اسلام سکولار است

2010-05-31 ، مقالات

بسم الله الرحمن الرحیم

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿ به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است پديد آورديم تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان او و پيامبرانش را يارى مى‏كند آرى خدا نيرومند شكست ناپذير است .سوره حدید آیه 25

لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾ در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست .

مدتهاست که بعد از سلطه ارتجاع آخوندیسم بر دست آوردهای انقلاب اسلامی 57 و حاکمیت جائرانه و قرونوسطی آن گرایشهای دینی و ضد دینی بر طبل سکولاریسم نواخته و خود را در جایگاه روشنفکران قرون وسطی اروپا تلقی میکنند. همان کسانی که از موضع دینی و یا مارکسیستی کودتای خمینی و شرکاء را بر علیه مردم و اسلام قرآنی به فال نیک گرفته و خط او را ضد امپریالیستی نامیدند. بعد از جنایت و خیانت آخوندیسم به رهبری خمینی گرایشهای فوق به تنگ آمده و در تلاش برآمده اند با استفاده از نسخه پاپیسم دین را وسیله ارتزاق و اعمال هژمونی آخوندیسم دانسته و با سازشی از بالای سر مردم و حنبشهای انقلابی شان، نظام سیاسی دموکراتیک را تنها در خلع سلاح دینی سیاست قابل حصول و توانا به سازماندهی مدرن توجیه و تئوریزه کنند. انواع نحله های کمونیستی از حزب توده تا تشکلهای چند نفره انشعابی در تلاش هستند همراه با بخشی از مافیای آخوندیسم و ملی – مذهبی های نادم از انقلاب و مبارزه پیگیر ، و ناسیونالیستهای بازمانده از ایلغار پهلوی، تنها مانع تحقق دموکراسی را دخالت دین در دولت و یا سیاست دانسته و با احترام و تکریم آخوندیسم آن را تنها وارث و موکل دین تلقی کنند. اما اسلام که کتابش قرآن است و پیامیرش محمد و خلفایش علی و عمر و ابوبکر و امامش امثال حسین این علی، مغلطه و سانسور و تحریف فوق را بر نمی تابد. و حنبشها و انقلابهای چون انقلاب 57 در تاریخ سیاسی ایران و جنبش سبز نیز گواه بر این مدعاست. نهضت روشنگری اروپا که توانست در مخالفت با دستگاه پاپیزم قرون وسطی دین را ملک طلق آنها سازد و سند مالکیت اش را برای آنان صادر کند، خود نیز در دینداری و تحمیل هژمونی گرفتار همان مشکل پاپیزم بود. رو شنفکران اروپائی با این خلع سلاح اخلاقی و ایدئولوژیک توانستند آسیا و آفریقا را تا سرحد برده داری نیز استثمار کرده و بازار خود را رونق دهند، ولی برای روشنفکران مدعی ما آسیا و آفزیقائی نیست. و در این میان مغلطه دینداران برای توجیه این تئوری آنهم به نام دفاع از دین ماجرا را غامض تر میکند. در قرآن 114 بار از آخرت یاد شده و 111 بار نیز دنیا و ایندو به عنوان عمل و نتیجه عمل آمده است و نه چیز دیگر. همانطور که آزمون نهائی در مراحل مختلف آموزشی حاصل یک پروسه تعلیم و تربیت است. آیا کسانیکه به آزمون نهائی در هر مداری از تحصیل باور ندارند میتوانند دانش آموز و یا دانشجوی موفقی باشند؟ در قرآن بهشت اخروی در حیات ضد آنتروپی به کسانی تعلق میگیرد که در دنیا با عمل خیر در ابعاد مختلف آن را تدارک دیده باشند. جهنم و محرومیتهایش از آن کسانی است که در دنیا متجاوز به حقوق دیگران باشند. فراخنای زندگی در بیان توحیدی انبیاء الهی همیشگی است و در بیان فیلسوفان قدیم و جدید که متکی به ماتریالیسم کور هستند این وسعت و ابدیت نادیده انگاشته شده و حیات انسان را محصور در همین دوران کوتاه مدت میکنند. از همین رو عطش مصرف گرائی و سلطه بر دیگران برای دستیابی به امکانات بیشتر استراتژی فلسفه