مغز انسان تحت فرماندهی قلب اوست

2010-09-30 ، مقالات


أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ آيا در زمين گردش نكرده‏اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏هاست كور است.قرآن سوره حج آیه 46

تحقیقات مدرن بیولوژیکی و بیوفیزیکی تازه ای که در سالهای اخیر توسط گروهی از دانشمندان دانشگاه بین المللی انجام شده نشان می دهند که بر خلاف تصورات و فرضیات پیشین علم، قلب انسان تنها یک دستگاه فشار خون نیست بلکه

قلب، مرکز اصلی ادراکات و اعمال انسان است و مغز از قلب دستور می گیرد. به همین دلیل است که همانگونه که علم قطعی موجود معلوم نموده قلب اولین ارگان بدن است که موجودیت پیدا می کند و با توقف آن تمام سلول ها مطلقآ از کار می افتند بر خلاف مغز که در آخرین مرحلهء حیات جنین ساخته می شود و با از بین رفتن آن جسم می تواند تا چندین روز به حیات بیولوژیکی خود ادامه دهد. قلب دارای سیستم عصبی ویژه ای است که از طریق آن تمامی اندام های بدن از جمله مغز را کنترل و رهبری می کند. این سیستم عصبی دارای انواع سلول ها، از جمله سلول های ثبت خاطره،و تشخیص جهان پیرامون نیز هست. در واقع شخصیت انسان در قلب او متمرکز است.قلب مرکز اصلی تصمیم گیری های انسان است و برای تمام ارگان های بدن برنامه ریزی می کند. البتهء مغز و سایر ارگان ها وظایف و کارکردهای مشخص خود را نیز دارند اما این کارکردها همه زیر نظر قلب و مطابق برنامه های او صورت می گیرند.

نکتهء جالب دیگر اینکه این محققین به این نتیجه دست یافته اند که آغاز و همچنین تداوم فعالیت قلب انسان وابسته به فاکتور های بیولوژیکی نیست، بلکه این ارگان اصلی بدن از نیروی جاذبهء زمین یا از یک “جریان مغناطیسی” کیهانی که خارج از سیستم مادی و بیولوژیک بدن قرار دارد انرژی می گیرد.. محقق نامبرده پرفسور رولین مک کارتی است که در حال حاضر با تیم همراه خودش مشغول به این تحقیقات است. اما قرآن به عنوان کلام وحیانی با رسالت آخرین رسول ایمان کامل و عمل صالح را به قلب خاضع نسبت داده و هرگونه ظلم و اجحاف و شرک را نیز به قلوب سرکش و بدون بصیرت. اسلام شناس قرآنی مرحوم مهندس مهدی بازرگان در ابتدای اسلام شناسی قرآنی خود مبحثی را به عنوان دل و دماغ اختصاص میدهد که مباحث مطروحه در آن پیرامون کارکرد دل در جوزه ایمان و بی ایمانی است. اما مهندس هم دل را همین قلب موجود نمیداند.و در عرفان و ادبیات نیز دل محور مباحث است، اما نه این دلی که به نام قلب در سینه هرکسی بطورمدام میطپد و توقف لحظه ای آن منجر به سکته و مرگ میشود. اما تحقیقات علمی گروه رولین مک کارتی در نتایج اولیه حکایت از این حقیقت دارد که قلب صنوبری مرکز فرماندهی و صدور هرگونه عمل مثبت و منفی است و مغز در این مورد نقش درجه دوم و کاربری دارد. به همین خاطر قرآن در آیات متعدد توصیه به تزکیه قلب و تطهیر آن از هرگونه نیت ناخالص و منفی دارد. و به حق پوشان، حق ستیز اعلام میکند که قلب آنها به خطر سماجت و لجاجت با حق مهر ابطال خورده است. توصیه و تجویز غذائی و تحریم بعضی از خوردنی ها در اسلام حکایت از همین آلودگی قلب دارد و دلایل آن نیز کاملا طبیعی است. گاندی معروف نیز در مقام رهبری یک نهضت ضد استعماری با مردمی ترکیب شده از انواع گرایشهای دینی و سنتها و فرهنگ متناقض بر پالایش قلبی آنها و مسلح کردن آن به یک اخلاق فرا دینی و قومی و فرهنگی تأکید داشت و با توانائی در همین سازماندهی توانست بر استعمار پیر غالب شود. به همین خاطر باید به هشدار و تذکار قرآن در پاکسازی قلب به عنوان فرمانده اصلی بیش از پیش همت گماشت. در قرآن قلب مرکز فرماندهی و تصمیم گیری است و رشد عقلانیت وحیانی در گرو این پاکسازی قلب صنوبری است. ایمان به درجه ای که در قلب رسوخ و تسری داشته باشد قادر به صدور فرامینی توسط عقل است که انسان را در پیمودن مسیر رشد و تعالی مدد میرساند. الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿۳۵﴾ كسانى كه در باره آيات خدا بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد مجادله مى‏كنند [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آورده‏اند [مايه] عداوت بزرگى است اين گونه خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مهر مى‏نهد

إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ﴿۳۷﴾ قطعا در اين [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است (۳۷) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۴﴾ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد آنان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و دلش حايل مى‏گردد و هم در نزد او محشور خواهيد شد (۲۴وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يك حال [و بدون عمل] مى‏پرستد پس اگر خيرى به او برسد بدان اطمينان يابد و چون بلايى بدو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيان ديده است اين است همان زيان آشكار (11) مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءكُمْ أَبْنَاءكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴿۴﴾ خداوند براى هيچ مردى در درونش دو دل ننهاده است و آن همسرانتان را كه مورد ظهار قرار مى‏دهيد مادران شما نگردانيده و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است اين گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقيقت را مى‏گويد و او[ست كه] به راه راست هدايت مى‏كند أَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰﴾ و دل مادر موسى [از هر چيز جز از فكر فرزند] تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بوديم تا از ايمان‏آورندگان باشد چيزى نمانده بود كه آن [راز] را افشا كند ( ۱۰)وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ﴿۲۸﴾ و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند شكيبايى پيشه كن و دو ديده‏ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده‏روى است اطاعت مكن بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنتُمْ قَوْمًا بُورًا ﴿۱۲﴾ [نه چنان بود] بلكه پنداشتيد كه پيامبر و مؤمنان هرگز به خانمان خود بر نخواهند گشت و اين [پندار] در دلهايتان نمودى خوش يافت و گمان بد كرديد و شما مردمى در خور هلاكت بوديد . رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿۳۷﴾ مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمى‏دارد و از روزى كه دلها و ديده‏ها در آن زيرورو مى‏شود مى‏هراسند يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ﴿۳۲﴾ اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد (۳۲)أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿ آيا مى‏گويند بر خدا دروغى بسته است پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقيقت را با كلمات خويش پا برجا مى‏كند اوست كه به راز دلها داناست (مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد و كسى كه به خدا بگرود دلش را به راه آورد و خدا[ست كه] به هر چيزى داناست (۱۱مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ

آنكه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه‏كار [باز] آيد (۳۳) قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۹۷﴾ بگو كسى كه دشمن جبرئيل است [در واقع دشمن خداست] چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلبت نازل كرده است در حالى كه مؤيد [كتابهاى آسمانى] پيش از آن و هدايت و بشارتى براى مؤمنان است . إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد (۸۹) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ﴿۱۵۹﴾ پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد . وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿۲۰۴﴾ از ميان مردم كسى است كه در زندگى اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامى‏دارد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‏گيرد و حال آنكه او سخت‏ترين دشمنان است. آخوندیسم از مصادیق بارز این آیه قرآن مجید است. وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . و (ياد كن‏) آنگاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگارا، به من نشان ده‏؛ چگونه مردگان را زنده مى‏كنى‏؟) فرمود: (مگر ايمان نياورده‏اى‏؟) گفت‏: (چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.) فرمود: (پس‏، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان‏؛ سپس بر هر كوهى پاره‏اى از آنها را قرار ده‏؛ آنگاه آنها را فرا خوان‏، شتابان به سوى تو مى‏آيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است‏.) (۲۶۰وَإِن كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَكْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿۲۸۳﴾ و اگر در سفر بوديد و نويسنده‏اى نيافتيد وثيقه‏اى بگيريد؛ و اگر برخى از شما برخى ديگر را امين دانست‏، پس آن كس كه امين شمرده شده‏، بايد سپرده وى را بازپس دهد؛ و بايد از خداوند كه پروردگار اوست‏، پروا كند. و شهادت را كتمان مكنيد، و هر كه آن را كتمان كند قلبش گناهكار است‏، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد داناست‏. أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿ پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر ديده‏اش پرده نهاده است آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت‏خواهد كرد آيا پند نمى‏گيريد . مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿ هر كس پس از ايمان آوردن خود به خدا كفر ورزد [عذابى سخت‏خواهد داشت] مگر آن كس كه مجبور شده و[لى] قلبش به ايمان اطمينان دارد ليكن هر كه سينه‏اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود (۱۰۶ )

