کدام تحریم قادر به تضعیف حاکمیت استبدادی و تقویت مردم خواهان آزادی است؟

2012-10-21 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاءُخدا كسانى را كه ايمان آورده‏اند در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏گرداند و ستمگران را بى‏راه مى‏گذارد و خدا هر چه بخواهد انجام مى‏دهد..

هموطنان آزاده ، ایرانیان تلاشکر در راه آزادی ، رژیم خمینی با دست یازیدن به کودتای 30 خرداد 1360  به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی  خیانت ورزید. او و شرکایش در این کودتا که با هدایت و همکاری ساواک رژیم کودتائی 28 مردادی شاه مخلوع انجام گرفت ، نسل انقلاب که دانشگاه را سنگر ازادی کرده بود هدف قرار دادند و سازمان های انقلابی از جمله مجاهدین و فدائیان در تحلیل ماهیت آخوندیسم دچار انواع چپ روی و راست روی شده، بطوریکه هر دوی آنها با نادیده گرفتن توان سرکوب این مافیا و توهم توده های مردم بدان، به تاکتیکهائی در مقاومت و مبارزه روی آوردند که منجر به شکستهای پیاپی و سرانجام تسلیم ایدئولوژیک بخشی از آنان گردید. چپ روی فدائیان در مقطعی که دولت موقت به رهبری اسلام شناس قرآنی مرحوم مهندس بازرگان  تلاش میکرد هژمونی خمینی و آخوندهای منتظر قدرت را در عرصه دولت کاهش دهد، اولین کجروی بود که با اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویانی موسوم به خط امام ، منجر به همکاری تشکیلاتی اکثریت سازمان فدائیان با حزب توده تحت عنوان خط ضد امپریالیستی امام گردید.. با سقوط دولت موقت به رهبری مرحوم بازرگان ، انتخابات نخستین مرحله ریاست جمهوری با توجه به عدم اقبال مردم از کاندید خمینی یا روحانیت و استقبال از کاندیدی که بعد از حذف غیر قانونی آقای مسعود رجوی توسط خمینی ، بیشترین آراء را از آن خود کرد ،و روحانیت جویای قدرت مطلقه به رهبری خمینی در این شکست به دنبال تدارک جبهه ای از لیبرال ستیزی به حزب توده روی آورد. حزب توده و بخش اکثریت سازمان فدائیان خلق که در این مقطع ضدیت هیستریک و ارتجاعی خمینی را ادامه خط انقلابی لنین تصور میکردند، در خدمت او برآمده و به خصوص در آموزش و راهنمائی نیروی سرکوب تجربیات مهمی را  به آنها آموزش دادند. قدرت طلبی  صدام حسین دیکتاتور عراق آغاز گر جنگی شد که خمینی در تقدیر از آن برای پیگیری خط سرکوب و سانسور به عنوان نعمت یاد کرد. مجموعه این حوادث  بهار آزادی را در مدت زمان اندک و با سرعت به زمستان سیاه  اعدام و شکنجه و زندان تبدیل کرد. خمینی با دعوی تصرف قدس از طریق کربلا جنگ را 8 سال ادامه داد و زمانیکه احساس کرد سطح نارضایتی درونی در پیوند با اپوزیسیون بیرون امکان فروپاشی نظام او را در بر دارد، جام زهر شکست را سر کشید. دنیای لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی با فروش انواع سلاح به طرفین و خرید نفت ارزان به مدت 8 سال نظاره گر و بازیگر سناریو دردناکی بود که خمینی آن را برای مردم ایران رقم زده بود. در این میان کارنامه ضد حقوق بشری رژیم توسط گالیندوپل و سپس احمد شهید در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. اما معامله های اشکار و پنهان نتایج این گزارشها را تحت الشعاع قرار داد بطوریکه منجر به یک اقدام جدی بین المللی بر علیه مافیای ولایت مطلقه نگردید. بازنگری در این پروسه افت و خیز مافیای ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم درس های بسیاری دارد که جهان آزاد و معتقد به عدم خشونت در روابط بین المللی را به یک همیاری و همراهی با مردم ایران فرا میخواند. تحریم این رژیم نباید منجر به ناتوانی و استهلاک نیروی توده های مردم ناراضی و جریانهای مدافع حقوق آنها در اپوزیسیون گردد. اگر تحریم ها بتواند به نوعی سازماندهی شود که تنها قدرت سرکوب رژیم را ناتوان سازد ، و از سوی دیگر سازماندهی مردمی را تقویت نماید، مافیای ولایت مطلقه در حداقل زمان یا تسلیم خواهد شد و یا در مواجه با قیام مردم فروخواهد پاشید. مشروعیت دیپلماتیک تمامی مقامات این رژیم باید با فراخوانی آنها به یک دادگاه بین المللی  از آنان سلب گردد. چونکه  مقامات این رژیم از صدر تا ذیل هیچکدام از سوی مردم ایران به این مسئولیتها نصب نشده اند. .2.