سیاست میگردد. سازماندهی در تمامی نحله های لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی با اتکاء به این اومانیسم محدود، و محصور در جهارچوب منافع قدرتمندان جهان را به دو عرصه از نگاه اصالت سود بیشتر تقسیم کرده است. دنیائی که صاحب مواد خام و بازار متقاضی مصرف است، و دنیائی که صاحب صنعت و تولید است. در بینش اومانیستی اگزیستانسیالیستها و سوسیالیستهای قدیم و جدید، انسان بر اساس قدرتی که دارد تعریف شده است و به همین خاطر آنها نیز در این سانسور هویتی انسان در همراهی با لیبرالیسم سهم اساسی دارند. بعد از فروپاشی شوروی سابق با طرح اصلاحاتی گورباچف موسوم به پروستریکا مبنای فلسفی و بنیانهای سیاسی سوسیالیسم موجود مورد بازبینی و نقد از سوی بخشی از متفکرین خودی و لیبرال واقع شد. و در این میان سوسیال دموکراسی در ائتلافی از موضع قدرت با لیبرال دموکراسی از همه آرمانهای ایدئولوژیک خود عقب نشست تا سهم بیشتری از بازار آزاد را به جیب بزند. در این رقابت جدید حتی در آنجائی که لیبرال دموکراسی در دفاع از حقوق ملتهای تحت استبداد اعتراضی میکرد، او با یک نگاه منفعت طلبانه در پی تصاحب بیشتری از بازار آزاد بر آمده است، و با مخوفترین استبدادها و حامیان تروریسم نرد عشق باخته است. اما اگر این رهبری های سیاسی در کشورهای غربی با هژمونی آموزه های انبیاء توحیدی از قبیل موسی و عیسی علیها سلام بود، بدون شک رابطه ها در درون و بیرون خالی از هرگونه عنصر زور و استثمار میشد و جهان چهره دیگری میداشت. اصالت دنیویت در مکتب انبیاء توحیدی برای تدارک یک جامعه سالم متضمن اصول و قوانینی است که با دوری از هرگونه تبعض در نژاد و باور، انسان صاحب کرامت از طریق تأمین حقوق اش تعریف شده است. بهشت در ابدیت محصول عمل انسانهائی است که در این مرحله از زندگی با عدالت و آزادی زیسته و در دفاع از آن حتی از جان گذشته اند. شهدا کسانی هستند که برای نفی محرومیت و برپائی عدالت در این دنیا با ظالمان همراه نشده و با حداقل امکانات دنیوی در مقابل آنها ایستاده و سازش نکرده اند. سانسور و جعلی که در تحریف این حقیقت صورت گرفته است، عبارت است از سازش دو جریان سلطه گر به نام دین و ملیت یعنی شاه و آخوند .. و جریان سوم که ضلع سوم این مثلث شوم را میسازد، ماتریالیستهای نهیلیست هستند که تعریفشان از هدف انسان در زندگی جز لذت طلبی چیز دیگر نیست. این جریان از حاکمیت پاپیسم برای خود انواع توجیهات شبه فلسفی و علمی را ساخته است تا سلطه بلا منازع یاران تاریخی و ایدئولوژیک خود را توجیه دینی کند. قسطی که در آیه آغازین این نوشته بدان به عنوان هدف از بعثت انبیاء اشاره و تأکید شده است، آیا جز در این دنیا و این مرحله از زندگی انسان است؟و شهدای نهضت انبیاء توحیدی جز برای تحقق این هدف توسط دشمن در مراحل مختلف تاریخ بر خاک افتاده و در قبرستانهای گمنام دفن شده اند؟ آیا این سخن پیامبر که در میان تمام فرقهای مسلمان رایج است جز تأکید صریح بر دنیویت یا همان سکولاریسم است؟ الدنیا مزرعه الاخره ( دنیا مزرعه آخرت است) و آیه صریح قرآن که میفرماید(ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ اين [كيفر] به سزاى چيزهايى است كه دستهاى تو پيش فرستاده است و [گرنه] خدا به بندگان خود بيدادگر نيست وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىو اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست .سوره حج آیه 29. بنابراین فلسفه سیاست در مکتب انبیاء توحیدی نه مبتنی بر زور و اکراه است و نه دچار توهمات آنارشیستی و به کنج عافیت خزیدن و گلیم خویش از آب کشیدن.