نگاهی قرآنی به مفهوم امت از بیان معلم شهید دکتر علی شریعتی

2013-07-13 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

كَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًاو بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد.قرآن سوره بقره ایه صد و چهل و سه

از مقطعی که معلم شهید دکتر علی شریعتی مفاهیم جدیدی را برای تعریف و تبین مکتب اسلام بنا نهاد، بسیاری در رقابت و یا دشمنی با او به تشبثات گوناگونی متوسل شدند. از جمله این مفاهیم کلمه امت است . معلم شهید در نوشته های بسیاری از این تعبیر استفاده کرده و با کمک گرفتن از تعبیرهای جامعه شناسی مدرن ، موفق به طرح ایده ای شده که کمتر مورد توجه سیاست پیشه گان تشنه قدرت و یا نگرشهای آنارشیستی قرار گرفته است.

سیر فکری بشر از دوران غارنشینی تا بعث رسولان توحیدی تاریخ دراز دامنی است که محققان بسیاری در قدیم و جدید بدان پرداخته اند. بشر در دوران کودکی فکری سالیان بسیاری فراتر از هزاران را طی کرده که تنها بر اساس غرایزش می زیسته است. در این دوران طولانی بشریت نیر به مانند سایر حیوانات تنها برای سیر کردن شکم و پناه گرفتن در جائی برای مصون ماندن از آفات طبیعی تلاش میکرده و همسان و همراه سایر جانوران بوده است.

همانطور که در دوران مدرن امروزه پروگرامهای پیشرفته در یک برنامه جهت استفاده باید رمز گشائی شود، انسان در این مرحله از زندگی تقریبا بی خبر از نیروئی به نام عقلانیت در خود بوده است. در قرآن 116 بار از انسان به عنوان بشر نام برده شده،و به عنوان آدم 25 بار و انسان 67 بار..

هدف قرآن به عنوان آخرین کتاب آسمانی از این نامگذاری و تفاوت نامها با یگدیکر بدون شک یک نوع آموزش برای تعلیم انسان بوده است. زمانیکه پیامبر از بیان وحی در مقابل مخالفین که از او اعجاز میخواستند اعلام می دارد من بشری هستم مثل شما..چه می تواند باشد جز بیدارکردن عقل انسانها مخاطب.

پیامبر بشری است مثل شما و او نمیتواند تقاضاهای غیر عقلانی شما را پاسخگو باشد.ابراهیم پدر انبیای توحیدی از بیان قرآن خود یک امت بود. یعنی انسانی بود که با پشت سر گذاشتن زندگی غریزی عقل خود را فعال کرده ، و از آن برای تبیین جهان استفاده میکرد.

او با دیدن خورشید و ماه رو به سوی آنها آورد و با غروبشان زوال انها را دریافت و در این مسیر تا قله توحید پیش رفت. این ابراهیم نیروی عقل پرسشگر و جستجوگر را در خود فعال کرده و با استفاده از آن به شناختی دست می یابد که خداوند او را یک امت میخواند. و ابراهیم با دستیابی به این مقام یک تنه با نمرود زمان روبرو میگردد..

امت یعنی فرد و جمعی که از زندگی غریزی و مکانیکی عبور کرده و با نیروی فکر و ایمان در تلاش برای رهائی خویش و جامعه اش از هر بند و زنجیری است. از این رو ابراهیم که خود در کوره انواع ابتلاء حتی عبور از آتش نمرودی به درجه بالای عقلانیت دست یافته ، به تنهائی یک امت است.

یعنی فردی خود ساخته که با اتکاء به ایمان خویش حتی در مقابل سپاه و داغ و درفش نمرود تسلیم نمیشود. همانطور که در نهضتها و انقلابها و جنبشهای مردمی ، رهبری آن نهضت و جنبش به تنهائی همه این حرکت را نمایندگی می کند.

در جنگهای کلاسیک نیز شاهد این ماجرا هستیم که شکست یک لشکر را مقاومت یک فرمانده میتواند به پیروزی تبدیل کند. و بر خلاف آن نیز یک فرمانده ناتوان و بی صلاحیت نیز یک لشکر مجهز و توانا را به اضمحلال میبرد. صلاحیتهای فردی و ایدئولوژیک در حوزه های مختلف، ناشی از رأی و اجماع دیگران نیست.

