کودتای استعماری ارتجاعی 28 مرداد خیانت به آرمان دموکراسی و حاکمیت ملی

2009-01-24 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم
اعتقاد من این است که سرنگون کردن دستگاه مصدق کار مردم عادی کشور من بود که در دلشان بارقه مشیت یزدانی میدرخشید مهمد رضا پهلوی در کتاب مأموریت برای وطنم

پاسخ رهبر نهضت ضد استعماری و ضد استبدادی به دعوی شاه

بارقه مشیت یزدانی در دل آیزنهاور رئیس جمهوری درخشید که تصویب نمود آزادی یک ملتی را با 40 درصد از سهام کنسر سیوم مبادله کند و برای اجرای این معاوضه در مرحله اول دستخط عزل من صادر و کودتای شب 25 مرداد 1332 شروع گردید که چون به نتیجه نرسید مرحله دوم آن شروع شد و سیصد و نود هزار دلار آمریکا بین بعضی از علمای فاسد و امراء و افسران بی ایمان تقسیم گردید. به هر یک از آن مردم عادی کشور مورد توجه شاهنشاه هم از این اعتبار مبلغ ناچیزی رسید که همه یکدل و یکزبان زیر نظر آن افسران و درجه داران به غارت خانه من پرداختند .مرا دستگیر و به دادگاه نظامی تسلیم کردند.
قلم وسیاست از محمد علی سفری جلد 2 ص 15

هموطنان آزاده ایرانیان جویای آزادی و حاکمیت ملی: در تاریخ سیاسی ایران همواره سه نیروی اهریمنی به جنگ آزادی و حاکمیت ملی بر خاسته اند و کماکان این سه دوشادوش هم در حوزه های مختلف با همکاری هم تحقق آزادی و حاکمیت ملی را به تعویق انداخته اند. ما در گفتاری به شیوه رفتاری و گفتاری این سه پرداخته و در حوزه شاخصه های مبارزات تاریخ معاصر در باب آنان ناگفته هائی را اعلام کرده ایم .اما نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق که از در بینش و روش از شاخصه های استراتژیک تاریخ معاصر در امر آزادی و حاکمیت ملی است ، از ویژهگیهای خاص بر خوردار است که همچنان در امر پیگیری خط آزادی و حکومت قانون مورد توجه و درس آموزی نسلهای آتی تاریخ ماست. به همین خاطر دشمنان این خط نیز با اشراف به جایگاه آن و پتانسیل لازم اش در سازماندهی و تبیین اهداف آزادیخواهانه لحظه ای از سانسور و تحریف آن غافل نیستند.

زمانیکه چپ استالینی دوشادوش ناسیونالیسم رضاخانی و مذهب آخوندیسم مصدق کبیر را با یک شعار و تحت یک سازماندهی مشترک بار دگر در احمد آباد به بند کشیده و او را به محاکمه مجدد فرا میخوانند و تهمت های بسیاری را نثار او میکنند ، حکایت از این دارد که آنها به جایگاه تعیین کننده او در جهت دهی مبارزات نسل معاصر اشراف داشته و از همین رو با نوشتن کتابها و مقالات حقایق را تحریف و جای دوست و دشمن را زیرکانه تغییر میدهند. مصدق سردار وفادار آزادی تحت عناوین مختلف از سوی 3 جریان استعماری و استبدادی با برچسبهای مختلف مواجه بوده و نقش پیشقراولی این راد مرد در وفاداری به آزادی دائما سانسور و تحریف میشود. چپ توده ای – استالینی بعد از فراغت از همیاری با خط ضد امپریالیستی خمینی در سرکوبی آزادیخواهان اینک در کنار پاسدار احمدی نژاد و ولی فقیه اش با متهم کردن آزادیخواهان به انواع تهمت ها خود را ذاتا آزادیخواه و حامی لیبرالیسم تلقی کرده و از موضع یک اومانیست آزادیخواه شخصیتها و نیروهای مدافع راستین آزادی و حاکمیت ملی متهم به تهمتهائی میکنند که خود عامل اجرائی آن بوده اند!!! از نقطه ضعفهای استراتژیک نیروهای مردمی در حوزه فرد و جریانهای سیاسی این است که به توهم پراکنی این اشخاص و جریانات اعتماد میکنند.

