مسلمانان جهان عرب و دیکتاتورهای نفتی – قبیله ای

2011-03-10 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

مسلمانان جهان عرب و دیکتاتورهای نفتی – قبیله ای

به دنبال مصر و تونس مردم لیبی نیز بر علیه دیکتاتور حاکم قیام کردند. این قیام که ابتدا با خبرهائی پیروزی و فرار سرهنگ همراه بود، اینک به یک جنگ نابرابر مردم با دیکتاتور حاکم تبدیل شده است. دیکتاتورهای نفت فروش و خریدار اسلحه مدرن، با حمایت های بین المللی در طول سالیان حکومت، کشور را از نیروی سیاسی بالنده و آزادیخواه محروم کرده اند. گرفتاری بزرگ این دیکتاتورهای نفتی قبیله ای که یا با سلطان و یا با شاه و جنرال نمایندگی میشود، تنها قحطی و ویرانی اقتصادی کشور نیست. بلکه مصیبت بارتر از تحریب اقتصادی ، تخریب فرهنگی و سیاسی آن کشور می باشد. آنها با ایحاد انواع سانسور و با حذف فیزیکی مخالفان و ممنوع کردن اندیشه سیاسی غیر حکومتی، از پیدایش و رشد نیروهای سیاسی آزادیخواه نیز مانع میشوند. به همین خاطر است که صدام حسین وقتی سرنگون میشود، حانشینی جز مالکی و بارزانی ندارد. وآنها در مقابله با صدام حسین حمایتهای مادی و فکری خود را از مشتریان نفت ارزان دریافت میکنند. در این کشورها استعمار سالیان متمادی توانسته انواع نیروهای ضد دموکراسی را سازمان دهد. و این نیروها با سرنگونی هر دیکتاتوری از آفت های مسلم و استراتژیک یک نظام سیاسی دموکراتیک هستند. اگر این اصل بدیهی را بپذیریم که بنای عظیم دموکراسی بایستی از مواد و مصالح فرهنگی و سیاسی همین حوامع ساخته شود، آنگاه به این کمبود و نارسائی بیشتر پی میبریم. شاه و حامیان خارجی اش در کودتای 28 مرداد بر علیه مصدق کبیر ، جامعه ایران را از حضور نیروی سیاسی معتقد به دموکراسی مانع شدند. اما در همان مقطع شاه با گرایشات مذهبی که داشت، به حوزه های پرورش آخوند از سازمان اوقاف اعانه میداد، و خود و خانواده اش نیز با حضور آنها دعای تحویل سال و سلامتی سفر را میخواندند. زمانیکه انقلاب 57 توسط نسل جوان دانشجو با حضور میلیونی مردم شکل گرفت، تنها تریبونی که میتوانست در میان مردم، از انقلاب و اهدافش سخن گوید آخوندیسم بود. خمینی با نوشتن کتاب ولایت فقیه در سال 1346 از نجف رهبر این انقلاب مردمی شد. وتمامی دست آوردهای آن را با نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، به توبره آخوندیسم ریخت. مرحوم مهندس بازرگان بزرگترین شانس دموکراتیک انقلاب مردم، در مقابل این لشکر کشی ناچار از استعفا و انزوا شد. این تجربیات حدید و قدیم تاریخ سیاسی ایران و منطقه درسهای بسیاری در بر دارد. مسلمانان منطقه اگر قادر به سازماندهی نیورهای سیاسی ملی و وفادار ارزشهای پایدار دموکراسی نباشند، بدون شک از چنگ دیکتاتوری به چنگ دیگری خواهند افتاد. برای پیدایش این نیرو در هرکدام از کشورهای مسلمان که اینک با دیکتاتورهای نفتی در مصاف است،بازگشت به فرهنگ انسان ساز و آگاهی بخش – آزادی بخش لازم و ضروری است. اگر مسلمانان به فرهنگ و آموزه های این کتاب حیاتبخش الهی در چهارچوب یک سازماندهی سیاسی مسلح گردند، بدون شک مهر پایان بر عمر دیکتاتوری های رنگا رنگ خواهد بود. از این رو باید فرهنگ و آموزه های