شورشی نافرجام ؛ یا طلیعهِ انفجارِ آزادی

2011-01-26 ، مقالات


وقتی ملتی اراده حیات آزاد کند

بر تقدیر است که تسلیم شود

شب سیاهِ استبداد باید برود

و رنجیرهای فقر و بندگی باید گسسته شوند

« از شاعر فقید تونسی : ابوالقاسم الشابی »

اگر چه قیام مردم تونس هنوز در آغاز راه است و قضاوت کردن در باره آینده آن مشکل است . ولی می توان با بررسی داده های موجود در رابطه با حوادث این کشور ؛ تا حدودی در باره آن اظهار عقیده کرد و پیش بینی نمود که آرزوهای شاعر جوان و انقلابی تونس تا چه حد و تحت چه شرایطی دست یافتنی است . آیا آنگونه که وی سروده است؛مردم تونس اراده زندگی آزاد کرده اند ؟ شب سیاه استبداد روشن می شود ؟ زنجیرهای فقر و بندگی گسسته خواهند شد ؟ و …..

تونس کشوری است در شمال افریقا ؛ 50 سال پیش از قید استعمار فرانسه آزاد گردیده و در طول حاکمیت رها شده از استعمار ؛ دو رئیس جمهوری ــ حبیب بورقیبه و زین العابدین بن علی ــ بر این کشور حاکمیت داشته اند . در دوران این دو رئیس جمهور ؛ کشور به شیوه دیکتاتوری اما از نوع لائیک و غیر دینی اداره می شده است ؛ مردم تونس از سطح فرهنگی و آگاهی سیاسی نسبتا” بالائی برخوردار بوده و هستند ؛ بدلیل برخورداری از همین فرهنگ و آگاهی سیاسی بالا است که علیرغم اینکه مردم تونس اکثرا” مسلمان هستند ولی آنان ؛ لیبرال با مدارای دینی بوده و از تعصبات و سخت گیریهای مذهبی در کشور و در میان مردم خبری نیست .

حیطه برابری زن و مرد در این کشور گسترده و با هیچ یک از کشورهای منطقه و مسلمان قابل مقایسه نبوده و نیست . از قوانین دست و پاگیر و محدود کننده مربوط به سرکوب و آزار زنان در تونس خبر چندانی نبود . حتی برای کسانی که مانع حضور دختران خود در مدارس شوند ؛ از طرف دولت مجازات تعیین شده بود .

در زمان رئیس جمهور فراری ــ بن علی ــ تونس به کشوری تقریبا”توسعه یافته تبدیل شد . نظام آموزشی با کیفیت و تحصیلات بالا ؛ کشوری با ثبات سیاسی و رشد اقتصادی نسبتا” قابل قبول ؛ بطوریکه می توان این کشور را با ثبات ترین و توسعه یافته ترین کشور منطقه دانست . کشوری تقریبا” جوان بطوریکه دو سوم جمعیت 11 میلیونی آن زیر 30 سال هستند .

در حاکمیت ” بن علی “به همان میزانی که در توسعه و رشد اقتصادی کشور کوشش شده است ؛ راههای توسعه سیاسی و ترویج دمکراسی در کشور بسته بوده است . به همین دلیل؛ از احزاب و سازمانهای سیاسی پیشرو و دمکرات در کشور چندان خبری نیست ؛ احزاب سیاسی مخالفِ موجود ؛ ناشناخته و بدون برنامه ای برای تغییر و جانشینی اند ؛ در چنبی بستری است که می بینیم ؛ احزاب و انجمن های موجود ــ مانند دیگر جوامع استبداد زده ؛ آسیب دیده از استبداد حاکم ــ دیرتر و در پی انبوه مردم به صحنه آمده اند .

در چنین کشوری ؛ شعله مظلومیت جوان تحصیلکرده ای که ــ از سرِ ناچاری از فقر و تنگدستی به میوه فروشی با گاری دستی خود را مشغول کرده بود ــ در اعتراض به اجحافات پلیس این کشور خود را به آتش کشیده بود ؛ تونس را شعله ور کرد . در واقع فاصله طبقاتی فزاینده ؛ فقر گسترده و بیکاری مردم و جوانان محرک اصلی و نیرومند قیام مردم تونس بود .یعنی در واقع قیام تونس ؛ شورش گرسنگان برای زندگی و معیشت بهتر بود . پس آنچه در واقع در تونس اتفاق افتاده است ریشه در بی تابی مردم در تهیه نان و کار در سالهاِ فقر شدید داشته است .

