میهن پرستی واقعی یا ناسیونالیسم رضا خانی ؟

2010-10-09 ، مقالات


اندیشه ملی گرائی و میهن دوستی که در ایران ؛ در جریان انقلاب مشروطه ریشه دوانیده و گسترش یافته بود باعث گردید ؛ برای اولین بار در کشور ما ؛ مفاهیمی مانند ,, هویت ملی ؛؛ و ,, ملت ایران ؛؛ در میان روشنفکران و نیروهای سیاسی مطرح و گسترش یابد . ولی متأسفانه قبل از آن که این اندیشه به بلوغ نهائی خود برسد و قبل از تسری یافتن آن در میان سایر اقشار مردم ایران ؛ در حاکمیت رضا شاه قلدر؛ برای تحمیل سلطه مستبدانه وی برهمه کشوروبه دلیل نیاز وی به حکومتی مقتدر و متمرکز ــ مورد سوء استفاده قرار گرفت . او توانست با کمک گرفتن ــ از ناسیونالیسم بر آمده از جنبش مشروطه ــ از احساسات میهن پرستانه مردم استفاده کرده و پایه های استبداد و زورگوئی خود را با ستم بر دیگر اقوام (غیر فارس ) دوام و استحکام بخشد و بدین ترتیب؛ اندیشه ملی گرائی در آن دوران از مسیر اصلی خود منحرف گردید .

این پیشینه منفی ناسیونالیسم در کشور؛ و بعد یأس و نا امیدی حاصل از ناکامی و شکست دولت ملی دکتر مصدق در جریان کودتای استعماری ؛ باعث دلسردی روشنفکران ونسلهای سیاسی بعدی ــ کسانی که برای توسعه و پیشرفت جامعه ایران دل می سوزاندد ــ از راهگشائی این اندیشه گردید و اندیشه ملی گرائی و جریانات ملی ــ بخصوص با میدان دار شدن جریانات چریکی در اواخر دهه چهل و دهه پنجاه ــ تقریبا” به حاشیه رفت .

با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی هر گونه توجه و ابراز علاقه به عنصر ملی هویت و بویژه میراث سیاسی و فرهنگی گذشته ــ ایران باستان ــ نوعی ضدیت با اسلام و نظام جمهوری اسلامی قلمداد شده و به شدت سرکوب شد . خمینی در سخنرانی 25.03.60 گفت : کسانی که می خواهند ملیت را احیاء کنند در مقابل اسلام ایستاده اند .اسلام آمده است که این حرفهای نا مربوط را از بین ببرد …… افراد ملی بدرد ما نمی خورد …… اسلام با ملیت مخالف است . البته خمینی چند روز قبل از آن نیز؛ در دیدار با نمایندگان مجلس ضدیت خود را با ایران متمدن و آباد بیان کرده بود : ما دانشگاهی که شعارش این باشد که می خواهیم ایران متمدن و آباد داشته باشیم و …. نمی خواهیم

صرفنظر ازاهداف سیاسی خمینی درمخالفت با ملی گرائی وایرانیت ؛ بر مبنای تئوریها و دستورالعمل های رایج اسلامی هم نمی توان برای تفکرات مربوط به ,, ملیت ؛؛ و ,, ملت گرائی ؛؛ مشروعیتی قائل شد .

بر پایه درک رایج وبیان شده سران نظام از قرآن و احکام آن :

1 ــ اسلام معتقد به تشکیل حکومت جهانی است ــ اعتقادی که صدور تروریزم به کشورها از جانب رژیم را مشروع کرده ــ یعنی به اعتقاد سردمداران این نظام دینی مرزهای جغرافیائی و قرار دادی بین کشورها اعتباری ندارد ؛ در این صورت ؛ بدون مرزهای مشخص جغرافیائی و مردمانی که در این مرزها زندگی کنند ؛ واژه های ملت ؛ ملیت و ملی بار معنائی خاصی نداشته و نمی توانند از اصالت برخوردارباشند . در حالیکه در نگاه مدرن و امروزی به این مقولات ؛ کشورها با مرزهای برسمیت شناخته شده ؛ شناسائی می شوند و مفاهیم ,, ملت ؛؛ و ,, دولت ؛؛ تعاریف مشخص داشته و توقعات متقابل دولت و ملت نیزمشخص شده ودر ترکیب ,, دولت ــ ملت ؛؛ اصالت با ملت است و دولت نهادی است ثانوی که بوسیله ملت و از طریق یک انتخابات آزاد تشکیل می شود تا امور کشور را اداره کند .