دنیا بستری است که با تمامی نعمات داده شده از سوی آفریدگارش انسان مسئولیت دارد که آخرت خود را با عمل و گفتار عادلانه و آزادنه در طول زندگی تهیه و پیش فرستد. همانطور که دانش آموزان در هرمرحله ای از تحصیل در طول سال آخرت خود را در گزینش نهائی رقم میزنند. منکرین آخرت یعنی پروسه بعدی حیات انسان، که ابدیت است به منزله همان دانش آموزانی هستند که منکر امتحان آخرسال و ارتقاء به کلاس بالاتر هستند.اما چرا با این همه صراحت دین در امور دنیا و پیوند آن با آخرت بازهم عده ای تحت نام روشنفکر علم گرا و عده ای نیز تحت نام روحانی آخرت گرا این پیوند را تکذیب و تحریف میکنند؟ چونکه خود بر این سانسور و تحریف حقیقت تکیه زده و این تحریف عصای سلیمان آنها شده است. تمامی فلسفه بافان و مدعیان علم که براین عصای موریانه خورده تکیه زده اند، با وزیدن نسیم آزادی احساس فرو افتادن میکنند و به همین خاطر حقیقت را به انواع طروق تحریف و اذهان مخاطبان خود را مشوش میسازند.سنت مصرف و مسابقه در آن و تلاش برای افزودن به اقلام مصرف به هر قیمت نام رشد و توسعه بر خود گرفته است. و شاهدیم که چگونه این مصرف پرستان برای تنوع در مصرف و پرداخت حداقل در مقابل آن مردم دنیا را اسیر انواع خشونتهای داخلی و خارجی ساخته اند.با توجه حداقل به پیام انبیای توحیدی و کتابهای آنان به خصوص قرآن میتوان دریافت که دنیا مقدمه و بستر تدارک بهشت برین و یا جهنم حسرت و ناکامی است. و این مهم تنها از طریق مسئولیت پذیری انسان در قبال سرنوشت خود و جامعه اش در همین دنیا قابل دستیابی است.به همین خاطر ما در بیانیه های گوناگون خود با تأکید بر نظام سیاسی تحت نام دموکراسی توحیدی خواهان بسط عدالت و آزادی در جامعه خود و جهان بوده ایم. چونکه میدانیم و تجربیات مکرر تاریخ جهان نیز ثابت کرده است که خشونت زدائی از جامعه بشری جز از طریق دستیابی به عدالت جهانی ممکن نیست. ما احتیاج به رهبرانی چون گاندی و مصدق داریم که عنصر خشونت را حتی در به کارگیری علیه دشمن با احتیاط و اکراه می پذیرفتند. و بیشتر هم آنها در سازماندهی داخلی و خارجی بر همکاری و همراهی ملی –بین المللی بوده است. فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿۷﴾پس هر كه هموزن ذره‏اى نيكى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر كه هموزن ذره‏اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد (۸ قرآن سوره الزلزال) در این دنیا با توجه به این بدیهیات از آموزه های قرآن ما امکان عمل داریم و آزادی انتخاب تا اینکه آخرت خود را با دستهای خویش بسازیم. معلم شهید دکتر شریعتی در استنادی به احادیث جعلی مضمون درستی را از آن میگیرد که بیان آن در اینجا راهگشاست و پند آموز. او میگوید مجلسی حدیثی نقل کرده که روزی پیامبر در بهشت قدم میزد و شاهد بیکاری و انتظار فرشتگانی شد که بنای یک خانه را در دست دارند، از آنها پرسید چرا بیکار و منتظر ایستاده اید و آنها گفتند ما منتظر هستیم تا صاحب این خانه عمل خیری انجام دهد تا ما به عنوان مصالح از آن در ساختن این خانه استفاده کنیم و او هنوز کاری نکرده.. بنابراین ادیان توحیدی در تمامی ابعاد آن سکولار هستند یعنی دنیا را در پیروی از سفسطه های قرون وسطی به دو اقنوم جدا از هم تقسیم نمیکنند. و آخرت را محصول کار دنیا میدانند و نه در تضاد با آن.