل پرونده برای همه احزاب و شخصیتها بنیان مبارزه ضد امپریالیتس خود را بر نفی انتخابات و پیگیری شیوه های مافیائی بنا نهاد. و با ادامه دادن جنگ به مدت 8 سال سازماندهی کودتائی و فاشیستی خود را بر تمامی جوزه های جامعه مسلط کرد. سپاه پاسداران و روحانیتی که از پول نفت برای خود و وارثانش ثروتهای میلیونی و حتی میلیلردی اندوخته است، هیچگاه با رضایت و رغبت و مسالمت از این ثروت و قدرت منصرف نخواهد شد. هموطنان آزاده و جویای حاکمیت قانون، مافیای ولایت مطلقه با کارنامه ای که از خود به جای گذاشته، بار دیگر به تبلیغ نمایش مضحک انتخابات مجلس روی آورده، و همپالگی های خط امامی اش در خارج نیز به این ترفندهای ولایت چراغ سبز نشان داده، و چنین وانمود میکنند که در ایران تحت سلطه ولایت مطلقه آخوندیسم، میتوان انتخابات نیز برگزار کرد. رژیمی که حتی توان رقابت با شرکای دوران سخت خود را ندارد، و آنها را مدتهاست که در حانهشان زندانی کرده، اینک مدعی انتخابات مجلس است. مجلسی که نمایندگانش باید از طریق وزارت اطلاعات و شورای نگهابان ،و بیت ولایت بر مردم ایران تحمیل شوند. به کار بردن واژه انتخابات در باره رژیمی که در جامعه بین المللی پدر خوانده تروریسم دولتی است و در افکار عمومی ایرانیان نیز فاقد مشروعیت، و مقبولیت میباشد، خطای بزرگی است. اپوزیسیون وفادار به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی بهمن 57 ، از مقطع کودتای خرداد 1360، با استقبال از انواع خطرها و پذیرش بزرگترین ریسکها در مقاومت همه جانبه، با خیل کثیری از شهدای والامقام، حرمت اصول جمهوریت و اسلامیت را پاس داشته است. تا اینکه نسل دوم با پیوند به نسل انقلاب از طریق آموزه های معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی بر اساس تز استراتژیک اسلام منهای آخوند، امروز در افکار عمومی داخل و خارج جانشین دموکراتیک این نظام مافیائی تلقی میشود. اما نظام ولایت مطلقه با پاسداران نفت خوار خود، با توسل به انواع سرکوب و سانسور و باج دادنها، در تلاش است تا خود را با دستیابی به سلاح اتمی بیمه کند. لابیهای خارجی رژیم نیز از دوام او در قدرت مأیوس شده و از لابیگری اماناع میکنند. شواهد بسیاری گویای این حقیقت است که رژیم دیکتاتوری ولایت مطلقه، از همه سو در محاصره قرار گرفته و هر روز بیش از روز پیش حلقه این محاصره تنگتر میشود. دخالتهای تروریستی این مافیا در منطقه و حتی در خاک آمریکا و برملاشدن نقش او در عملیات تروریستی 11 سپتامبر، جامعه جهانی را با مردم به پاخاسته ایران همسو و هم آوا کرده است. خیمه شب بازی انتصابات مجلس در این جغرافیای سیاسی نه تنها گرهی از مافیای ولایت را نخواهد گشود، بلکه بر سردرگمی و تناقضها و تضادهای داخلی آن نیز خواهد افزود. در آیه ذکر شده که امانات را باید به اهل آن سپرد. و بدون شک بزرگترین امانت یک ملت همانا تقدیر سیاسی آنهاست که تمامی سرگذشت آنها تحت نفوذ و تأثیر مستقیم آن می باشد. خداوند به مردم اعلام میکند که این امانت را به اهل آن بسپارید. با توجه به تجربه جامعه خودی و جوامع دیگر، آیا نباید این نا اهلان فرعون گونه و ضحاک صفت را با یک رفراندوم با حضور ناظرین بین المللی از تخت به زیر کشید؟ و به صاحبان آن که همانا نمایندگان واقعی مردم در حوزه های مختلف است سپرد؟ آیا جنگ و مبارزه دائمی اقشار مختلف مردم ایران با این مستبدین جز برای تحقق این اصل بوده است. چرا خامنه ای و احمدی نژاد حاضر نیست با سایر جریانهای سیاسی در یک همایش انتخاباتی با حضور ناظرین بین المللی رقابت کند_؟ زمانیکه قرآن اهل امانت را با اصل حاکمیت عدالت پیوند میزند، به صراحت اعلام میکند که در حاکمیت به نام دین باید محور عدالت باشد و نه هژمونی یک طبقه خاص .. با توجه به مجموعه شواهد فوق است که نهضت تشیع علوی از بدو تأسیس تا کنون بر این اصل مهم پای فشرده است، که تنها با یک رفراندوم تحت نظارت نهادهای بین المللی است که میتوان بدون توسل به خشونت از محاصره و سلطه این نظام مافیائی خارج شد. چون به تصریح قرآن تا زمانیکه اهل امانات در کرسی مدیریت سیاسی از سوی مردم برگزیده نشوند، عدالت و آزادی در حوزه حکومت متحقق نخواهد شد. جنبش سبز به دنبال تجربه گرانبار و خونین نسل انقلاب و جنبش 18 تیر و نتایج برخاسته از بهار خاورمیانه، بایستی خود را از میراث خمینی فارغ سازد. اگر جنبش سبز این گام را بردارد با نسل انقلاب همراه خواهد شد. رژیمهای دیکتاتور در دموکراسی نظم نوین نمیتوانند تجدید سازماندهی کنند، و همچنان بر اریکه قدرت از طریق سرکوب و سانسور و شانتاژ و تروریسم حاکم باشند. این رژیمها اتحاد و ائتلاف جهانی مرامها و ادیان خواهان رابطه مسالمت آمیز را بر نمی تابند و به همین خاطر برای بسط فضای تنفسی و جولان خود به گسترش تروریسم دولتی و تزریق انواع خشونت به جوامع تحت سلطه خود ادامه میدهند. تمامی رسانه های گروهی و به خصوص فعالان سیاسی در به کارگیری کلمه انتخابات در مورد این نظامهای ضد انتخاب باید در گفتار و نوشتار خود تجدید نظر کنند. فراموش نکنیم که انتخابات از ابزارهای دموکراسی است و نه شگرد و شانتازی در دست رژیمهای تواتالیتر نفت فروش و خشونت گستر. رژیم مافیائی ولایت مطلقه آخوندیسم با اتکاء به پول نفت و گاز انواع سازمانهای سرکوب و ترور را سازمان داده است، و خیل گثیری از بهترین فرزندان ایران زمین را در طی این سالیان از دم تیغ گذرانده، آیا بازهم باید به او فرصت داد تا به این شیوه خود ادامه دهد،_؟ اصل ولایت مطلقه تمامی اصول دیگر قانون اساسی را از مقطع 1360 تا کنون به زندان کشیده و به کارگیری آن اصول را ممنوع کرده است، چگونه میتوان با وفاداری به این اژدهای هفت سر بازهم از دموکراسی و انتخابات دم زد_؟ به همین خاطر باید اذعان کرد ، از مقطعی که خمینی بر خلاف وعده های پاریس در مصاحبه با رسانه های جهانی ، تمامی قدرت را در اختیار گرفت و نسل انقلاب را به خاطر یک تظاهرات مسالمت آمیز با مجوز دولتی را به گلوله بست و حتی حکم داد که زخمی آنها را نیز بکشید، پایان اصل انتخاب و انتخابات در ایران اعلام شد. اگر دولتهای خارجی بر اساس منافع و مصالح خود همچنان این حاکمیت یاغی به قانون را دولت ایران تلقی میکنند، ما به عنوان نیروهای سیاسی در داخل و خارج نباید این مغلطه دیپلماسی سازش و باج گیری و باج دهی را تکرار کنیم. در کشور ایران تا زمانیکه آزادی نیست انتخاب و انتخاباتی وجود نخواهد داشت. مافیای ولایت مطلقه به شیوه رایج هر 4 سال یکبار خود را بازسازی کرده، و ثروت این کشور را در این گردش گوی قدرت ،میان باندهای خود تقسیم میکند.