پیامبران الهی هیچکدام با معرفی و نمایندگی از طرف مردم زمان خویش به رسالت مبعوث نشدند. ایا این معما جز این است که ما همانطور که در علم انسانهای نابغه امثال انشتین و پلانگ و غیره داریم در سایر عرصه ها نیز این نبوغ در تعدادی محدود فطری و الهی است؟

یکی از آموزه های مهم قرآن این است که مردم در پیروی و همراهی با رسولان الهی به علم و ایمان دست می یابند. و با مجهز شدن هر انسانی بدین دو عامل آنها قادرند جامعه خود را به سوی عدالت و امنیت و آزادی هدایت کنند.

در سازماندهی انقلابی بر مقوله رهبری بسیار تأکید شده است و از آنجائیکه اینگونه سازماندهی ها در عمل منجر به رهبری توتالیتر و هزمونی طلب شده، عده ای گریزان از سازماندهی انقلابی آن را وسیله توجیه پوپولیسم ارتجاعی و یا فرد پرستی کرده اند.

بنابراین با توجه همه جانبه و با اتکاء به ارزشهای بر خاسته از سازماندهی الگوی قرآنی یعنی امت نمونه یا اسوه حسنه که توسط

نظامی که در آن هر انسانی بر اساس حقوق تعریف میشود و نه هیچ چیز دیگر. تلاش پیامبران الهی و پیروان واقعی آنها در طول تاریخ، در نبرد با مثلث شوم زر و زور و تزویر، ارائه الگوی یک امت نمونه است .

امتی که در آن اکثریت جامعه به علم و ایمان مجهزند و پاسدار آزادی و عدالت در جامعه خویش هستند. آموزش الهی توسط پیامبرانش بر مبنای این منطق بوده است که امت از شخص به جمع و سپس به اکثریت یک جامعه تبدیل شود. آموزشها و سازماندهی انبیاء توحیدی برای دست یابی جامعه انسانی به قسط، در آموزش و پروش مبتنی بر این اصل قرآنی است.

معلم شهید دکتر علی شریعتی بزرگترین مفسر و نظریه ساز این اصل جهانشمول است. مردم تا زمانیکه به صور قبیله و طائفه و قوم و ملت به مفهوم ناسیونالیستی آن سازماندهی میشوند، از دست یابی به مفاهیم کلانی چون اصول دموکراسی غافل هستند. چون در تدارک این سازماندهی ها بر اساس منافع و مصالح خودی هر چند در تضاد با منافع غیر باشد، حاکمیت تفسیر و تحلیل میگردد.

زمانی که کشورهای صنعتی و دموکرات غربی برای پیگیری منافع و مصالح خودشان، با لشکر کشی و یا بدست گرفتن کرسی مدیریت کشورها از طریق عمال خود، رابطه استراتژیک را در دیپلماسی بین المملی تعیین می کنند، از مفهوم سازماندهی امت بسیار دور و بلکه بر خلاف آن هستند.

گاندی و نهرو و مصدق زمانیکه توانستند در جامعه متفرق و فاقد توانائی های لازم از طریق اندیشه سیاسی امت را سازماندهی کنند ، با حداقل امکانات بر دشمن توانای خویش غالب شدند. در همین رابطه معلم شهید برای بازسازی فکری جامعه مسلمان چنین میگوید.”از روزگار سید جمال و محمد عبده و کواکبی و رشید رضا و هم فکرانشان- که این شعار در جامعه های اسلامی عنوان شد- تا امروز، در لحظه لحظه زندگی ما، هر تحولی که پیش آمده، این نیاز نیرومند تر شده استو احساس فوریت تصفیه طرز تفکر مذهبی و اصلاح مذهبان، شدیدتر، تا بتوانیم به اسلام اولیه و به آن سرچشمه های نخستین و زلال اعتقادات مذهبی خودمان، بازگردیم، که در اسلام هرگز اصلاح مذهبی به معنی تجدید نظر در مذهب نبوده بلکه “تجدید نظر در بینش و فهم مذهب” بوده است و “بازگشت به اسلام راستین” و “شناخت حقیقی روح واقعی اسلام نخستین”.