سانسور و تحریفی که روشنفکران مخالف قرون وسطی با پاپیسم زمان در حق مکتب انبیای توحیدی انجام دادند، تنها برای سلطه بی چون و چرای خودشان بر مردم بود و بس. آنها بدون این که در مقابل فجایع قرون وسطی پاسخی دهند با طبقه ضد کلیسا به این توافق دست یافتند که ما مسئول آخرت مردم هستیم و شما هم مسئول دنیا و تنها شما باید به ما مالیات بدهید و هرجا که خواستیم دیگران را به دین خود آوریم اگر احتیاج به حمایت نظامی و مالی بود نباید دریغ کنید.درآیه آغازین این مطلب نیز به صراحت بر هدف بعثت انبیاء از بیان قرآن که همانا برقراری قسط در جامعه بشری است تأکید شده است و باید در بیان امروزین اضافه کرد که منظور از قسط همانا تشکیل نظام سیاسی حقوق محور در جامعه انسانی است و بس. نظامهای سیاسی بر خاسته از مکاتب اومانیستی – مارکسیستی ، اساس سازماندهی را بر تعادل قوا در بیرون و درون نهاده اند، و به همین خاطر میزان قدرت تعیین کننده حق است و نه میزان صلاحیت و عدالت.آنها با تجربه این روش در سیاست های داخلی و خارجی کماکان از عمل به تمامی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر عاجزند. این سازماندهی با مصادره دین به نفع پاپیسم و پرداخت حق ویژه او، همان روشهای دوران فراعنه و روم باستان را بازتولید کرده و به نام فلسفه و سیاست در بیانهای مختلف به اجرا گذاشتند.بن بست عملی و نظری این شیوه از سیاست و حاکمیت جامعه جهانی را به سوی آنارشیسم در سیاست سوق داده است و به همین خاطر هر شعبه ای از قدرت در تلاش است تا با دستیابی به اهرمهای بازدارنده از نوع بمب اتم از تعدی و تجاوز دیگران مصون باشد.سکولاریسم متکی بر قدرت و قهر در مقابل سکولاریسم دینی که مبتنی بر حقوق و نفی قهر و خشونت از روابط انسانهاست در نهایت مغلوب خواهد شد، چونکه انسان بدون توجه به دین و مرامش موجودی است خلاق و معنویت گرا و خشونت گریز. به همین خاطر بلند گوهای سکولاریسم حاکم تحت نام ها و بهانه های مختلف ادیان توحیدی را متهم میکند که سکولار نیسستند و برای بردن مردم به بهشت مورد نظر از زور استفاده میکنند. و چون میخواهند با زور مردم را به بهشت ببرند دنیا را بر آنها جهنم میسازند. آنها برای اثبات این دعوی خود جریانی را با استفاده از نسخه پاپیسم در دنیای مسلمانان جعل کرده اند که آخوندیسم میباشد. فقه آخوندیسم که ترکیبی است از فرعونیت و قیصریت از طریق جعل حدیث و تحریف کتاب، دنیا را تا جائی مشروع میداند که ریاست و مفت خواری آنها را توجیه و تأئید کند. و از آن جائی که مردم به مخالفت و مبارزه با آنها برخیزند حکم ابطال دنیویت در مقابل دین را بر آنها زده و آنان را مستوجب هرنوع کیفری میداند. مضحک تر از بافته های آخوندیسم دعوی های لشکریان ورشکسته او در حوزه ناسیونالیسم ناب و ولایت مطلقه روحانیت است. آنها با انواع سفسطه های دینی و ملی گاهی از موضع انکار و گاهی از موضع دلسوزی چنین استدلال میکنند که ” بهتر است دین و دینداران و به خصوص علما ( آخوندیسم) از دخالت در سیاست و دولت و حکومت پرهیز کنند تا احترام دین و روحانیت همچنان محفوظ باشد” و شیادانه تر اینکه دین وقتی وارد سیاست و دولت شود حرمتش از بین میرود ” لاجرم پیامبر و خلفا و ائمه که همگی در حوزه سیاست و حکومت با زهر و شمشیر به شهادت رسیدند و قرآنی که هدف از بعثت انبیاء را در اقامه قسط میداند از نصایح و دلسوزیهای حضرات بی بهره شده اند!!! امروز نسل سبز در ادامه راه نسل خرداد 60 و گرامیداشت یاد معلمانی چون شهید دکتر علی شریعتی بیش از همیشه مسلح به اسلام قرآنی با تز اسلام منهای آخوند است و بنابراین نصایح و توطئه های تئوریک و سیاسی هیچ باندی نمیتواند بر عزم پولادین این نسل خدشه وارد سازد. این نسل با این سطح از توانائی کافی است که از شک موسوی و کروبی عبور کند و یا بیش از این در آن درنگ نکند. حداقل پاسخ به فلسفه بعثت انبیاء توحیدی این است با شناخت کامل دشمن و عمال آن که به منزله ویروس در پروگرامهای جنبش ما عمل میکنند، طرح رفراندوم تحت نظر نهادهای بین المللی را در ایران عملی سازند. با حصول نتیجه اولیه این همایش مردمی روشن خواهد شد که اسلام و آموزه های قرآن تا کجا سکولار است.