دیدار و مذاکره نوه حمینی با رضا پهلوی چه مفهومی دارد.؟

2009-11-14 ، مقالات

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان ، آزادیخواهان جویای حاکمیت ملی – مردمی ، در سالیان اخیر هرگاه رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی آخوندیسم مواجه با اعتراضات و قیامها در داخل بوده است،برای خروج از بحران و مقابله با مردم، قبل از هرچیز به فکر ساخت و ساز و لابی گری با دولتهای نفت خوار و دلجوئی از رفیق تاریخی اش بر آمده است.در تاریخ سیاسی ایران مذاکره علنی و پنهانی این دو قطب قدرت، تنها برای تداوم دوران اسارت و رنج مردم بوده است و بس. حسین خمینی با خروج از ایران و از طریق عراق به آمریکای جهانخوار و یا به قول خمینی و شرکاء شیطان بزرگ عزیمت کرده و به دیدار شاه جوان میرود.مذاکرات و نقل و انتقال وعده و وعیدها، تا کنون در هیچ رسانه ای از جانب هیچکدام از آن دو منتشر نشده است.اما با توجه به سابقه ایندو در همراهی و همکاری در سرکوب مردم و به زنجیر کشیدن آزادی، انتظاری جز ادامه همین خط مشی از ایندو نمیتوان داشت. همانطور که ملاقات شیخ فضل الله با محمد علیشاه منجر به بمباران مجلس شد، و ملاقات کاشانی و شاه نیز به کودتای 28 مرداد و اسارت رهبر نهضت ملی ایران در زندان احمد آباد گردید. ایندو وقتی با هم خلوت میکنند لاجرم به ریش مردم میخندند، و بر تدارک یک کودتای دیگر اسباب و وسایل فراهم کرده و منتظر کارگردانهای اصلی می مانند. چون رضا پهلوی همیشه در مصاحبه ها و بیانیه های خود گوشزد میکند که هنوز زمان لازم داریم و موعد میوه چینی فرا نرسیده است.اما در اثنی این دیدارهای علنی و غیر علنی، نسل دوم با وصل خود به نسل انقلاب از طریق پیگیری اهداف و آرمانهای آنها، چرت معامله گران را پاره کرده، و آنها را زانوی غم در بغل گرفته در خلسه فرو برده است.جنبش سبز با گذر از موسوی و کروبی ، خود را به نسل انقلاب وصل کرده، و با تجربه 30 سال حاکمیت قرون وسطی آخوندیسم، با آرمانها و اهداف معلم شهید خود دکتر علی شریعتی همراه میشود.این نسل رهائی خود را در یک مبارزه دموکراتیک، از طریق نفی مثلث شوم حاکم بر تاریخ ایران (1. مذهب آخوندیسم 2- ناسیونالیسم رضاخانی 3- کمونیسم استالینی ) پی میگیرد. و هر سه این جبهه امروز تحت انواع شعارها در تلاش برای بازسازی خود، و دستیابی به قدرت هستند. اما جنبش نسل دوم با گذار از موسوی و کروبی عملا نشان داد که قبل از ایندو، با تمامیت مافیای حاکم تصفیه حساب کرده است.صدای الله اکبر شبانه در کوی و برزن و شهدائی چون سهراب و ندا تعلق راستین و استراتژیک این نسل  به آرمانها و اهدافی چون آزادی و حاکمیت ملی را، حتی بر معاندین خود نیز تحمیل کرده است.یاد آوری این دیدار در سالیان پیش و توضیح و تبین شجرنامه ایندو، در تاریخ معاصر هشداری است به نسلی که رویاروی دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم ایستاده و پرداخت هر بهائی را در این راه تا رسیدن به آزادی به جان خریده است.این نسل توسط اشخاص و جریانهای وفادار به آرمانهای انقلاب 57 ، که در رویاروئی با آخوندیسم هزاران آنها در خاوران و اقصی نقاط ایران و جهان آرامیده است، اجازه بازگشت به نیروهای رانده شده از سوی مردم نمیدهد. جز اینکه آنها با اعتراف به حق مردم ایران، داوطلب حضور در دادگاهی شوند که وکلای ملت ایران و حقوقدانان بین المللی در آنجا به چون و چند کارنامه آنان رسیدگی کنند.و چنا نچه ایندو جریان توانائی نقد جدی خود و تسلیم به خواستهای مردم در تدارک یک حاکمیت ملی و دموکراتیک گردند، مردم ایران نیز توان پذیرش استغفار و بازگشت آنان را به میان خود خواهند داشت.

سلام بر شهیدان راه آزادی زنده باد دموکراسی توحیدی

سرنگون باد رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی حاکم بر ایران

نهضت تشیع علوی — آبان ماه 1388 برابر با نوامبر 2009