علی میرفطروس عباس میلانی باقر مومنی و کیانوری در خاطرات گوئی و تحلیل حوادث سیاسی با فراموش کردن نقش خود و مسئولیتهای پاسخ نیافته در کارنامه سیاسی شان برای همراهی با مافیای قدرت حقایق تاریخ را سانسور کرده تا زندگی فکری امروز خود را از موضع آزادیخواهانه توجیه کنند و با نیروهائیکه مافیای قدرت در تاریخ بوده اند عقد اخوت بندند. به همین خاطر مصدق سردار آزادی متهم به تند روی و لجبازی میشود و مبارزه تمام عیار و ایدئولوژیک معلم شهید دکتر شریعتی با آخوندیسم قبل از فاجعه از علتهای قدرت یابی فاشیسم آخوندیسم تلقی میگردد.!!! تکرار حاکمیتهای دیکتاتور و پیدایش سنتهای راکد در حوزه جریان سیال فکر در جامعه این تراژدی سکوت و سقوط فکری جامعه را ابعادی تازه میبخشد تا جائیکه حتی در میان اهل فکر انتقاد و جدل فکری دشمنی تلقی شده و افراد گرفتار این منازعه دشمن را فراموش کرده و به جان یکدیگر می افتند. !! مصدق یکی از بنیانگزاران اصل حاکمیت قانون در قبال اراده شاه از جمله قربانیان این مغلطه سیاسی و کلامی است که به مناسبتهای مختلف تبعید و اسارت او در قلعه احمد آباد تکرار میگردد … و به گفته خود او گناه بزرگش این است که خواستار حاکمیت ملت بر سرنوشت خود بود و نه کمپانی استعماری و افراد محلی آن .!! باور مصدق به اصل حاکمیت ملی بر اساس آزادی آنچنان با وجود او عجین شده بود که در او ج تنهائی و اسارت نیز در مقابل بیدادگاه فرمایشی استعمار و ارتجاع به مانند یک سردار پیروز در صحنه جنگ بر سر کودتاچیان فریاد میزد و آنها را به سخره میگرفت.

مردی که به گفته معلم شهید دکتر علی شریعتی 70 سال برای آزادی نالید و سرانجام مخاطبین او در نسلهای آتی با انقلابی بی نظیر رژیم کودتا را ساقط کردند هر چند که به هژمونی آخوندیسم این انقلاب از دستیابی به اهداف خویش بازماند ، اما مصدق همچنان آموزگاری است در مدرسه نهضتهای ملی که آرمان او خواست امروز جامعه ماست. امروز وقتی نسل دوم با قیام بر علیه نظام فاشیستی آخوندیسم تمثال مصدق و شریعتی و طالقانی را بدست میگیرند ، حکایت از پیوند عمیق خواستهای عادلانه و دموکراتیک آنهاست که این شخصیتها را نمادی برای آن میدانند. بنا بر این استعمار و ارتجاع در مقابل این هویت یابی نسل دوم از سر عناد با خواستهای دموکراتیک چاره ای جز تحریف و بمباران این شخصیتهای الگو ندارند. گرامیداشتها بایستی متکی بر انتقال بدون سانسور پیام این شخصیتهای الگو باشند در صورتیکه همه مراسم یادبود در حوزه حاکمیت آخوندیسم اکثرا به نوعی برای جلوگیری از یورش پاسداران و قدارهبندان با سانسور باورهای استراتژیک این شخصیتها همراه است ، و به همین خاطر نسل مخاطب این نوع از تحلیل ها ذهنی آشفته و مخدوش از شخصیتهای الگو را دارد که به مانند روایت اسلام بر اساس سانسورهای آخوندیسم در طول تاریخ است که همه چیز هست جز اسلام .. وقتی فریبرز رئیس دانا و شیرین عبادی و گنجی و باقی و امثالهم سخنگوی اینگونه مراسم یادبود ها باشند ، بدون شک جز تحریف و سانسور آرمان و اصول این بزرگان نتیجه دیگری نخواهد داشت.

سلام بر مصدق کبیر و یار وفادارش شهید دکتر حسین فاطمی زنده باد دموکراسی توحیدی

نهضت تشیع علوی ——– مرداد ماه 1387 برابر با اگوست 2008