تجهیز نیروهای سیاسی توانا و وفادار به اصول دموکراسی در اپوزیسیون به تمامی امکانات برای حمایت از مردم در داخل 3 طرح آلترناتیو دموکراتیک که نفوذی دو جریان مافیائی سلطنت و روحانیت و توده / اکثریتی خط امامی در آن حضور نداشته باشد. 4. عدم همراهی و همدردی با حاکمیت در مقاطعی که او در بن بست ماجراجوئی های بین المللی قرار گرفته است. دراین رابطه میتوان به کمپین اخیر ضد جنگ با امضای شخصیتهائی چون دکتر محمد ملکی و احمد صدر حاج سیدجوادی اشاره کرد. این شیوه صلح طلبی و مخالفت با جنگ تنها به نفع حاکمیت یاغی از مردم و متجاوز به حقوق آنها تمام خواهد شد. زمانیکه هر شخص و جریانی از اپوزیسیون حداقلی و یا حداکثری در داخل و خارج به مخالفت با جنگ و حمله خارجی برمی خیزد، بایستی طرح جانشین آن  برای رهائی  از سلطنت ولایت مطلقه آخوندیسم را نیز ارائه کند.و بدون طرح جانشین این نوع مخالفتها با جنگ و یا دخالت خارجی ، طراحان و مدافعین اینگونه طرح ها و پلاتفرم ها را در صف حامیان رژیم قرار میدهد.  رژیم با پشتوانه نیروی سرکوب و سانسور در داخل با اتکاء به پول نفت و حمایت قدرتهای ذینفوذ در مجامع بین المللی بقای خود را تضمین میکند، مردم ایران در جبهه مقابل نیز حق دارند که از حمایتهای مادی و معنوی بین المللی برخوردارشوند. تمامی تلاشهای ما در انواع سازماندهی های حداقلی و حداکثری تنها به خاطر عدم تعادل قوا منجر به شکست و عقب نشینی شده است. کسانیکه این تجربه تلخ و پرهزینه را پیش چشم دارند، چگونه  از موضع مردم فتوا میدهند که آنها نیاز به حمایت خارجی ندارند؟ این کمپین های ضد جنگ که از موضع ضد امپریالیستی و کارگری و یا وطن پرستی و خشونت ستیزی ، خود را سپر بلای حاکمیتی آزادی کش میکنند، چگونه این چرخش را به عنوان یک مبارز راه آزادی برای خود و دیگران توجیه میکنند؟ هر رژیمی دارای سنگرهائی است در پشت جبهه که در مواقع لازم و اضطراری بتواند برای تجدید قوا درآن پناه گیرد، آیا این کمپین ها خود به خود به سنگر رژیم تبدیل نمیشوند؟ رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی امیدی را در نسل دوم جویای آزادی به وجود آوردند ، اما با عقب نشینی به دستور رهبر حتی حاضر نشدند از شهدای جنبش سبز دفاع کنند.. آنها بقای ولایت مطلقه را به عنوان میراث خمینی بر وعده های آزادی و عدالت که در تریبونهای تبلیغاتی جهت شکست حریف میدادند، ترجیح داده و به همین خاطر از رسانه های گروهی در داخل و خارج خود را مخفی کردند. قبل از ایندو امید به تحول در این نظام را خاتمی با وعده جامعه مدنی تبلیغ میکرد، و شاهد بودیم که چگونه در دوران 8 ساله  ریاستش ، دانشجویان سرکوب شدند و قتلهای زنجیره ای هم  که  ادامه داشت.. اگر مردم اروپا توانستند با سازش و کرنش و همکاری و همراهی با فاشیسم از یوغ آن فارغ گردند ، بدون شک این نیروهای بینابینی که هنوز بعد از اینهمه تجربه قادر نشده اند، به درستی این رژیم را کالبد شکافی کنند، نیز قادر خواهند بود با تحول از درون ، تغییر این نظام را  سازمان دهند. رژیم خمینی در ولایت خامنه ای مدعی است که در تلاش برای نجات مستضعفان از یوغ مستکبران مورد غضب و تحریم است، اما از ملتی که خود آن را به درجه ای از ذلت کشانده که کلیه فروشی و قتل و جنایت سرنوشت روزمره آن است، سخنی به میان نمیاورد. در کتابی که خامنه ای و شرکای دیگر مدعی پیروی از آن هستند، کشتن یک نفر بی گناه قتل عام جمعی انسانها تلقی شده، ولی تنها موج اعدامهای سیاسی او در یک مرحله از هزاران متجاوز است. کسانیکه در همراهی با این رژیم  از نعمت اپوزیسیونی