مهندس بازرگان بزرگترین شانس و سرمایه دموکراتیک انقلاب اسلامی 57 بود

2010-01-27 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام شناس قرآنی مرجوم مهندس بازرگان از یکی از نادره های تاریخ معاصر بود، که در حوزه مدیریت و بینش سیاسی ایمان عمیق و برخاسته از مکتب وحی به آزادی داشت. او از روز نخست براساس همین باور به قرآن از بینش تشیع صفوی در فقه حوزوی جدا شده بود. و همین سرمایه بود که بنیانگذار شهید سازمان محاهدین شهید حنیف نژاد ویارانش را بدو راغب کرده بود. در زمانیکه نشان انقلابی بودن طرح مقوله ضدیت با امپریالیسم آنهم از بیان لنینستی آن بود، مهندس آرمان آزادی و حاکمیت ملی را بر اساس رهنمودهای قرآنی شعار خویش ساخت. کتابهای او بود که به صورت جزوات ممنوعه منبع آموزش کادرهای سازمان مجاهدین بود. مهندس هوشیارانه و از موضع صداقت و آگاهی و ایمان با راه حل جنگ مسلحانه مرزبندی کرده بود. در آن هنگام که اکثر سیاسیون به شعارها و راه حلهای سیاسی نسخه برداری شده از مکاتب مطرح روی آورده بودند، او با تأسی به سید حمال پیشاهنگ نهضت بازگشت به قرآن ، سلطه فقه سفیانی آخوندیسم بر تفکر دینی را نشانه رفت. و کتابهای بسیاری برای تبیین اسلام قرآنی و طرح و تقویت راه حلهای مسالمت آمیز ضد خشونت در آموزه های سیاسی را تهیه و تدوین کرد.علت جدائی بنیانگذاران شهید سازمان مجاهدین از نهضت آزادی همانا روش مسالمت آمیز و فرهنگی او در مبارزه سیاسی بود. و خود او در مرحله ای از محاکمات خود در بیدادگاه رژیم کودتائی پهلوی دوم به این آموزه استراتژیک چنین اشاره میکند. ( ما آخرین گروهی هستیم که با روش قانون و مسالمت آمیز با شما مبارزه میکنیم مطمئن باشید بعد از ما دیگران به راه های دیگر از موضع مسلحانه روی خواهند آورد.) زمانیکه مهندس بازرگان و آقای طالقانی در زندانهای رژیم کودتا بودند، شبکه مافیائی و شریک در کودتای 28 مرداد به رهبری کاشانی و فلسفی در هرکوی برزن بر منبر بوده و در پایان نیز برای سلامتی شاه و خاندانش دعا میخواندند. با گذشت سالیان و تجربه حکومت ولائی آخوندیسم در کرسی قدرت و سایرین در مقامم اپوزیسیونی، ارزشهای در بردارنده آزادی و حقوق بشر در منش و روش مهندس بازرگان بیش از هرزمان دیگر خود را به نمایش گذاشته است. بسیاری به زبان اشهد و بسیاری دیگر با حالت شرم و ترس بر عدم توان تشخیص و یا حسن نیت خود در همراهی با مهندس و استقبال از راه حلهای او در سالیان اخیر اشاره داشته اند. زمانیکه او با نصیحت و هشدار مکرر به گزمه های ولایت مطلقه و جریانهای سیاسی معتقد به تضاد طبقاتی و جنگ انقلابی، یاد آور کودتای 28 مرداد میشد و این روشها را بهترین ابزار و امکان برای دستیابی شبه فاشیست ها به قدرت ارزیابی میکرد، کمتر کسی به هشدارهایش توجه میکرد.اما با گذشت زمان و به تجربه در آمدن انواع شیوه های خشونت محور در حوزه حاکمیت و نیروهای مقابل آن، بازهم عده ای از هر دو سو برای لاپوشانی خطایای خویش بر مهندس میشورند. و یا اینکه خیرخواهانه او را نصیحت میکنند و تقاضای عفو و بخشش خطایای او را دارند. برای یکبار هم که شده باید از معتقدین به راه حل انقلابی و مسلحانه سئوال کرد که از منت نهادن بر دیگران و تعارفات دیپلماتیک و بزرگ نمائی اشتباهات و ضعفهای دیگران شما را چه حاصلی است؟ شما به جای چوب کاری دیگران و مو از ماست کشیدن اگر امکان دارد به دست آوردهای خودتان در حوزه مبارزه و تقویت اندیشه سیاسی دموکراتیک و سازماندهی تابعه آن بپردازید. با نسل انقلاب که بیشترین آموزه های دینی ضد ارتجاعی و استبدادیش را از آموزه های مهندس و معلم شهید دکتر شریعتی گرفته بود چه کردید؟ اگر خمینی و شرکاء با راه انداختن جنگ خارجی و تبلیغ شعار آزادی قدس از طریق کربلا باورمندان به فقه رساله ای خود را طعمه خویش ساخت و خانواده هاشان را نیز به عقد و صیغه همپالگی هایشان کشاند، شما با نسلی که بازرگان و شریعتی از تله شبه دینی آخوندیسم نجات داده بودند چه کردید؟ مگر بازرگان نبود که در سرمقاله روزنامه میزان تحت عنوان فرزندان مکتبی و مجاهدم، هشدار دلسوزانه داد که از وارد شدن به یک جنگ داخلی زمانیکه انواع فتنه ها و به خصوص جنگ خارجی شعله ور شده است بپرهیزید. بازرگان آنچه را می بایست از موضع یک پدر دلسوز و باورمند به آموزه های قرآنی در متد پیامبر و خاندانش به نسل انقلاب و رهبرانش گفت ولی پاسخی جز تهمت و توهین دریافت نکرد. انقلاب اسلامی 57 با پیروزی زودرس خود قبل از آن که صفها بر اساس کارنامه عملی و فکری شناخته شوند، و با قحط الرجالی که رژیم کودتائی 28 مرداد در صحنه سیاسی ایران ایجاد کرده بود، مهندس بزرگترین سرمایه او برای دستیابی به اهدافی چون جمهوریت بر مبانی اسلام بود. خمینی به توانائی های او واقف بود ولی به شیوه معاویه با او رفتار کرد. اما نسلی که قرآن و نهج البلاغه و رهنمود های سیاسی آن را از او گرفته بود، بایستی شکر این نعمت را با توجه و حفاظت و تعمیق این سرمایه به جا میاورد.نسلی که با شعار حکومت عدل علی امکان مادی و فرهنگی انقلاب اسلامی بهمن 57 را فراهم کرد، پیرو رساله های عملیه حوزه آخوندیسم به رهبری خمینی نبود، بلکه از مهندس و شریعتی ها پدر و پسر و مهدی رضائی و طالقانی شناخت اسلام و سنت مجاهد پرور آن را یاد گرفته بودند.استعمار بر این نقطه قوت اشراف کامل داشت و از دستیابی این انقلاب با پیشقراولانی چون مهندس بازرگان به یک حاکمیت دموکراتیک بیمناک بود. برای مواجه با این نقطه قوت و امید، به سراغ آخوندیسم رفت و رهبری آن را در انحصار آنها قرار داد. ماجرای گوادلوپ و تضمین امنیتی این رژیم توسط نیروهای امنیتی رژیم سابق همگی در راستای تحقق همین هدف بود. گرامیداشت مهندس بازرگان و بنیانگذران شهید سازمان مجاهدین و معلم شهید شریعتی و مفسر قرآن طالقانی باید ما را هرچه بیشتر به نقطه قوتها و ضعفهای خودمان در حوزه اندیشه و عمل واقف سازد. از هیچکدام آنها نمیتوان به عنوان ملک طلق کسی وسیله نفی دیگران را ساخت.احترام به اندیشه اندیشمندان و راه آنان تنها در پرتو یک نگاه علمی و جهت دار ممکن است. انتقاد استراتژیکی که به مجاهدین و مهندس بازرگان رواست همانا تنها گذاشتن معلم شهید دکتر شریعتی در قبال ایلغار فتاوی آخوندیسم است و به فال نیک گرفتن ..کتاب ولایت فقیه خمینی در 1346 و مخالفتش از موضع ارتجاعی بر علیه لایحه اصلاحات ارضی و آزادی صوری زنان توسط رژیم کودتا.مهندس در آخرین اثر خویش تحت نام هدف از بعثت از انبیاء تنها آخرت است، توجیهی برای مدعیان و معتقدان به طرح استعماری جدائی دین از سیاست یا دولت فراهم آورد. اما در نگاهی همه جانبه به این تز و اصالت استراتژیک آخرت در مقابل دنیا میتوان مقصود او را از این تحلیل چنین ترجمه کرد( که اعمال دنیوی ما باید در مسیری باشد که زندگی دائمی ما را از هرگونه محرومیت و مجرمیت مانع گردد و این عمل همان اعمال صالح است که در قرآن پیوسته بدان توصیه شده و مراتب ایمان به آخرت از روی آن سنجیده میشود. چون در بیان قرآنی که مهندس یکی از معتقدین و آگاهان بدو بود در آخرت هرکسی با عملکرد خودش مواجه خواهد بود و لاغیر .وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست (۳۹) سوره نجم.کسانیکه با استناد به این تحلیل از مرحوم مهندس بازرگان به دنبال توجیه تسلیم طلبی خویش در مقابل ارتجاع آخوندی و استعمار حامی آن بر آمده اند آشکارا جعل و تحریف میکنند. و به قول شاعر گوئیا باور ندارند روز داوری که اینهمه دغل در کار داور میکنند. بزرگترین سانسور و تحریف آرمان و اهداف اسلام شناسانی چون شریعتی و بازرگان و طالقانی و حنیف نژاد، امروز در معامله و سازشی استعماری و ارتجاعی خنثی کردن دین در حوزه سیاست است.تا از یکسو آخوندیسم به مانند روحانیت قرون وسطی از پاسخگوئی به جنایات خود معاف شود و از سوی دیگر دین مردم و دین آزادی و کرامت در انحصار آنان در آید.بنابر این بر ما مسلمانان معتقد به قرآن و پیام رهائیبخش آن لازم و ضروری است که با افشای این توطئه ها و تدارک زمینه های لازم استقرار دموکراسی توحیدی در کشورمان، از طریق یک رفراندوم و انتخابات آزاد به خنثی کردن این نیت شوم برخیزیم. امروز جامعه با برخورداری از تفکر سیاسی آزادیخواهانی چون مرحوم بازرگان و هزاران شهیدی که با وصیت نامه جامعه بی طبقه توحیدی بر بالای دار رفته و در قبرستانهای گم نام آرمیده اند، توانا به استقرار یک نظام سیاسی مردمی بر اساس ارزشهای فرهنگی و دینی خود است. گرامیداشت یاد شهدا و مصلحانی چون مهندس بازرگان در گرو تحق این اصل است.

سلام بر اسلام شناس بزرگ مرحوم مهندس مهدی بازرگان و سلام بر شهیدان و مصلحین راه آزادی

نهضت تشیع علوی —- بهمن ماه 1388 برابر با ژانویه 2010