معلم شهید در این اثر و آثار دیگرش به دقت امر رهبری را در فردسازی و جامعه سازی اصل مهمی دانسته و علت شکستها و پیروزی ها را نیز از این دریچه تحلیل کرده است . امروز جامعه ما با تخریب دست آوردهای یک انقلاب اسلامی که دانشگاه سنگر آزادی آن بود توسط ولایت مطلقه آخوندیسم مواجه است.

و به همین خاطر چون نسل دوم در پرتو تجربه نسل انقلاب، در تلاش است تا از تفکر اسلام منهای آخوند معلم شهید گسترده ترین سازماندهی را تدارک بیند، عمال ارتجاع و استعمار از هر سوی بر علیه او بسیج شده اند .

تریبونهائی چون آیت الله بی بی سی و حجت السلام صدای آمریکا ، با دست چین کردن افرادی امثال پاسدار تیر خلاص زن اکبر گنجی و شبه محققانی دچار عقده حقارت در قبال اندیشه معلم شهید، چون میلانی و امثالهم، می کوشد که تا آنجائی که مقدور است با سمپاشی و تحریف مانع ارتباط نسل دوم با اندیشه معلم شهید شود.

اندیشه رنسانسی معلمی که حتی با تز جنگ مسلحانه نیروهای انقلابی در حوزه ای، مخالفت دارد، به عامل اصلی خشونت ایدئولوژیک و مشروعیت ولایت مطلقه تعبیر و تفسیر می شود.

چونکه نسل دوم در پایداری نسل انقلاب بر اصول آزادی و حاکمیت مردمی، در مبارزه بر علیه رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه ، از طریق آثار ارتجاع ستیز معلم شهید تجدید بیعت می کند.

آنها میدانند که اگر ایندو بر اساس دکترین معلم شهید با هم پیوند خوردند، دیگر میدان مانوری برای عمال ارتجاع و استعمار باقی نمی ماند.

از این رو بارها با طرح تئوری امت و امامت معلم، و سانسور و تحریف آن به جنگ با او شتافته تا بتواند یار دیرینه خود یعنی ارتجاع را از بن بست خارج سازد. بازهم میتوان با طرح سئوالی که در تمامی حوزه ها کارآئی آن زبانزد عام و خاص است از این افراد و جریانها سئوال کرد.

آیا با نگاهی کوتاه به تاریخ سیاسی ایران و جهان و با مشاهده شکستها و پیروزی ها ی ملتها در تقابل با دشمنان داخلی و خارجی از موضع رهبری های ذیصلاح و نا کارآمد نیستیم؟ بنابراین معلم شهید در تز امت و امامت، با تشریح انواع سازماندهی ها ، کارآترین آن را به عنوان امت و امامت طرح کرده است.

امت یعنی مردمی که بر اساس یک باور مشترک به اتحادی فراگیر دست یافته وبا پیروی از رهبری ذیصلاح، برای رسیدن به هدف توانائی هرگونه مقاومتی را دارد. اگر پیامبران الهی با آموزه های وحیانی در پی آن بودند که سازماندهی برای استقرار قسط را بر اصل امت نمونه بنا نهاده، و رهبری ذیصلاح را عامل استراتژیکی توفیق آن می دانستند ،به خاطر دینامیسم این نوع از رهبری بوده است.

وقوع انقلاب ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین و طرح رهبری ذیصلاح در مقابل انواع دیگر، نیز ضرورتی بود که سازمان مجاهدین در ادامه مقاومت با آخوندیسم و استعمار نو بدان نیاز داشت. چونکه رهبری نوع مرکزیت دموکراتیک و یا نخبه سالاری پاسخگوی معضلات زمان نبود.

در انقلاب ایدئولوزیک نیز سازمان مجاهدین به امتی تبدیل شد که تحت رهبری ایدئولوژیک مسعود و مریم قادر شد از فروپاشی و شکست خویش در مقابل ارتجاع و استعمار مانع شود. معلم شهید در مجموعه آثار امت و امامت بعد از طرح تعاریف قوم و قبیله و غیره امت را اینگونه بیان می کند.