2 ــ مطابق آموزه های رایج اسلامی ؛ جغرافیا و ملیت مردم مختلف ؛ خیلی ساده به دو بخش تقسیم می شوند : ایمان آورندگان و کافران . اسلام ؛ قوم و ملیت ایمان نیاوردگان ــ غیر مسلمانان ــ را محکوم و نفی می کند . یعنی در این نگرش دینی انسان فی نفسه فاقد ارزش است؛ با دیندار شدن ــ آنهم نه هر دینی ؛ بلکه اسلام و بطور خاص مذهب تشیع است ــ که از اعتبار انسانی برخوردار می شود . در حالیکه می دانیم ؛ تنها در حالتی که انسان را فارغ از اعتقاداتش به عنوان عضوی از جامعه در نظر بگیریم ؛ او را در مقام شهروندی قرار داده ایم و بعد از آنست که ملت وملیت مفهوم می یابند .

3 ــ در اسلام مفهومی با معیارهای جهان متمدن و امروزی ؛ برای شهروند وجود ندارد . در درون مایه شهروندی است که مفهوم ملیت نهفته است .

واژه ملت به معنای ساکنان ــ شهروندان ــ و صاحبان یک سرزمین در جهان امروزی برسمیت شناخته شده است . این واژه اما از نظر جمهوری اسلامی زشت و ناپسند جلوه داده شده و به جای آن از کلمه ,, امت ؛؛ استفاده می شود .

4 ــ ملت و هویت ملی ــ باعتبار عناصر مشترک وحدت آفرین زبان ؛ فرهنگ و تاریخ در آن ــ برای احاد ملت موضوع وحدت و حدت آفرینی است در حالیکه اسلام و تشیع ــ بدلیل ارزش گذاری بر اساس با دین و بی دین ــ موضوع تفرقه و اختلاف است ؛ بنابراین اسلام و سوسیالیسم از این منظر هم متضاد و ناسازگارند .

بهر حال از همان سال های نخست حاکمیت این رژیم و بدنبال گفته خمینی ,, ملی گرائی خلاف اسلام است ؛؛ این گفته به عنوان یک اصل بنیادی ــ برای تنظیم با ملیت و ملی گرائی ــ مورد استفاده سردمداران رژیم قرار گرفت ؛ در این چهارچوب هر گونه اندیشه ملی گرائی و دفاع از منافع ملی به شدت سرکوب گردید و به اعتبار همین اعتقادات ضد ملی و ضد ایرانی بود که در حاکمیت سیاه آخوندها فرهنگ ؛ اقتصاد ؛ ثروت های ملی ؛ جان و مال ملت ایران به تاراج داده شد .

بی توجهی و سرکوب عنصر ملی هویت ایرانی و پی گیری سیاست های ارزشی ــ ایدئولوژیک ــ و فرا ملی در این 30 سال ؛ باعث گردید بحران هویت در میان نسل جوان گسترش یافته و تا حدودی این نسل نسبت به ارزش ها و دستاوردهای فرهنگی و ملی گذشته خود بی تفاوت شود ؛ چرا که فقط آگاهی از شکوه و عظمت میراث های غنی گذشته کشوردرادوار مختلف است که باعث گسترش اعتلای میهن دوستی و تلاش در حفط دستاوردهای آن می شود .

همچنین این رژیم با پی گیری سیاست خارجی فرا ملی ؛ مبتنی بر ارزش های ایدئولوژیک و دینی ــ غافل از اینکه این سیاست با قواعد حاکم بر نظام کنونی جهانی و منافع بازیگران عمده آن در تضاد است ــ نه تنها باعث ورشکستگی اقتصادی و بحران های مالی در کشور گردید بلکه امنیت کشور را نیز به خطر جدی انداخته است .

البته در همینجا باید توضیح بدهم که وقتی ,, بحث هویت ملی ؛؛ و,, ایرانگرائی ؛؛ را مطرح می کنم منظورم اساسا” دلباختگی افراطی به گذشته باستان و یا میراث گرائی ــ که سرانجامی جز ملی گرائی بیگانه ستیز ونژاد پرستانه ندارد ــ نیست . بلکه هدف این است که با نگاه به میراث فکری و فرهنگی گذشته و بروز کردن آن در فکر باز سازی هویت ملی صدمه دیده ایرانیان ــ که درطول 30 سال حاکمیت نظام جمهوری اسلامی بوقوع پیوسته ــ باشیم ؛ روشن است که در گذشته ایران مرز پر گهر؛ علیرغم میراث ها و سنت های گرانبهای فرهنگی و تاریخی که وجود داشته ــ و می تواند باعث انگیزش و جهش بسوی آینده متعالی تری شود ــ بدیهای فراوان نیز وجود دارد که باید با درس آموزی از تکرار آنها در آینده کشور جلوگیری شود .