پلیس و نیروهای گارد ویژه به دستور رئیس دولت به سوی مردم معترض آتش گشودند ــ نایب از حزب اپوزیسیون : پلیس حتی به تشیع جنازه ها هم تیراندازی می کند ــ و درست بدلیل همین سرکوب گسترده ؛ مطالبات اقتصادی مردم به سرعت به مطالبات سیاسی بدل گردید و در ادامه ؛ اعتراضات مردم منجر به فرار رئیس جمهور تونس از کشور گردید. با نگاهی به شعارهای مردم در جریان اعتراضات چند هفته اخیر به روشنی این روند دیده می شود .

مردم معترض در روزهای اول اعتراضات ؛ شعارهای ” رفاه را در کشور تقسیم کنید ” و ” به فشار و ستم خاتمه دهید ” سر میدادند ؛ بعد از سرکوب شدن اعتراضات آرام آنان ؛ شعارها تغییر جهت داده و دشمن اصلی مردم یعنی ” بن علی ” را آماج خشم خود قرار میدهند ” بن علی برو ؛ قیام ادامه دارد ” و ” بن علی نه ؛ اراده مردم شکست ناپذیر است ” ” سرنگون باد حزب دستور ” ” سرنگون باد جلاد مردم ” و … اکنون تنها صدای مردم است که بلندترین و تعیین کننده ترین است ؛ گاهی پیش از آنکه دیکتاتور مفلوک فکر کند اتفاق می افتد و اکنون در تونس اتفاق افتاده است . این تحولات آنقدر سریع اتفاق افتاده است که با جرأت میتوان گفت که در کمتر نقطه ای از جهان با این سرعت تحولات منجر به نتیجه شده . سرانجام بساط ” بن علی ” ــ رئیس جمهور تونس ــ یکماهه بر چیده شد .

قیام تونس تا همین لحظه ؛ آزادی سیاسیِ را برای مردم تونس به ارمغان آورده است که به نظر می رسد برای یک دوره دستاوردی پایدار و ماندگار باشد و برای مردم کشور ما ــ ایران ــ و مردم منطقه و کشورهای دیگر سقوط سریع رئیس جمهور یک کشور ؛ می تواند تحریک کننده و بهترین مشوق برای مبارزه با دیکتاتوری و رهائی از جور و فقر و استبداد باشد ــ عمر موسی رئیس اتحادیه عرب : وقایع تونس حوادث خطرناکی است که از نظر تاریخی شروع یک دوره و پایان عصر دیگری است ــ .

اما این قیام هنوز در ابتدای راه خود است و با خیل بی شماری از کمبودها و نواقص دردسر ساز مواجه است که اگر از طرف مسئولین مربوطه چاره ای برای برطرف کردن آنها اندیشیده نشود ؛ برای مردم تونس دمکراسی و عدالت اجتماعی به رویائی دست نیافتنی تبدیل شده و برای مردم منطقه به جای بشارت دمکراسی ؛ حاکمیت ملی و سکولاریسم ؛ گرد بنیادگرائی و تروریسم پاشیده خواهد شد و به مشوقی برای ترویج اسلام سیاسی در کشورها بدل خواهد گردید .

الف ــ کمبودها و تهدید های قیام :

1ــ حرکت اعتراضی مردم تونس آنقدر سریع منجر به سرنگونی ” بن علی ” شد که قیام مردم فرصت تولید و عرضه رهبران و آلترناتیو مطلوب خود را نیافت . با رفتن سریع ” بن علی ” در واقع ؛ در انقلاب مردم تونس کودتا صورت گرفت . وضعیتی که اکنون مردم تونس با آن مواجه اند ؛ قیامی بدون رهبر و بدون آلترناتیو و بدون سخن گو ؛ یعنی بدون آنکه انقلاب فرصت پرورش و معرفی رهبران خود را بیابد ؛ زمینه برای ادامه حکومت بوسیله افراد باقیمانده از حکومت سابق فراهم گردیده است . این کمبود در حالی است که در تاریخ گذشته ی کشور تونس هم ؛ رهبران شناخته شده ؛ مقبول و کارآمدکه بتوانند امروز کشتی سرگردان قیام مردم را به ساحل نجات برسانند یافت نمی شود . در واقع بدلیل همین نقیصه است که اکنون جنبش مردم تونس مانند گوشت قربانی در دست احزاب ناشناخته و بعضا” مشکوک و بقایای رژیم سابق سر در گم مانده است . متأسفانه در نبود یک رهبری ذیصلاح و آلترناتیو مردمی و رادیکال برای قیام مردم هر سناریوئی متصور است و حتی می تواند تمام آرزوهای دمکراتیک مردم در مسلخ بند و بستهای دار و دسته به جا مانده از حکومت قبلی به خاکستر تبدیل شوند و حاکمیتی بر سر کار آید که تفاوت کیفی با حاکمیت سابق نداشته و با تغییراتی فرمالیستی اوضاع سابق را احیاء کند .