کلمه «امت»، از ریشه «ام»[10] به معنی آهنگ، قصد و عزیمت کردن است و این معنی ترکیبی است از سه معنی «حرکت»، «هدف» و «تصمیم خود آگاهانه» ! و چون در ریشه «ام» مفهوم «جلوه پیش روی» نیز نهفته است، بنابراین چهار عنصر این معنی مرکب را می سازد: 1- انتخاب، 2- حرکت، 3- پیش رو، 4- مقصد.

با حفظ همه این معانی ، کلمه «امت »- در اصل – به معنی «الطریق الواضح» است: راه روشن، یعنی:

جامعه یا گروهی انسانی بمعنی «راه» !

پس رهبری کردن ، رهبری شدن، راه و رفتن در این کلمه نهفته است. پس اسلام پیوند اساسی و مقدس افراد انسانی را در اینجا، نه اشتراک افراد در خون می بیند، نه خاک، نه تجمع، نه اشتراک در مقصد، نه اشتراک در شکل کار و ابزار آن، و نه در تشابه نژاد یا حیثیت اجتماعی و نوع زندگی … هیج. پس چه پیوندیست که در نظر اسلام، اساس تر و مقدس تر از همه این هاست؟ «رفتن» ! گروهی از افراد انسانی که یک راه برای «رفتن» انتخاب کرده اند.

!بنا بر این با توجه به حقایق موجود و صریح در مجموعه آثار کوثر صفت معلم شهید ، کسانی که به این تلاش خالصانه در نجات تفکر دینی از چاه ویل آخوندیسم ، توجه نکرده و عمری با آخوندها نرد عشق باختند تا کرسی بدست آورند، ودر نهایت مورد غضب واقع شدند، قادر نخواهند شد چشم جان نسل دلسوخته و مشتاق آزادی را بر حقایق مسلم و صریح ، راهکار معلم شهید سد کنند.

به همین خاطر استقبال نسل ها پیاپی از این بیدارگر مشرق زمین ادامه خواهد داشت تا اینکه جامعه مسلمان ایران به هدف استراتژیک خود یعنی دموکراسی توحیدی دست یابد. تنها در این بیان از دموکراسی است که ملتی، ملت دیگر را به استثمار نخواهد کشید.

در تمامی انقلابهای مدرن که از انقلاب کبیر فرانسه شروع شده ،احزاب و سازمانها و حکومتها تلاش می کنند که جامعه انسانی را از حالت تفرقه و فردیت به یک سازماندهی حرفه ای و نهادهای مدریتی کلان هدایت کنند.

از این رو تز امت و امامت معلم شهید با گذشت زمان حقانیتش بیشتر اثبات میشود. کسانی که در همراهی با رژیم جنایتکار ولایت مطلقه آخوندیسم تا زندانبانی و مرده شوی نیز پیش رفتند اینک با توسل به انواع بهانه ها تفکر شریعتی را متهم به ولایت سازی کرده تا برای همکاری و همراهی خود بهانه ای را فراهم کنند.

معلم شهید بعد از توضیح و تبیین انواع رهبری ها در جوامع مختلف به تعریف امت می پردازد و آن را اینگونه تبیین و تفسیر می کند.

=1- اشتراک در هدف و قبله.

2- رفتن به سوی قبله و هدف.

3- لزوم رهبری و هدایت مشترک.

پس امت- بر اساس تعریفی که از جمع معانی یی که در این کلمه هست بر می آید- عبارتست از

«جامعه انسانی یی که همه افرادی که در یک هدف مشترک اند، گرد هم آمده اند تا بر اساس یک رهبری مشترک، بسوی ایده آل خویش حرکت کنند». پس خویشاوندی افراد انسانی – به جای خاک و خون و همکاری و هم سرنوشتی و هم هدفی و هم قیامی و هم گامی برای یک کار و یا همگروهی (در برابر گروه های دیگر، چنانکه در معنی شعب هست) عبارتست از اعتقاد و اشتراک در یک رهبری واحد در جامعه یی که افرادش متحد و متعهدند که در این راه به طرف قبله مشترک حرکت کنند و آن جامعه دارای یک رهبر آگاه مورد اتفاق همه است.

قرآن در معرفی این امت می گوید.لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند .قرآن سوره آل عمران ..