علاوه بر آن تأکید و تکیه بر میراث فرهنگی و تاریخی گذشته به خاطر آنست که :

1 ــ تکیه به همین میراث گرانقدرفرهنگی ؛ زبان ؛ تاریخ گذشته و جغرافیا و …. میتواند بهترین عامل انسجام و وحدت آفرین اقشار مختلف ایرانی برای رهائی ازستم دینی و برقراری دمکراسی و جامعه مدنی یاشد ؛ چرا که در واقع جامعه مدنی یک سقف مشترک و ملی است و استقرارآن می تواند هدف همه ایرانیان با هر عقیده و مرامی باشد .

2 ــ با نگاه و بررسی وضع نزار حال و امروز مردم و کشور و مقایسه آن با جایگاه افتخارآفرین گذشته کشور در جامعه جهانی است ؛ که می توان تلنگری به وجدان ؛ روان و باورهای کاذب ایجاد شده در ذهن مردم ــ که در اثر 30 سال حاکمیت پلید آخوندها بوجود آمده ــ زد و انگیزه تغییر شرایط را در آنها تقویت نمود .

3 ــ یکی از پایه های دمکراسی ملیت است ، حکومتی که ملی نباشد نه می تواند دمکراتیک باشد و نه سکولار . ملیت یعنی عشق به ملت و علاقه مندی برای حفظ منافع آن ؛ واژه ملی به معنای میهنی یعنی چیزی که متعلق به ملت است . حیات ملی هر کشور بر اساس تاریخ ؛ فرهنگ ملی و مقتضیات عصر تنظیم می شود . اگر ملتی با هویت ملی وجود نداشته باشد و مردم کشوری امکان رشد وارتقاء فرهنگی نداشته باشند ؛ نتیجه طبیعی آن فقر اقتصادی ــ اجتماعی و پسرفت علمی است .

شاید به همین خاطر بود که مرحوم مهندس بازرگان تأکید داشت اسلام هم باید ؛ در خدمت ایران باشد مهندس بازرگان در کتاب ,, انقلاب در دو حرکت می نویسد : فرق من و آقای خمینی این است که از نظر او ایران باید در خدمت اسلام باشد ؛ در حالیکه من می گویم اسلام باید در خدمت ایران باشد .

اما احمدی نژاد و ملیجک دربار او رحیم مشائی دراین میان ؛ از تبلیغ ایرانیت و تجلیل ازکورش چه هدفی را دنبال می کنند . به نمونه های زیر توجه نمائید :

رحیم مشائی : دوران اسلام گرائی پایان یافته و اکنون باید مکتب ایران را در جهان مطرح کرد .

رحیم مشائی : اگر ایران نبود اسلام در همان چهارچوب ناسیونالیسم عرب پوسیده می شد .

احمدی نژاد : کورش شاه جهان ؛ یکتاپرست ؛ دشمن ظالمان و یار مظلومان .

رحیم مشائی : مرام و ادبیات کورش از جنس پیامبران بوده و بازگشت به اندیشه کورش بسیار ضروری است .

اما تناقض و دروغ گوئی وقیحانه باند احمدی نژاد از ابراز علاقه به ایران و کورش و … کاملا” آشکار و روشن است ؛ چرا ؟ برای اینکه در حالی که به تبلیغ و تکریم ایرانیت و نمادهای باستانی آن اقدام می کنند ؛ دولت وی تصمیم گرفته است که نام شاهان ایران را از متن کتابهای تاریخی مدارس حذف نماید و در حالی که هزینه های نجومی صرف تبلیغ مهدویت می شود ؛ از فرهنگ و ارزش های باستانی ستایش میشود . معلوم نیست که آقای احمدی نژاد چطور و چگونه می خواهد میان مهدویت و زرتشتی گری و یا میترا پرستی و دیگر آئین های ایرانیان رابطه برقرار نماید .

اما روشن است که سوء استفاده وتکریم و تمجید باند احمدی نژاد از ایرانیت ونمادهای باستانی ایران با پروژه ظهورامام زمان ــ و در واقع با هدف اصلی وی که ایجاد یک دیکتاتوری غیر دینی است ــ بی ارتباط نمی باشد . احمدی نژاد در 27 شهریوردر مصاحبه ای با ارگان رسمی دولت ــ قبل از عزیمت به امریکا برای شرکت در اجلاس سازمان ملل ــ با مخالفت آشکار با گفته خمینی که گفته بود مجلس در رأس امور است ؛ گفت من در رأس امور هستم و سایر قوا باید با من هماهنگ شوند . بدین ترتیب وی در این مصاحبه از اهداف دیکتاتوری طلبانه خود پرده بر داشت .