بنابراین شکل گیری هر چه سریعتر یک آلترناتیو مدرن و آراسته به خقوق بشر به عنوان بدیلی ملی و مردمی تنها پاسخ ضروری این مقطع از قیام مردم است ؛ آلترناتیوی که به جای فکر به جاه و مقام برای خود و اطرافیانش به فکر سعادت مردم و کشورش باشد . یعنی این توده ناراضی باید فرصت بیابد تا خود را منسجم کند ؛ تحزب بیابد و از درون خود رهبران و آلترناتیو شایسته خود را به مردم عرضه کند ؛ بدون آن امید چندانی به تغییر اساسی در اوضاع کشور تونس وجود ندارد.

2 ــ اگر چه تا این لحظه در میان انواع شعارهای داده شده مردم ؛ گفتگوها و تصاویر تلویزیونی دیده شده از قیام مردم تونس ؛ نشانه ای از مدهبی بودن جنبش و یا رد پائی از اسلام سیاسی دیده نمی شود و اگر چه شکست انقلاب اسلامی و دروغ بودن وعده های داده شده به مردم ؛ برای مردم مسلمان کشورهای منطقه آشکار شده و به خصوص بعد از رویدادهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران ماهیت رژیم اسلامی حاکم بر ایران هویدا گشته است و از جذابیت شعارهای اسلامی برای مردم مسلمان منطقه بشدت کاسته شده است و همچنین اگر چه راشد الغنوشی رهبر جنبش اسلامی تونس از خمینی و دار و دسته آخوندها تبری جسته و در مصاحبه باشبکه الجزیره گفته است : جنبش تحت رهیری وی اسلام گرا ؛ معتدل و دمکراتیک است ؛ من نه خمینی و نه شیعه هستم .با این حال ؛ محدودیت های اعمال شده ــ در سالهای حکومت بن علی ــ برای احزاب و گروههای سیاسی از جمله گروههای اسلامی ؛ گروههای وابسته به جریانات اسلامی را ــ در شرایط خلاء سیاسی ــ مستعد خیز برداشتن برای کسب قدرت سیاسی در کشور می نماید .

شاید همین موضوع ؛ رژیم آخوندها را به طمع واداشته است تا شانس خود را برای مصادره قیام مردم تونس هم بیازمایند و برای ملا خور کردن آن برنامه ریزی نمایند . در این رابطه امام جمعه های رنگارنگ رژیم ؛خطبه های نماز جمعه هفته گذشته خود را به انقلاب اسلامی !!! تونس ــ به قول آنان ــ اختصاص دادند و ابلهانه ولی با اصرار مدعی شدند که قیام مردم سودان برای نان و کار نبوده بلکه برای اسلام و پخش اذان از بلندگوهای مساجد بوده است . حرفی که در گذشته بنیانگذار این رژیم قرون وسطائی ــ خمینی ــ مردم ایران را به آن متهم می کرد ؛ خمینی می گفت : مردم ایران برای نان و خربزه انقلاب نکرده اند ؛ بلکه برای اسلام انقلاب کرده اند .

3 ــ مداخلات خارجی و توطئه های داخلی : اتحادیه اروپا و به خصوص کشور فرانسه شرکای اصلی اقتصادی و متحد نزدیک رئیس جمهور سابق تونس می باشند ؛ آلمان سومین شریک تجاری تونس بوده است ؛ این کشورها همگی از سقوط ” بن علی ” متضرر خواهند شد ؛ به همین خاطر به نظر می رسد که این کشورها وقتی اوضاع کشور را بحرانی یافته اند برای کنترل ومهار اوضاع و قبل از رادیکالیزه شدن جنبش ترجیح داده اند که دور مصرف از “بن علی ” را به پایان رسانده و این مهره سوخته راهر چه زودتر وادار به کناره گیری و خروج از کشور نمایند .