بر اساس محکمات این تبیین جامعه انسانی تا زمانیکه متفرق و بی هدف و هر فردی و جمعی از آن تنها به دنبال اهداف روزمره خویش است، از امت بسیار فاصله دارد. در این جامعه متفرق و منزوی ، نیروهای سیاسی با توسل به انواع روشها فکر را تولید و تکثیر می کنند.

با گسترش فکر و بنای سازماندهی مقاومت و مبارزه برای تغییر سرنوشت جمعی ، امت بنا نهاده میشود. و از میان آنها شایسته گان برای هدایت این ملت به میدان می آیند. این رهبری ذیصلاح اینک باید امت را به سوی سرنوشت آزادی هدایت کند.

همه انقلابها و قیامها در مبارزه بر علیه ستم از همین مبنای عام نشأت میگیرد. و دیکتاتورها و مستبدین یا همان مثلث شوم زر و زور و تزویر، در مقابل این سازماندهی یعنی امت سازی از مردم با استفاده از انواع قهر و سانسور و تحریف وارد میدان میشوند. تا اینکه از نابودی خود توسط این امت مانع گردند.

رهبری ذیصلاح در این امت از جایگاه خاصی برخوردار است بطوریکه اگر این رهبری دچار خطا و خیانت گردد، تمام فداکاریها و تلاشهای امت به پاخاسته یعنی مردم سازماندهی شده ، دچار خسران جبران ناپذیری خواهد شد.

در انقلاب اسلامی ایران که دانشگاه سنگر آزادی آن بود و معلم شهیدش شریعتی و مجاهد و فدائی، مبارز حرفه ای آن، با غصب رهبری آن توسط یک عنصر فاقد صلاحیت همه تلاشها منجر به باز سازی استبداد ولایت مطلقه شاه در قاموس ولایت مطلقه آخوندیسم گردید.

خمینی در مقابل شعار دانشجویان و مردم ضد استبداد وعده برق و آب و اتوبوس مجانی میداد. ولی از اصل آزادی سخنی به میان نمیاورد. چونکه خود او نیز به مانند شاه کودتاچی به آزادی سیاسی و حق حاکمیت مردم باوری نداشت. غفلت شخصیتهائی چون اسلام شناس قرآنی مرحوم مهندس بازرگان و آقای بنی صدر و حتی مجاهدین خلق، از آزادی ستیزی و شریعتی ستیزی آخوندیسم، جبهه خمینی را منسجم تر و مصممم تر کرد در کودتا بر علیه انقلاب مردم.

اگر این اشخاص و جریانها بر اساس تز ولایت فقه خمینی که در سال 1346 نوشته شده بود او را مورد سئوال قرار داده و از همان نفل لوشاتو، پاریس، راه را بر موج سواری او و رفقایش بسته بودند، بدون شک ما از کودتای این ولایت مصون می ماندیم.

تمامی دیکتاتورهای قدیم و جدید از تشکیلاتی شدن مردم در هراس بوده اند، و به همین خاطر همه شخصیتهائی توانا برای ایجاد یک سازماندهی را بزرگترین خطر برای خود تلقی کرده اند. متفکرین این تشکیلات سازیها که در حوزه اندیشه سیاسی و دینی و فرهنگی از توان بالائی برخوردار بوده اند، همیشه توسط این دیکتاتورها حذف فیزیکی شده اند. حسینیه ارشاد یکی از پایگاه هائی بود که بنا به اعتراف ساواکی ها نظام کودتاچی پهلوی، معلم شهید عارف مسلح تربیت میکرد. بنابراین مردم و یا ملت و قوم تا زمانیکه برای هدفی چون آزادی و دموکراسی تبدیل به یک امت نشده اند، هیچ خطری برای دیکتاتورها ندارند.

مردمی متفرق و بدون هر گونه سازماندهی فکری و عملی ، بهترین بستر برای جولان دادن دیکتاتورهاست. از این رو تز امت و امامت معلم شهید توسط جریانهای سازشکار و میانه باز در داخل و جریانهای مشکوک و وابسته به ولایت در خارج از همه سو مورد تهاجم قرار میگیرد.

و تأسف بار تر اینکه بعضی از شخصیتها و جریانهای انقلابی نیز از موضع احساس حقارت در مقابل اندیشه معلم، او را متهم به محفل گرائی و کار ذهنی کرده، و تفکر او را بستر مناسب برای یک تشکیلات انقلابی نمی دانستند.