به همین خاطر این مردم خلع سلاح شده و تحت انواع سرکوب و سانسور و فقر، ذیحق هرگونه حمایت بین المللی میباشند. بر اساس تجربیات پیش رو این نهنگ با دریافت هر لقمه ای اشتهایش بیشتر میشود و به دنبال دریافت لقمه چربتر به ماجراجوئیهای تروریستی خود سرعت می بخشد. از این رو نهضت تشیع علوی نمایش این انتصابات را محکوم به شکست میداند، و از مردم ایران و به خصوص دانشجویان می خواهد که با پرهیز از این شانتاژهای ولایت مطلقه و همکاران خارجی اش، برای انجام یک رفراندوم تحت نظر نهادهای بین المللی، قیام کرده و از جامعه جهانی بخواهند که از این حق بدیهی حمایت کنند. اجازه ندهیم که امثال پاسدار گنجی ها همچنان به مأموریت خویش در تحریف حقایق برای حمایت از خیمه ولایت ادامه دهد. شک نداشته باشیم که بیت رهبری سربازان گمنام و بدنام حرفه ای خود را در همه جا غرس کرده تا زمان مقتضی آنها را به کار گیرد. هموطنان آزاده ، دانشجویان و اساتید و معلمان آزادیخواه و جویای حاکمیت ملی، حامیان خط ضد امپریالیستی خمینی در مقاطع حساس و سرنوشت ساز تحت بهانه ها وشعارهای مختلف از جمله مبارزه با :” امپریالیسم” تنور انتصابات ولایت را گرم میکنند. آنها سالیان است که با توسل به این شیوه ضمن لابیگری برای ولایت مطلقه هنوز خود را وفادار به تز مبارزه با امپریالیسم دانسته و از این طریق جبهه اصلی مقاومت و مبارزه برای آزادی را تحت نامهای مختلف از سنگر رژیم هدف قرار میدهند.با تجربه نتایج قیامهای کشورهای عربی در بهار خاورمیانه مردم ایران بیش از این نباید در مخمصه معامله و مماشات از دست یابی به دموکراسی محروم شوند. جنبش آزادیخواهی مردم ایران از مقطع انقلاب مشروطه تا کنون در کشاکش سازش شاه و شیخ با قدرتهای بزرگ و دریافت تضمین بقاء از آنان،قادر نشده اصل انتخابات با حضور همه گرایشهای سیاسی در جغرافیای سیاسی این کشور را به یک استراتژی پایدار تبدیل کند. با توجه به این تجربیات تلخ حاصل از شکست، نباید باردیگر در بهارخاورمیانه ملت ما نتواند از کمکهای لازم استفاده کرده و از شر رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم خود را رها سازد. برای تشکیل نظام سیاسی دموکراتیک ما نیاز مبرم به حمایت بین المللی داریم فریاد های در گلو خفه شده و جنبشهای پیاپی شکست خورده با نسلی در بند فقر و قهر، گواهی میدهد که این نیاز ما به حمایت بین المللی باید به یک خواست ملی تبدیل شود. جامعه جهانی و نهادهای بین المللی بایستی در همراهی با مردم ایران غفلتهای گذشته را جبران کرده و از رژیم ولایت مطلقه خلع مشروعیت کنند. نیروی مسلح سرکوب او باید توسط جامعه جهانی مهار و خلع سلاح شود. و یا اینکه با انجام یک رفراندوم تکلیف آنها را مردم ایران با رأی آزاد خودشان تعیین کنند. هموطنان با پرهیز از آلوده شدن به ویروسهای تبلیغاتی رزیم ولایت و عمال آن، برای توجه افکار عمومی در جهان ابعاد قیامها و اعتراضهای خود را از حداقل ها به حوزه حداکثر خواست، یعنی انجام رفراندوم با حمایت کامل بین المللی ارتقاء دهید. این جنبش تنها در صورتی قادر به توجه افکار عمومی در جهان و کسب حمایت بین المللی است که بتواند خود را از این حداقل کاریها و امیدهای سراب گونه اصلاح نظام ولایت مطلقه توسط باندهای مافیائی این نظام فارغ سازد. ملت ایران از سال 1360 تا کنون یعنی 30 سال است که در خاورمیانه به دنبال بهار آزادی و آغاز فصل دموکراسی است. این ملت با فرزندان قهرمان و ثابت قدم خود، باید جای نخست را از آن خود کرده، و و سرنوشتش را در آزادی با قلم خود بنویسد. فراموش نکنید که پیروان خط ضد امپریالیتی خمینی در جامعه پناهنده و حتی جنبشهای دانشجوئی به دنبال یارگیری برای نجات این رژیم هستند ، به همین خاطر آنها را از صفوف خود پاکسازی کنید. و گرفتار تحلیها و فرافکنی های آنها به نام اپوزیسیون نشوید. شرکای رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم، از روز حسابرسی به کارنامه خیانتبار خود در بیم و هراس هستند. به همین خاطر به نام مبارزه بر علیه امپریالیسم و یا مخالفت با جنگ و غیره همراه و هم آوا با این نظام ستمگر هستند. اما قرآن به صراحت میگوید که شما یعنی حق طلبان پیگیر و خستگی ناپذیر برتر از این کمیت چشم پرکن هستند. فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ ﴿۳۵﴾ پس سستى نورزيد و [كافران را] به آشتى مخوانيد [كه] شما برتريد و خدا با شماست و از [ارزش] كارهايتان هرگز نخواهد كاست .