هم برخوردارند به خوبی میدانند که سرنوشتشان با این رژیم گره خورده است. همکاری و همراهی آنها ثبت و ضبط شده است، و آنها برای اینکه این پرونده گشوده نشود، به طروق گوناگون خواهان تدوام حیات این مافیای نفت خوار و پدرخوانده تروریسم دولتی هستند. توده – اکثریتی خط امامی در پیوند با ساواکیهای پهلوی طلب، به دنبال راهکارهائی هستند که بتوانند از بازگشائی پرونده همکاریشان با این رژیم مانع شوند. و به همین خاطر از سرنگونی این رژیم توسط مردم با حمایتهای بین المللی بسیار بیمناک هستند. امام حسین علیه السلام در آن روز نبرد حق و باطل که یاران اندکش را نیز از دست داد، و فرصت طلبان و نصیحتگران نیز در خلوت خود مشغول به انجام مستحبات بودند، فریاد زد که اگر بشنود مسلمانی که کسی در قیام به حق یاری می طلبد و او را یاری نکند مسلمان نیست، آیا صدای هل من ناصر مردم ایران از کودتای 30 خرداد 1360 تا کنون را نمیشنویم ؟اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا .نامه‏ات را بخوان كافى است كه امروز خودت حسابرس خود باشى.قرآن سوره الاسراء آیه 14 . از انقلاب مشروطه تا کنون تجربه مستمر شکستها و پیروزی های مقطعی ملت ایران به زبانی رسا اعلام میدارد که آزادی مقدم بر هر اصل دیگر در استقرار نظام دموکراسی است. اما مبارزین و روشنفکران جامعه ما تحت تأثیر جنبشهای سوسیالیستی و تحلیلهای طبقاتی از تاریخ حتی در حوزه  شاخص های  منفرد  در خط نهضت بازگشت به قرآن ، نان و مسکن را مقدم بر اصل آزادی قرار داده اند. ما شاهد بودیم که چگونه خمینی با یک شگرد حوزه ای این شعار مستضعف گرائی را نیز مصادره کرد ، بطوریکه اکثریت فدائیان خلق و حزب توده مبلغ و حامی خط ضد امپریالیستی او شدند. امروز همین مجموعه کماکان همراه با رژیم در مقابل هرنوع اقدام بین المللی در کنار او صف کشیده اند ، در صورتیکه آثار شلاق گزمه های همین نظام برتن  و جانشان سنگینی میکند. در تاریخ سیاسی همه ملتها به خوبی میتوان این حقیقت را مشاهده کرد که هرگاه نتوانسته اند در مقابل زورگوئی حکومتها مقاومت کنند و کسی هم از آنها دفاع نکرده است، در زیر دست و پای زورگویان منهدم شده اند. آیا بزرگانی چون دکتر محمد ملکی و همراهان از این مسائل بدیهی غافلند؟ از مبارزین ضد فاشیست در اروپا بیاموزیم که استقلال هر ملتی عبارت از این نیست که بیگانه در کشور او حضور نداشته باشد ، بلکه استقلال یعنی تعیین سرنوشت سیاسی در حوزه حکومت توسط هر ملتی ..و ملت ایران از مقطع انقلاب مشروطه تا کنون بدنیال همین مفهوم استراتژیک از استقلال است. نهضت تشیع علوی از بدو تولد خویش در تاریخ سیاسی ایران در تمامی بیانیه ها بر این حقیقت تأکید کرده است که  مافیای حاکم ولایت مطلقه آخوندیسم یا باید با پذیرفتن رفراندوم تحت نظر نهادهای بین المللی از قدرت ساقط شود ، و یا با حمایت همه جانبه بین المللی  از مردم ایران این امر تحقق یافتنی است. در پایان لازم میدانیم گفتاری از امام جعفر صادق علیه السلام را خدمت ملی .مذهبی های صلح طلب و ضد خشونت  عرضه کنیم .. روزی به امام خبر دادند که یکی از حامیان ثروتمندش شترهای خود را به خلیفه وقت اجاره داده است تا با آن به سفر حج برود..امام  او را احضار کرد ..و فرمود آیا دوست داری خلیفه زنده باشد تا از سفر بر گردد و شترهایت را تحویل بگیری ؟ هشام گفت بله … گفت پس مطمئن باش در طول این مدت هر ظلم و جوری که از خلیفه و عمالش بر مردم اعمال میشود تو در آن شریکی … حال ای فرهیختگان ملی / مذهبی  چرا با آثار شلاق بر بدن و بانسلی که هزارانش در قبرستان خاوران ها و سراسر ایران با بدنی شلاق خورده آرمیده اند، اینگونه  معامله میکنید؟

سلام بر شهدای راه آزادی   نابود باد رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم

پیش به سوی استقرار دموکراسی توحیدی در ایران زمین

نهضت تشیع علوی … مهرماه 1391 برابر با  اکتبر 2012