اما با گذشت زمان شریعتی و اندیشه آگاهی بخش و آزادی بخش او جایگاه خود را در میان نسلهای مخاطبش باز می یابد. و ارتجاع و استعمار همچنان درپی سانسور و تحریف و ترور فکری خدعه های جدید ساز می کنند.

امروز هرکس که به خصوص از اردوگاه دیکتاتوری پرولتاریا درپی بخشش و اعانه شاهانه و یا شیخانه است، شرط قبولی توبه اش، سانسور و تحریف و هتاکی به معلم شهید است. و همه این شواهد حکایت از آن دارد که آن معلم فرهیخته و شهید شاهد، دشمن را به خوبی هدف گرفته و اورا برای دوست به درستی نشان داده است.

بازهم به کلامی از خود معلم شهید در پایان این نوشته یاد آور شویم که او خود را بهتر از هر منتقدی، نقادی کرده است.

این جامعه ویژه اسلام است که در آن، اسلام به عنوان مذهب و مکتب، این راه و قبله را نشان می دهد. می بینیم، بدون اینکه به مسائل کلامی و مذهبی و متون تاریخی و اصول دیگر اعتقادی بپردازیم، از معنی امت، امامت بیرون می آید، از لفظ آن نیز. بنابر این امامت عبارت است از هدایت این امت ، بطرف آن هدف. از این نظر در خود اصظلاح امت وجوب و ضرورت امامت صد در صد نهفته است، که در جامعه و در قبیله و در اجتماع و قوم و ناسیون، نهفته نیست.

امت بی امامت نمی شود. از طرفی فرد انسانی وقتی عضو امت است، که در برابر رهبری جامعه متعهد باشد و تسلیم، البته تسلیمی که خود آزادانه اختیار کرده است، فرد در امت دارای یک زندگی اعتقادی متعهد در برابر جامعه است و جامعه نیز متعهد به حرکت و حرکت نیز متعهد به رهبری و رهبری نیز به نوبه خود ، متعهد به ایدئولوژی یا «عقیده» و ایدئولوژی نیز متعهد به تحقق ایده آل و نیل به هدف.

بار دیگر بر اساس محکمات اندیشه معلم شهید دکتر علی شریعتی، بدین حقیقت واقف میشویم که ضرورت سازماندهی های مدرن در تشکیل جامعه مدنی و اصالت رهبری های ذیصلاح از نظر علم و تقوا، از بن مایه های این راهکار است.ی

و در تاریخ خود شاهد بوده ایم که در غیبت رهبری های ذیصلاح چگونه جنبش های مردمی و دست آوردهای آن توسط عمال ارتجاع و استبداد که در کمین نشسته اند ربوده میشود.

انقلاب اسلامی بهمن 57 به خاطر قحط الرجالی که رژیم کودتائی شاه در جامعه برقرار کرده بود، به گروگان و تحت هژمونی کسانی قرار گرفت که کمترین سنخیت را با آهداف و آمال این انقلاب داشتند.

تأکید معلم شهید در رساله امت و امامت برای پرهیز از خطرات رهبری کاذب، و فرصت طلب که سکان مدیریت این جنبشها را بدست می گیرد بارها تذکر داده شده، و بیانگر عمق اندیشه سیاسی معلم شهید در این زمینه است.

سالهاست شاهد این ماجرا هستیم که هر گاه جریانی و شخصی میخواهد از مواضع مختلف خود از موضع انقلابی گری و یا مبارزه با دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم اظهار پشیمانی کند، شرط پذیرش توبه در بارگاه استعمار و ارتجاع ، متهم کردن معلم شهید و تاختن بر اوست.

بطوریکه طرفداران م.ل. معتقد به خط مشی انقلابی و ضد مذهبی نیز در اظهار توبه برای گرفتن پاسپورت رژیم به معلم شهید و افکار ضد ارتجاعی او می تازند. و هم چنین بی بی و سی و صدای آمریکا مقری میشود برای تاختن به معلم بدون اینکه اجازه دهند از موضع او نیز پاسخی به این جعلیات و اتهامات واهی داده شود.