همچنین عناصر وابسته به ساختار موجود حاکمیت و اپوزیسیون داخلی رژیم به کمک قدرتهای خارجی و رسانه های وابسته به آنان ؛ سعی در نا امن نشان دادن اوضاع کشور بعد از رفتن ” بن علی ” دارند ؛ تا با ترساندن مردم آنان را مجبور به ترک خیابانها نمایند و خود سوار بر موج اعتراضات مردم کنترل قیام مردم را در دست بگیرند . برنامه ای که تاکنون خوشبختانه موفق به انجام آن نشده اند و مردم با حضور در خیابانها و تشکیل ” کمیته های مردمی ” ــ بنام ” لجان شعبیه ــ که تقریبا” همه جا تشکیل شده اند و به نهادهای قدرت مردمی تبدیل گردیده اند سعی در خنثی سازی توطئه های دشمنان قیام مردم نموده اند .

ب ــ ویژه گی ها و دستاوردها :

1 ــ از ویژه گیهای قیام ؛ برخوردار نبودن آن از رهبری فرهیخته و رهبری اصلاح طلبان حکومتی است ؛ بنابراین هیچ ترمز و مانعی برای گسترش قیام وجود ندارد و این اصلی ترین دلیل پیش روی قیام تا به امروز می باشد . ادامه پیروزی نیز به حضور و تداوم قیام و اینکه مردم چه نقشی برای خود قائل می شوند بستگی دارد . آیا مردم به خانه ها می روند تا سرنوشتان در چرخشی در بالا و در میان به اصطلاح نخبگان رقم بخورد و یا با تشکیل نهاد های دمکراتیک و مردمی تا سر برآوردن رهبران ذیصلاح ؛ خود سرنوشت خود را در دست می گیرند . مردم به قدرت تغییر خود ایمان آورده اند و ادامه اعتراضات و حضور بی وقفه آنان در خیابانها ؛ نشان می دهد که فعلا” مردم به خود و قدرت خود برای دگرگونی ایمان دارند و متکی اند

آنان خوب میدانند که پیشرفت جنبش تا سر بر آوردن رهبران ذیصلاح در گرو ابتکار عمل ؛ تشکل یابی و تشکیل کمیته ها و شوراهای مردمی برای کنترل اوضاع و پیشبرد امور قیام است .

2 ــ شورش مردم تونس علیه ” بن علی ” در قاره ای که بسیاری ” بن علی ” های دیگر نیز حکومت می کنند ؛ زنگ ها را برای کشورهای خودکامه و مستبد منطقه به صدا در آورده است . ابراز خشم و نارضایتی از حاکمان نالایق منطقه در این کشورها شدت گرفته و تظاهرات در اعتراض به بالا رفتن قیمتها و گرانی و بیکاری اکثر کشورهای منطقه را فراگرفته است .در اردن ؛ مصر ؛ یمن ؛ الجزایر و موریتانی به حمایت از مردم تونس و در اعتراض به گرانی و بیکاری ؛ مردم این کشورها تظاهرات بر پا کرده اند در مصر ؛ مردم جلوی سفارت تونس در مصر تجمع کرده و مخالفت خود را با دیکتاتوری طولانی مدت حسنی مبارک ابراز داشته اند .

در شهرهای الجزایر تظاهرات و در گیری های پراکنده به حمایت از مردم تونس و در اعتراض به گرانی و اوضاع معیشتی مردم همه روزه در جریان است و …. آیا قیام مردم تونس میتواند دومینوی پایان دیکتاتوری در منطقه باشد ؟

بدون تردید شورشی که در تونس اتفاق افتاده است ؛ می تواند به آتشفشانی ازشعله ها در کل منطقه تبدیل شود و شعله امید به تغییر را در دل توده های عرب روشن نماید ؛ هر پیروزی و دستاوردی در قیام تونس ؛ مشوق مردم کشورهای دیگر برای حرکت و مبارزه است .

ج ــ نتیجه :

یقینا” ؛ فرار رئیس جمهور به تنهائی ؛ فردائی بهتر ؛ عادلانه تر و آزادتر برای مردم تونس به ارمغان نخواهد آورد ؛ برای ما ایرانیان تجربه تلخ فرار شاه ــ در حالی که هنوز رهبرانی ذیصلاح و آلترناتیو شایسته برای قیام معرفی نشده بود ــ در جریان انقلاب 57 پیش رو است . پیشرفت جنبش مردم تونس به ابتکار عمل مردم و جوانان تونس در یافتن راهِ حل برای حل بحران جانشینی بستگی دارد ؛ جانشین و بدیل مناسب باید خارج از باقیمانده رژیم سابق و مستقل از قدرتهای خارجی باشد .

تا آن تاریخ مردم باید با تشکیل کمیته های مردمی و تشکیل شوراها به عنوان ارگانهای اعمال قدرت ملی و مردمی بر حسن اجرای امور نظارت و برای برطرف کردن موانع اقدام نمایند .

محمود خادمی

25.01.2011

Arezo1953@yahoo.de