الهی برای تدارک یک نظام مبتنی بر قسط توسط معتقدین و مبارزین تدوین شود. دموکراسی توحیدی قادر است تعریفی از آزادی و حقوق بشر و حاکمیت مردمی ارائه کند که با رفع نواقص و کمبودهای سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی، حاکمیت قانون را در این کشورها عملی سازد. قانونی که ضمن در برداشتن تمامی مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان یک میثاق بین المللی، برخاسته از وجدان دینی و فرهنگی مردم نیز هست. تنها در چهارچوب دموکراسی توحیدی است که اختلاف رنگ و نژاد و دین و فرهنگ در زیر پوشش یک حقوق جهانشمول به یک زیست مسالمت آمیز جهانی منجر خواهد شد. ما به سازمان ملل پیشنهاد می کنیم که برای دستیابی به این هدف جهانی شعبه ای را ایجاد کند که با در اختیار داشتن کادرهای سیاسی ورزیده، بر شکل گیری و استقرار دموکراسی در جهان نظارت کند. این شعبه همچنین باید دارای یک قدرت نظامی حرفه ای باشد تا بتواند از قیام ملتهای تحت ستم بر علیه حومتهای فاسد و مستبد در مواقع ضروری حمایت کند. چونکه این حکومتها با مردمی خلع سلاح شده و گرفتار انواع فقر مادی و معنوی روبرو هستند. و هرقیامی را با عنصر سرکوب خاموش میکنند. دولتهای چون آمریکا میتواند در برپائی این تشکل در سازمان ملل اقدامات موثری را انجام دهد. بیش از این نباید اجازه داد که حاکمیتهای دیکتاتور با گسترش فساد و فقر و قهر در جوامع مسلمان، مردمان این نواحی را به انواع فساد و خشونت آلوده سازد. همین عقده های حاصل از خشونت گرائی و فقر گستری حکومتهای یاغی است که مبنای توجیه برای اقدامات تروریستی در کشورهای مختلف میگردد. امروز ملتهای مسلمان عرب و غیر عرب در خاورمیانه شیوه دیپلماسی دولتهای لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی را تحت نظر دارند، و از آنها میخواهند که بیش از این از دیکتاتورهای نفت فروش و تولید کننده و به کار گیرنده انواع خشونت حمایت نکرده، و از خواست ملتهای جویای دموکراسی حمایت کنند. قذافی و خامنه ای و مالکی، امروز مردم را با هواپیما و تانک به گلوله می بندند، آیا بسنده کردن به تعارفات و یا حداقل حمایتهای دیپلماتیک پساخگوی این معضل است؟ به تجربه ثابت شده است که این محکوم کردنهای حداقل، آتش غضب این دیکتاتورها را بیشتر شعله ور میسازد. آنها زمانیکه این دیپلماسی معامله گر و ضعیف را مشاهده می کنند، در سرکوب مردم به شیوه های ویرانگر و ضد انسانی بیشتری روی میاورند. چون می دانند که این حمایت های حداقل و محکومیتهای لفظی اقدامی جدی بر علیه آنها در بر نخواهد داشت. چرا قذافی و خامنه ای باید نفت مردم را با قیمت بالا بفروشند و با مسلح کردن انواع نیروهای سرکوب از درآمد آن، در خیایابان و زندان بهترین فرزندان آنان را به گلوله به بندند؟ آمریکا در رأس دولتهای لیبرال دموکراسی بیشترین مسئولیت را دارد. این دولت میتواند امروز با متحدین اروپائی خود، با حمایت از استقرار دموکراسی در خاورمیانه و همراهی و همکاری با جنبشهای مردمی ، نقش بسزائی داشته باشد.

سلام بر جانباختگان راه آزادی در خاورمیانه پیش به سوی استقرار دموکراسی توحیدی در کشورهای مسلمان

نهضت تشیع علوی —– مارس 2011 برابر با اسفند 1389