امروز ملتمسان درگاه ولایت مطلقه در پی کسب رضایت و اجازه او برای دست یابی به آزادی هستند. ولی قرآن به صراحت این موضع را نفی می کند و آن را نشانه سستی ایمان میداند. نسل وفادار به آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی 57 در کارزار خود با دیکتاتوری مخوف ولایت مطلقه از این آیات و پیامها توشه راه بر میگیرد. به همین خاطر با توجه به همه ددمنشی های نظام و عمال آن از موضع ضعف و ترس و یأس، با این مافیا روبرو نشده است. این استقامت و اعتماد به نفس نسل انقلاب بود که سرانجام با گره خوردن به آگاهی های آزادیبخش اندیشه ارتجاع ستیز، معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی جنبشهای دانشجوئی نسل دوم را به میدان مبارزه با خصم آزادی هدایت کرد. معلم شهید شاهدی که قبل از فاجعه سلطه آخوندیسم بر ارکان رهبری یک انقلاب مردمی، در رابطه با حاکمیت روحانیت چنین گفته بود.باید ببینیم حکومت مذهبی چیست؟ حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند. و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند، و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند. یک زعیم روحانی خود را به خودی خود زعیم میداند،به اعتبار اینکه روحانی است وعقاید عالم دین. و نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهوری مردم. بنابراین یک حاکم غیر مسئول است و این مادر استبداد و دیکتاوری فردی است، و چون خود را سایه و نماینده خدا میداند،برجان و مال و ناموس همه مسلط است،در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمیدهد، بلکه رضای خدا را در آن می پندارد. گذشته از آن برای مخالف ،برای پیروان مذاهب دیگر حتی حق حیات نیز قائل نیست. آنها را مغضوب خدا، گمراه، نجس و دشمن راه دین و حق می شمارد، و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدائی تلقی میکند. خلاصه حکومت مذهبی همان است که در قرون وسطی کشیشان داشتند،و ویکتور هوگو آن را به دقت ترسیم کرده است. اما در اسلام چنین بحثی اصولا مطرح نیست،زیرا عمال حکومت مذهبی در جامعه اسلامی وجود ندارد. سازمانی به نام روحانیت نیست. و کسی روحانی حرفه ای نمیشود. در اسلام میان مردم و خدا واسطه نیست. هرکس مستقیما با او در تماس است. تحصیل علوم مذهبی در انحصار عده خاصی نیست. تحصیل علم بر هر فردی از زن و مرد به قدر لازم واجب است. و اصول اعتقادی مذهب تعطیل بردار نیست. و تبلیغ مذهبی و اصول اخلاقی یک وظیفه عینی و عمومی است، و افراد خاصی مأمور این کار نیستند. بنابراین آخوند رسمی ، روحانیت رسمی،مبلغ رسمی،مقلد رسمی،مفسر رسمی،جانشین رسمی،شفیع و واسطه رسمی وجود ندارد.همه سربازند و در عین حال مبلغ خلق،و رابط با خالق و متفکر منفرد و مستقل و مسئول اعمال و عقاید و مذهب خویش. این است آن بعد اندیو یدو آلیستی و لیبرالیسم انفرادی اسلام که آمریکا افتخار خود را در انتصاب دروغین خود بدان مکتب میداند، و این است مبنای دموکراسی انسانی که آزادی فرد در برابر قدرت و مرکزیت جامعه تأمین میشود. م.ج. 9 ص 225 تا226…