سکولاریسمی که میگوید آن کس که یتیم را میراند و بر گرسنگی مردم بی اعتنا میگذرد وای بر آنها و نمازشان … دنیویت از این صریحتر امکان ندارد. و رسولش دعا میکند که خدایا نان ما را برکت بده تا از یاد توغافل نشویم. دینی که نخستین سیستم مدد های مالی را تحت نام بیت المال تعیین میکند و از مالیات اکثریت مسلمان به اقلیت غیر مسلمان و حتی کافر سرویس میدهد. حکومتی که در آن حتی از شیر گرفتن بچه توسط خانواده به شورا گذاشته میشود. و رابطه بر اساس حقوق جایگزین رابطه بر اساس تعادل قوا میگردد. دریک نگاه اصولی و بدون دچار شدن به سانسورها و تحریفات آخوندیسم در مکتب انبیای توحیدی ما شاهد دنیویتی هستیم که عدالت در تمامی امور ضابطه اصلی است. اما دنیای مخالف این قافله سالاران تمدن بشری متکی بر زور و فریب و باند بازی در تمامی عرصه های زندگی است. تشکیل حکومت در عرصه فلسفه سیاسی سکولار لائیک جز زور چیزی دیگری نیست. و این زور گاهی از طرف ثروتمندان و گاهی در ائتلافی با صاحبان علوم یعنی با به خدمت گرفتن آنها در جامعه حاکم میشود. و به همین خاطر این نوع از دنیاگرائی سیاست همیشه اکثریتی را به نفع اقلیت حاکم در بند انواع استثمار قرار میدهد. امروز طبقات حاکم در نظامهای سکولار لائیک و یا آتائیسم هم توده های حاشیه نشین جوامع خودی و هم ملتهای دیگر را به انواع بدبختی ها و فروپاشی ها دچار کرده است. و پر واضح است که این دنیویت از آخرتی درخور نیز برخوردار نیست. در دنیویت ادیان توحیدی اگر کسی برای تأمین نان خود و خانواده و یا جامعه اش کشته شود مقام شهید را دارد که همیشه از طرف خدا رزق داده میشود. با توجه به حداقل آموزه های قرآن به عنوان آخرین و کاملترین تبیین از جهان و انسان و مسئولیتهایش در زندگی میتوان دریافت که اصالت آخرت از حداکثر تلاش در دنیا بدست میاید. و ظالم و مظلوم نیز در همین تبیین معنا و مفهوم پیدا میکند. چنانکه پیامبر اسلام محمد مصطفی (ص ) میفرماید الدنیا مزرعه الاخره .. دنیا مزرعه آخرت است و هر عمل کننده نتیجه خوب و یا بد خود را به صورت نسبی در اینجا و به صورت مطلق در دنیای جاویدان بدست خواهد آورد.و در مفاهیم قرآنی آنجائیکه دنیا و دنیا گرائی تقبیح شده تنها در استفاده از نعمات دنیا برای ستمکاری و انواع استثمار است ولا غیر. تمام کسانیکه با برچسبهای مختلف اینک با وجود اینهمه دلیل روشن از مسلمانان و غیر مسلمانان بازهم تأکید میکنند که اسلام یک دین دولت محور و تعیین کننده قانون اساسی منطبق با نیازهای یک جامعه آزاد و اباد نیست، یا خودشان در باور به به دین سقوط کرده اند، و یا اینکه میخواهند آخوندیسم را به مانند پاپیسم تنها مفسر و نگهبان دین تلقی کرده و فقه ارتجاعی و ضد قرآنی آنها را فقه اسلام و قرآن وانمود سازند.توصیه ما از روز نخست به این بخش از مسلمانان مخصوص جبهه رویاروی آخوندیسم این است که تسلیم ارتجاع و استعمار نشده و بر پیمان خود با خدا و حلق استوار بمانند.

نهضت تشیع علوی — خرداد ماه 1389 برابر با مه 2010