تا اینکه جمعی از طرفداران خاتمی و رفسن جانی با توده / اکثریتی پیرو خط امام، مدعی انواع جمعیتها به نام ملی/ مذهبی و غیره به طرح انواع اتهامات بر علیه معلم پرداخته و سپس خود نیز به تحلیل آن می نشینند.

امروز نسل جوانی که در اقصی نقاط ایران با خواندن آثار معلم شهید در صفوف مختلف بر علیه دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم بسیج میشوند، به شیوه ناجوانمردانه علاوه بر داغ و درفش رژیم جنایتکار آخوندیسم باید جعلیات و تحریفات این ها را نیز پاسخگو باشند.

در پایان این گفتار لازم است بازهم به گفتاری از معلم شهید در رابطه با وصایت و انتخاب اشاره ای داشته باشیم.

وصایت نه نصب ، نه انتخاب، نه وراثت، نه کاندیداتور است. زیرا امامت زاده هیچ کدام از این ملاکهای سیاسی نیست. امام بودن علی مثل بلند بودن قله دماوند است.

نه ابلاغ دولتی، حکم سازمان کوهنوردی، و یا ادراه جغرافیائی کشور، دماوند را بلندترین قله کرده است و نه اکثریت آراء مردم. و نه کاندیدا کردن آن به عنوان بلندترین قله معنی دارد.و نه کسی حق دارد به قله توچال به عنوان بلندترین قله رأی بدهد. نه اجماع آراء همه مردم ایران و تهران در انتخاب قله دیگری در این واقعیت که دماوند بزرگترین قله است کمترین اثری دارد.

اما این هست که که مردم نا آگاه که در میان کوچه ها و خیابانهای شهر و یا در پهنه کویری وسیع، کوه ها را نمی شناسند، و قله ها رو، به انسانی آگاه و درست نیاز دارند تا این قله رو که بلند ترین قله است، نشان دهد. حقیقت مجهول را بیان کند، آن چنان که مرد آگاه و درستی، به بیماران فلب بزرگترین متخصص موجود را معرفی می کند. وصایت این است.

مردم باید به این وصیت عمل کنند، مردم باید زمام خود را به دست او بدهند. وگرنه به گمراهی افتاده اند. در صورتیکه در کاندیداتوری ، مردم حق دارند به کاندیدا رأی ندهند.

کاندیدا توری، اعلام نظر شخصی مقامی است که فردی را کاندید می کند، در صورتیکه وصایت، اعلام واقعیتی است که در خارج وجود دارد. امت و امامت مجموعه آثار 26 (علی) ص 487 .

با توجه به همین فلسفه است که رهبری ذیصلاح حاصل قرارداد و رأی و انتخاب نیست بلکه آنها در هر عرصه ای ساخته دست خود هستند، که مردم می تونند با تشخیص آنها سرنوشت خود را در حوزه های مختلف از طریق رأی و قرار داد بدانها واگذار کنند.

از این رو معلم شهید با طرح تز امت و امامت از یک سازماندهی کلان در حوزه مبارزه و مدیریت برای پیشرفت و رشد جامعه در تمامی ابعاد آن ، سخن گفته و ما شاهد بودیم که تحمیل یک رهبری فاسد و خودمحور بر یک انقلاب مردمی چه فجایعی را به دنبال داشت.

تمام کسانیکه با دعوی های رنگارنگ از جمله از موضع همکاری با دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم ، در گفتار و نوشتار سعی بی حاصل کرده اند که این طرح را مخدوش سازند، تا کنون تنها بی مایگی و وابستگی خود را به اثبات رسانده، و از طریق تاختن بر معلم از دست اربابان نواله دریافت نموده و با نوش جان کردن آن عطش ستیز بر علیه معلم را مشتعل تر ساخته اند….

اما نسل وفادار به آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی 57 که شریعتی معلم شهیدشان بود، راه او را با پرداخت بهای سنگین در نبرد با ارتجاع به جان پذیرفته و اینک نسل دوم میر با جنبشهائی چون قیام 18 تیر با نسل انقلاب در بر افکندن کاخ فرعونی ارتجاع همگام شده اند.

سلام بر معلم شهید دکتر علی شریعتی سلام بر همه شهدای راه آزادی

زنده باد دموکراسی توحیدی .. مرگ بر نظام ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم

نهضت تشیع علوی …. تیرماه 1392 برابر با جولای 2013