. با گذشت 30 سال از سرکوبی خونین نسل انقلاب در سال 1360 و شگردهائی که مافیای ولایت مطلقه آخوندیسم در این مدت برای تضمین و بقای حاکمیت به کار گرفته است، دیگر نباید منتظر معجزه از این مافیای نفت خوار بود. امروز تنها میتوان با همکاری بین المللی از شر این ولایت مطلقه رهائی یافت. کسانیکه تحت نام اپوزیسیون و یا نفوذیهای رژیم در بین اپوزیسیون ،به شیوه ماهرانه با مخالفت دخالت خارجی تحت نام دفاع از استقلال ، برای این رژیم فرصتهای بازسازی و مانور ایجاد میکنند، از خود این رژیم در دشمنی با آزادی و حاکمیت ملی خطرناکترند. رفرم و اصلاح این نظام تنها با برکنلری او از قدرت امکان پذیر است و لاغیر.ما بار دگر با توجه به عواقب تجربه های تلخ ناشی از مماشات و یا انحصارطلبی ایدئولوژیک ،و مماشات، به همه مردم ایران و جریانهای سیاسی در داخل و خارج اعلام میکنیم که در بهار خاورمیانه بیش از این درنگ و شک در قیام به مسئولیت ملی جایز نیست. با طرح و حمایت از اصل مشروعیت حمایت بین المللی از حنبش آزادیخواهی مردم ایران، به ولایت مطلقه فقیه اجازه ندهیم که خود را بازسازی کند. نمایشات تکراری و مضحک باندهای ولایت مطلقه را با نام انتخابات توجیه نکرده و برای انجام یک انتخابات سالم به طرح رفراندوم تحت نظر نهادهای بین المللی، اقدام کرده و یقین داشته باشیم که در استبداد مخوف ولایت مطلقه آخوندیسم، انتخاب درست نفی این حاکمیت با رفراندوم است. بعد از انجام این رفراندوم و حذف حاکمیت ولایت مطلقه، میتوان صحنه سیاسی ایران را برای انجام انتخابات سالم با مشارکت همه جریانهای سیاسی،آماده کرد.در جنگ قدرت جناحهای مافیای ولایت مطلقه هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مصلحت نظام با احمدی نژاد و رهبرش خامنه ای دچار مشکل شده است، همانطور که خاتمی در دوره ای دچار این تنشها بود. آیا منازعه باندهای این نظام مستبد، در مقاطعی که جنبشهای مردمی در درون و دیپلماسی بین المللی از بیرون آنها را تحت محاصره و اعتراض قرار داده است ، میتواند یک حرکت از موضع آزادی خواهی تلقی گردد؟ بدون شک محدود شدن فضای مانور باندهای مافیای ولایت مطلقه،توسط مردم و نهادهای بین المللی، آنها را دچار تنش و متهم کردن همدیگر نموده است. آنها با مشاهده سپیده دم رهائی ملتهای خاورمیانه از سیطره مستبدین حاکم با حمایت بین المللی ، دچار هراس و تناقض در ادامه سیاستهای هژمونیک و سرکوبگرانه شده اند.و بعید نیست به فکر چاره ای برای حفظ نظام ، به این جنگهای زرگری روی آورده اند. مردم ایران و جنبش آزادیخواهی آنان از مقطع 1360 تا کنون به دنبال تحقق اهداف انقلاب اسلامی ایران در چهارچوب یک حاکمیت ملی بوده است. نیروهای ملی / مذهبی در داخل با حداقل مقاومت و نیروهای اپوزیسیون خارج از ایران با حداکثر نلاش و مقاومت به دنبال این هدف استراتژیک بوده اند. و بر اساس تجربیات حاصل از دوران طولانی مقاومت و مبارزه، در داخل و خارج، و امکاناتی که در جفرافیای سیاسی منطقه با دخالت نهادهای بین المللی و قدرتهای بزرگ اروپائی و آمریکائی به وجود آمده است، نباید فرصت سوزی کنند. و به امید واهی اصلاح تدریجی این نظام در بهار خاورمیانه از ملتهای دیگر عقب نمانند. .

انتصابات مافیائی باندهای رژیم ولایت مطلقه آخوندیسم را محکوم میکنیم رفراندوم تحت نظر نهادهای بین المللی حق بدیهی مردم ایران است/

پیش به سوی استقرار دموکراسی توحیدی در ایران زمین

نهضت تشیع علوی … دی ماه 1390 برابر با ژانویه 2012 .