با توجه به مجموعه آیات ذکر شده و تجربه ای که از زندگی علمی بشر امروز داریم، تنها راه خروج از بحران خشونت های سازماندهی شده بازگشت به مکتب انبیای توحیدی است. چون آنها بودند که با قوانین وحیانی قلوب اسیر انواع خشونت را با اخلاق کریمه غبارزدائی کرده و انسان را بر اساس حقوق تعریف و تبیین کرده اند. تمامی فلسفه ها و ایده های سیاسی که از پرورش دل انسان به عنوان عامل اساسی در رفتار و شخصیت او غافل بوده و به جای آن با اصالت دادن به قدرت حتی برای برابری مبارزه کرده اند، راه به جائی نبرده اند. بحران موجود در جامعه انسانی که اکثر سازماندهی های آن بر مبنای تعادل قوا و سلطه گر و سلطه پذیر است، چنانچه خود را تصحیح نکند و به بازسازی شخصیت انسانها از طریق روح و روان او اقدام نکند، بدون شک جز بر گسترش خشونت در رابطه ها نتیجه ای نخواهد داشت. و این گسترش خشونت در مرحله ای از تاریخ حیات انسان که او به کمک علم توانسته خود را مسلح به بمب اتم سازد، چنانچه از طریق یک هم آوائی بین المللی به اتحادی بر اصل رعایت حقوق شهروندان کره زمین بدون تمایز جنسی و قومی و دینی منجر نشود، نابودی تمدن فعلی قطعی است. در پاسخگوئی بدین معضل ، فیلسوف بزرگ علامه اقبال لاهوری در بیتی مارکس را از لحاظ فکری معتقد و در دل کافر خطاب میکند. و همینکه قلب انسان به حقیقت جهانشمول وفادار نباشد ، فکر علمی او میتواند هزاران معضل ایجاد کند. ترس و عشق قبل از اینکه در مغز مفهوم پیدا کند و به صورت رفتار و گفتار در آید، در قلب ساخته و پرداخت شده است. و این قلب با گرفتار شدن در اعمال نابخردانه و ستمگرانه ، دیگر آدرس درست و مثبتی را به مغز مخابره نمیکند. قلبی که مالامال از نفرت و کینه و حقد و حسد شده است مغز تحت فرمان خود را به هر ناشایستی فرمان میدهد. عارفانی که در خودسازی تن را با جداقل تغذیه ضعیف میکنند و دل را قدرتمند، در نهایت به درجاتی از اخلاص دست میابند که تن پروران با مشاهده سیر و سلوک آنها، مسحور آنان میگردند. در تاریخ سیاسی و فلسفی انسان به خصوص دوران مدرن کسانی مثل مارکس و انگلس و هگل و داروین و فروید از طریق طرح نظریه های سیاسی به نام اندیشه فلسفی و علمی در خلع سلاح انسان از ارزشهای فرهنگی و دینی نقش اساسی داشتند. و آنها با استفاده از مترسک پاپیسم در قرون وسطی تنها مرام راهبر انسان در مسیر عدالت و آزادی را برای زندگی در بی نهایت مخدوش کرده و به نام علم مغز انسان را مرکز فرماندهی و هدایت تلقی کرده و با آلوده کردن قلوب به انواع ویروسها در تعبیر هابزی انسان را گرگ انسان تعریف کردند.امروز محققینی مثل رولین مک کارتی و امثالهم نیز دچار سانسور رسانه هستند تا با عدم انعکاس نظریات علمی آنها در افکار عمومی بتوانند همچنان انسان را در تولید و مصرف مهار و از رشد او مانع شوند. با گذشت سالیان از تئوریهای شبه علمی جماعت فوق و تجربه عقل کاسبکار در بازار عکاظ جاهلیت مدرن ، به خوبی میتوان به عمق و وسعت این کشف جدید پی برد. دنیای رقابت در مصرف و قدرت قلب انسانها را آلوده به هزاران ویروس کرده که از آن میان لذت پرستی و دنیاپرستی هدف اکثریت جوامع انسانی شده است. برای زنگار زدائی از قلوب جهت دستیابی به یک زندگی عادلانه و دارای هدف تنها طریق به سازی فرهنگ و سنت و سیاست در پرتو آموزش پیامبران الهی است.در بین متفکرین اسلام شناسی قرآنی مرحوم مهندس بازرگان اثری را به نام دل و دماغ به این مقوله اختصاص داده است. ( در روحیه خودتان دقت کنید آیا هیچ وقت شده است بدون علاقه و هدف عملی انجام دهید ، یا از روی بی میلی و دلسردی کوچکترین کار حسابی را پیش برده باشید؟ اول طالب میشوید بعد سالک و در بین راه قوت قدمها و سرعت پیشروی شما در هر لحظه و هر قدم با ضربان دل بستگی دارد. کوچکترین سستی و یأس و تردید که در دل شما رخ دهد فورا قدمتان را کند میکند ، احساس خستگی مینمائید و بار به دوشتان گران میاید.یعنی در واقع دوش شما برای بار ضعیف میشود.خلاصه آنکه دماغ نوکر دل است گاهی مخبر و جاسوس دل میشود گاهی مأمور فرمان او، حرف شنوائی دماغ از دل به حدی است که نه تنها آنرا میبیند که دل گفته باشد بلکه آنطور می بیند که دل خواسته باشد.