کانون شریعتی و کنفرانس سفیران سبز

2011-07-25 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

باید ببینیم حکومت مذهبی چیست؟ حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به رجال سیاسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند، یک زعیم روحانی خود را به خودی خود زعیم میداند ، به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین، نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهوری مردم. بنابراین یک حاکم غیر مسئول است و این مادر استبداد و دیکتاتوری فردی است…. م.ج. آثار 22 ص 197 و 198 معلم شهید دکتر علی شریعتی

هموطنان آزاده ایرانیان جویای آزادی و حاکمیت ملی رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم، در حیات ننگین خود، حاکمیت ستمگرانه اش را مدیون سانسور و کشتار و ترور و شکنجه آزادیخواهان است. این رژیم در نمایش انتخاباتی ریاست جمهوریش در مصاف باندهای درونی آن بار دگر نسلی را دم تیغ سپرد که در پی اصلاح این نظام از طریق جنبش سبز بودند. رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی در حصر خانگی و کشتار و شکنجه و زندان هواخواهان، پیاپی اعلام کردند که تنها برای بقای نظام و تقویت سنت خمینی و بازگشت به عهد او کمر همت بسته اند. بدون شک آقایان موسوی و کروبی به وضوح بر این امر آگاه هستند که خمینی ولایت مطلقه را تا سوزاندن عمامه عالم مرحوم آقای منتظری و زندانی و خانه نشین کردن او وسعت داد. و همچنین به ولایت فقیه بسنده نکرد و آن را به درجه مطلقه آن ارتقاء داد. بر همگان این امر مسلم تاریخ سیاسی معاصر هویداست که نسل انقلاب جویای آزادی و حاکمیت ملی ، آذوقه ایدئولوژیک خود را در این انقلاب بزرگ از معلم شهید دکتر علی شریعتی و اسلامشناس بزرگ قرآنی مرحوم مهندس بازرگان و عالمانی چون طالقانی اخذ کرده بود. اسلام شناسی این سه شخصیت هیچ سنخیتی با تفکر قرون وسطی آخوندیسم نداشت. به همین خاطر خمینی و همراهانش هر سه را با کشتار نسل انقلاب در میدان جنگ و زندانها دشمن خود پنداشته، و مانع برگزاری یک مراسم حداقل برای این بزرگان شد. جنبش سبز حرکتی است از سوی نسل دومی که در این قحطی فکر و سانسور شدید حاکمیت، با یاد و نام این بزرگان اندیشه قرآنی خود را سازمان داد. و در نمایش انتخاباتی 88 از طریق موسوی و کروبی به مصاف ولایت مطلقه شتافت. بدون شک این نسل اگر راه گریزی دیگر داشت کروبی و موسوی را کاندید خود نمیکرد. با توجه به اصل تقیه در اسلام که به صورت استراتژیک اصلی است برای بقای پیشتاز با توسل به تاکگتیکهای حداقل در مبارزه، نسل سبز با هدایت موسوی و کروبی وارد میدانی شد که با توسل به حقوق اولیه یک شهروند، در پی لگام زدن بر ولایت مطلقه بود. این تاکتیک با کم کاری و بدکاری رهبران یعنی موسوی و کروبی به اهرمی در دست دشمن تبدیل گردید. ولایت مطلقه با اعزام گروه های متعدد از سربازان گمنام خود به نام جنبش سبز، این جنبش را در خارج از کشور محدود به مانورهای دیپلماتیک حکومت نمود. با عقب نشینی موسوی و کروبی از حداقلها اسب چموش ولایت با مدیریت پاسدار احمدی نژاد سرعت بیشتر گرفت، بطوریکه بخشی از منفردین سبز در لاک سکوت همیشگی فرو رفتند. کانون شریعتی چگونه میتواند ضمن توجیه و پذیرش همه این عقب نشینی ها و سازشها بازهم این نام را با خود داشته باشد. معلم شهید دکتر علی شریعتی داری 35 حلد اثر است که در هر گفتاری از آن آخوندیسم با سنت جاهلی و ضد قرآنی اش نقد و افشا شده است. آیا میتوان از این تز و به نام آن امروز، از نسل دومی که بارها مورد تعرض قرار گرفته و در زندانهای ولایت مطلقه به حریمش تجاوز شده، بازهم تواب در بارگاه ولایت سازمان داد. ما از روز نخست حرکت و شکل گیری جنبش سبز که تجربه 18 تیر و 30 خرداد 1360 را پیش روی خود داشت ، یادآور شده ایم که حمهوریت بر اساس شورا در اسلام، تنها ظرف در بردارنده حاکمیت ملی و دموکراتیک است، اما این هدف با همراهی جریانی که خود را در رهبری سبز هنوز وامدار و امانتدار میراث خمینی یعنی اصل ولایت مطلقه میداند قابل حصول نیست. جنبش سبز باید از این تناقض عبور کند و با گذشتن از این مانع استراتژیک است که این جنبش میتواند با همراهی و همکاری نسل وفادار به اهداف انقلاب اسلامی 57 حاکمیت بر اساس منافع و مصالح ملی را بر اساس حقوق شهروندی در ایران سازمان دهد. کنفرانس 3 روزه سفیران سبز در پاریس بایستی منطق معلم شهید دکتر علی شریعتی در روش مبارزاتی .آگاهی بخش – آزادی بخش با تز اسلام منهای آخوند را به درستی دریابد، و فرصت را بیش از این برای حمایت جهانی از مردم ایران برای دستیابی به دموکراسی از دست ندهد. امروز سپاه و بسیج و آخوندیسم مسلح به پول نفت و گاز و صاحب کارخانه و صادرات و واردات، با تاکتیکهای حداقلی نه تنها عقب نشینی نمیکند بلکه از آن برای سرکوب شدیدتر بهره میگیرد. سفیران سبز باید از اصل ولایت فقیه و حاکمیت آخوندیسم بگذرد و خود را با جنبشی هماهنگ و همراه سازد که از خرداد 1360 با پرداخت حداکثر بها خواهان انجام رفراندوم و انتخابات با حضور ناظرین بین المللی در ایران است. ما با عبور از این گذرگاه میتوانیم نخستین دموکراسی بر پایه ارشهای فرهنگی و دینی خود را در ایران زمین برپاکنیم. مولفه های سیاسی برخاسته از نهضت بازگشت به قرآن در حوزه اسلام شناسی قرآنی سرشار از آموزه ها و امکانات نظری و عملی است که میتواند ما را برخوردار از نعمت آزادی و حاکمیت ملی سازد. جنبش سبز با اتکاء و تغذیه از این منبع سرشار از آزادی و آگاهی و ایمان است که قادر به مقاومت و حرکت به پیش میباشد. به همین خاطر با تأسی به اشخاص و جریانات نادم و مشکوک که تنها به فکر نام و نان خویش هستند، نباید بیش از این فرصت را از دست داد. آن زمانیکه خداوند در قرآن بدان قسم خورده ، همین مقاطع سرنوشت ساز یک ملت است. توجه نکردن به تجربه های گرانبهای یک ملت که دربردارنده درس پیروزی میباشد، همان زیان بزرگ است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل] (۱) وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾

كه واقعا انسان دستخوش زيان است (۲) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾

مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏اند (۳) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

امروز بازگشت به فلسفه سیاسی نهضت بازگشت به قرآن ما را موظف میدارد که از سانسور و جعل و تحریف ولایت مطلقه آخوندیسم خود را رها ساخته و اسلام قرآنی را درسنت نبوی- علوی بزرگترین عنصر برپادارنده و هدایت کننده نظام دموکراتیک بدانیم. از نفوذی های ولایت مطلقه آخوندیسم در جنبش سبز به شدت دوری گزیده، و خواستار دخالت بین المللی در تدارک یک جانشین دموکراتیک در ایران باشیم. بر جنبش سبز این امر روشن است که دستگاه ولایت بخشی از عناصر اطلاعاتی خود را با تمام تجهیزات به نام هوا خواهان جنبش سبز به کشورهای اروپا و آمریکا گسیل کرده است. آنها با همکاری تنگاتنگ عناصر توده – اکثریتی خط امامی خواهان نابودی جنبش سبز و استحاله آن در نظام ولایت مطلقه هستند. همانطور که عناصر توده – اکثریتی را برای سانسور و تسلیم پناهندگان نسل انقلاب به خارج اعزام کرد. بنابراین کانونی به نام معلم شهید دکتر علی شریعتی که بنیانگذار تز اسلام منهای آخوند است، نمیتواند این همراهی و همگامی با دشمنان شریعتی و نسل وفادار به او را به راحتی توجیه کند. ما از خواستهای به حق جنبش سبز در تمامی عرصه ها حمایت کرده و از همان بدو حرکت نسبت به انحراف این چنبش توسط عناصر اطلاعاتی فوق هشدار داده ایم. به همین خاطر با تذکر مجدد به حامیان جنبش سبز، از آنها میخواهیم که در مقابل سرکوب و سانسور همه جانبه حکومت ولایت مطلقه آخوندیسم با ارائه طرح و برنامه های حداکثر به مصاف او روند. مقاومت حداقل و طرحهای ابتدائی به عنوان اختلاف خانوادگی سرانجام این جنبش را تسلیم ولایت مطلقه و پاسدارانش خواهد کرد. با نام و یاد معلم شهید انقلاب اسلامی نمیتوان تز استراتژیک او را سانسور کرد.

سلام بر شهدای راه آزادی سرنگون باد رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم

نهضت تشیع علوی تیر ماه 1390 برابر با جولای 2011