آحمدی نژاد : جمله مجلس در رأس امور است مربوط به دوره ای است که در ایران نظام پارلمانی حاکم بود . اکنون قوه مجریه ؛ قوه اول کشور است ( یعنی من در رأس امور هستم ) ……. تفکیک قوائی که از غرب آمده در نظام اسلامی اصالت ندارد …. قوه مجریه قوه اول کشوراست و قوای دیگر باید باو کمک کنند .

احمدی نژاد با استفاده ابزاری از ارزش ها و نمادهای باستانی ایران ــ کما اینکه همین استفاده را از امام زمان هم می کند ــ می خواهد راه رسیدن به یک دیکتاتوری فردی را در کشور هموار نماید ؛ اما چگونه :

1 ــ وقتی باند احمدی نژاد با ترویج اندیشه های امام زمانی در پی استقرار یک دیکتاتوری غیر دینی است ( 1 ) ؛ دیگر نمی تواند از اهرم دین برای انسجام و وحدت مردم برای رسیدن به اهداف خود استفاده نماید و بنا گزیر باید از اهرم وحدت آفرین دیگری مانند ناسیوالیسم و هویت ملی به این منظور استفاده نماید .

وقتی در یک حکومت غیر دینی ؛ دین و مذهب به امری خصوصی و شخصی تنزل می یابد مهمترین عنصری که می تواند نقش همگرائی در راستای وحدت و انسجام مردم کشور را بعهده بگیرد ناسیونالیسم است ( اهرمی که در زمان پهلوی اول ؛ رضا شاه هم بهمین منظور از آن استفاده شد ) که با تکیه بر فرهنگ ؛ زبان و تاریخ می تواند در پروسه ملت سازی ایفاء نقش نماید .

2 ــ درست است که این رژیم ؛ رژیمی است که بر جامعه ای تقریبا”غیر مذهبی ــ بدلیل دافعه های مذهبی ایجاد شده در اثر 30 سال جنایت و سیاه کاری بنام دین ــ حکم میراند . ولی هنوز جمعیت کثیری از مردم ایران اعتقادات مذهبی خود را حفظ کرده اند . باند احمدی نژاد با ترویج خرافات مذهبی و بحث های مربوط به مهدویت و همزمان تبلیغ ایرانیت و نمادهای باستانی می خواهد از پتانسیل ملیت و مذهب همزمان سود جوید و یکپارچگی قدرت سیاسی خود را بسط دهد

اما رژیمی که در گفتار؛ کردار و اندیشه ,, ضد ملی ؛؛ است ؛ با آنتی تز آن یعنی با مبارزه ای ملی و با پاسداری از ارزش های ملی است که سرنگون می شود . شاید بهمین دلیل است که مردم و جوانان جان به لب رسیده میهن بعد از 30 سال تحمل تحقیر ملی و بی احترامی حاکمان دینی به سنت ها و ارزش های ملی شان ؛ در 22 خرداد سال گذشته جنبش اعتراضی را پایه گذاری کردند که خواست اصلی آن استقرار حکومتی ملی و سکولار است و این خواست خود را با شعار ,, استقلال ؛ آزادی ؛ جمهوری ایرانی ؛؛ فریاد کردند . بله عملکرد این رژیم قرون وسطائی در این 30 سال به حدی جنایتکارانه و ضد ایرانی بوده است که اکنون ضرورت واحساس نیاز به ,, ملت بودن ؛؛ و پاسداری از ,, منافع ملی ؛؛ به عنوان ضرورت رهائی از ستم آخوندها در میان مردم و جوانان میهن سر بر آورده است و ضرورت برقراری یک ,, حکومت ملی ؛؛ بیش از هر زمان دیگری در میان ایرانیان احساس می شود

محمود خادمی

09.10.2010

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

( 1 ) دو مقاله ,, آیا احمدی نژاد و باند او دجالان قبل از ظهور هستند ؛؛ و ,, آیا حجتیه ؛ پیروز نهائی جنگ و دعوای 30 ساله باندهای نظام است ؛؛ از این نویسنده ؛ که در سایت های دیدگاه ؛ اخبار روز ؛ پژواک و دیگر سایت های ایرانی درج شده در این باره نوشته شده است .