( مجموعه آثار 9) ص 47. این نتیجه گیری علمی را مهندس از قرآنی اخذ میکند که معلم و مجاهد راه آن بود. به همین مناسبت امروزه شاهدیم جوامع تحت سلطه دیکتاتورها و جوامع آزادی که هر دو دل را حمال مغز منافع محور و لذت پرست خود کرده اند، از رشد و ارتقای معنوی و فرهنگی به عنوان شاخص اصلی تمدن بشری محروم هستند. و همچنین متفکرین و تئوری پردازانی چون مارکس و همراهان و حامیان او با خلاصه کردن ماهیت انسان در حوزه حداقل حقوق مادی، و رها کردن او در وادی لذت پرستی و منافع گرائی محدود طبقاتی، از انسان موجود مفلوک و معیوبی را ساخته است که جز به منافع حقیر خود آنهم از هر راهی باور ندارد. نتایج حاصل از تمدن مدرن در حوزه فرهنگ و اخلاق و عدالت به درستی گواه است که انسان باید در بازگشت به مکتب انبیاء خود را از نو بازسازی کند، تا بتواند تمدن در معرض فروپاشی انواع خشونتها را از نابودی و جنگ اتمی با بمبهای پرقدرت مصون سازد. شیوه های رایج از فلسفه جکومت و سیاست در حوزه حداقل ها بر اساس منافع یک قشر و یا ملت و مرام خاص، قادر به بازسازی دلهای تخریب شده از سوی انواع منشهای قدرت طلب نیست. بلکه برای پاسخ به این معضل باید به مکتب و آموزه هائی بازگشت که حقوق انسان را بر اساس تعادل در حقوق تعریف و تبیین کرده اند. انبیای توحیدی از ابراهیم تا محمد به عنوان پیامبر خاتم آموزگاران ثابت قدم این روش و منش بوده اند. خلع سلاح جهانی و تعمیم عدالت اقتصادی در تمامی کشورها، با نفی سلطه گری و سلطه پذیری عملی خواهد شد. و این مجموعه به عنوان اصول زیربنائی به عنوان ارزشهای راستین ویژه انسان به وسیله انبیاء توحیدی و جانشینان واقعی شان تعلیم و تشریع شده است. سیاست و مدیریت منهای اخلاق و یا ضد اخلاق ، حوزه های مختلف تمدن و فرهنگ مدرن را دچار چالشهای جدی کرده است. شیوع بودائیسم و هندوئیسم و مکتبهای رنگارنگ چینی در حوزه های دانشگاهی حکایت از همین بحران است. به تعبیر انسان بزرگی انسان مدرن و مسلح منهای اخلاق یعنی فاجعه جهانی .. امروز مکتبهای عصر اومانیسم ضد دینی ، در تمامی حوزه ها جز اینکه اقلام مصرفی را افزایش دهند و با تریبونهای تبلیغاتی عطش این مصرف را در دل ها جاری سازند هدف دیگری ندارند. آن خلیانی که بمبهای خوشه ای زهرآگین و اتمی بر روی انسانها میریزد ، پیرو مغزی است که از یک قلب پر از نفرت و خشونت فرمان میگیرد. و یا حکومتهائی که مردمان تحت سلطه را به انواع طروق سرکوب و شکنجه و غارت میکنند، به تعبیر قرآن دلهایشان در غلاف است. تنها مکتب انبیای توحیدی است که دل انسان را با تعلیم و تزکیه، سرشار از محبت و عطوفت و رحمت و بخشش میکند. به همین خاطر کتابهای آنان در تعلیم الهیات رهائی بخش قلب انسانها را تحت تعلیم و آموزش خود دارد. و خطاب این پیامبران به طاغوتها و ستمگران زمان با تعلیم تزکیه قلوب آغاز شده، و به دعوت انسان برای بازگشت به خویشتن خویش ، اخلاق متعالی را تنها مشخصه انسان و تمایز آن با حیوانات دیگر میداند. جنگ جهانی اول و دوم در سطح جهانی و جنگهای داخلی و خارجی کشورهای مختلف، اسباب و ابزار شروع و تداومشان توسط کسانی آغاز شده است، که دارای قلوبی سخت و خشن و مالامال از خشونت بوده اند. به همین خاطر امروز شاهدیم که بسیاری از اندیشمندان صلح طلب و ضد خشونت در جهان به مکتب گاندی استناد میکنند. و از او درس میگیرند. امروز خلع سلاح جهانی و دستیابی به دموکراسی جهانی، تنها با بازسازی اخلاقی انسان بدست میاید و لاغیر. بنابراین در وانفسای بن بست مکاتب مادی در دو حوزه سوسیالیستی و لیبرالیستی ، بشریت برای دستیابی به یک زندگی سالم ، راهی جز بازگشت به مکتب انبیاء توحیدی ندارد. چونکه خدا در آخرین آیات وحی بر رسول خاتمش میگوید ( ما پیامبران را با کتاب و میزان فرستادیم تا قسط در جامعه انسانی مستقر شود. نظام قسط نظامی است که محصول رشد اخلاقی و علمی و فرهنگی بشریت است. ما این بحث را در حوزه حداقل طرح کردیم تا اهل قلم و دوستداران آزادی در ابعادی وسیعتر آن را پیگیری کنند. و از نظرات انتقادی و اصلاحی خود ما را هم بهره مند سازند.

نهضت تشیع علوی ….. مهرماه 1389 برابر با سپتامبر 2010