دولت حاکم بر سرزمین فلسطین باید دوره ای باشد

2011-10-01 ، اطلاعیه ها

بسم الله آلرحمن الرحیم

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد). قرآن سوره حجرات

سالیان بعد از مهاجرت یهودیان به سرزمینی که همه انبیای توحیدی درآن زیسته و پیام خود را به مردم ابلاغ کرده اند ، این سرزمین در طی دوران مناثشه بین یهودیان و مسلمانان دستخوش انواع خشونتها بین دو گرایش از باورمندان به انبیای توحیدی گردیده است. کشتارها و آوارگی ها که سرانجام منجر به تشکیل جبهه ای از فلسطینیان به نام سازمان آزادی بخش گردید. با توحه به این پروسه جنگ و ترور در مدت چندین دهه، طرفین در یک جنگ بی پایان خواهان حذف فیزیکی هم بوده اند. اما این شیوه نه تنها مشکلی را در مناقشه این دو قوم صاحب کتاب و باورمند به آخرت حل نکرده بلکه بر کینه ها افزوده و دستیابی به صلح و زندگی مسالمت آمیز را به تعویق انداخته است. سرانجام رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین با دولت وقت اسرائیل به توافقی دست یافتند که نقشه راه نام داشت. دولت آمریکا در مسیر دستیابی به این توافق تلاش فراوان کرد. اما مشکل فلسطین و اسرائیل کماکان برجا ماند و با ظهور حماس و حمایت دولتهای ضد مردمی چون ولایت مطلقه آخوندیسم از آن ، سازمان آزادیبخش در دستیابی به اهداف خویش بیش از پیش تحت فشار قرار گرفت. اسرائیلی ها که سابقه خشونت در اروپا به خصوص اردوگاههای فاشیسم را در حافظ خود داشتند، بر تلاش خود در دستیابی به مشروعیت و محبوبیت بین المللی بیش از پیش افزوده ، و در این مسیر قدرتهای بزرگ بین المللی را با خود همراه کردند. نقشه راه با اتکاء و استناد به این تجربه سنگین تاریخی تهیه و تدوین شد. اما از آنجائیکه این برنامه در بردارنده همان هدف سازمان آزادی بخش یعنی تشکیل کشور مستقل فلسطین را در برنامه خود داشت موفق به دستیابی به این هدف نشد. با توجه به اینکه در نقشه راه پیشبینی و پیشنهاد دو کشور در این سرزمین شده است، این خواست بیش از آنکه به تحقق این هدف بیانجامد باعث رویش و موجودیت سازمان رقیبی برای سازمان آزادیبخش فلسطین یعنی حماس گردید. این سازمان نیز به مانند بنیادگرا های جبهه مقابل، نه تنها در پی صلح و سازش نیست بلکه با متهم کردن رهبران سازمان آزادیبخش فلسطین به سازشکاری در پی یک جنگ مذهبی و تصفیه حسابهای دیرینه است. نتایج تلخ حاصل از این تناقضها طرفین را در تحقق صلح و زندگی بدون جنگ و ترور در این سرزمین، مواجه با انواع بن بستها کرده است. پیشنهاد محمود عباس برای عضویت فلسطینی که هنوز در آن سرزمین به مقام و موقعیت یک حاکمیت دست نیافته، این کلاف سردرگم را بیش از پیش در ابهام و پیچیدگی فرو برده است. با نگاهی به مشخصات این مسیر مملو از خشونت، و هژمونی طلبی های رهبرانی از هر دوسو، راه برون رفت از این بن بست چیست؟ بدون شک رژیمهای دیکتاتور و عوام فریب از جمله ولایت مطلقه آخوندیسم ، با نفوذ در بعضی از گرایشهای هر دو جبهه ، آنها را تشویق به اعمال خشونت مقدس کرده، و از این طریق در پی اعمال هژمونی خود بر هردوی آنهاست. با توجه به سرگذشت تلخ ماجرای فلسطین و تداوم خشونت در میان دو ملت صاحب کتاب و پیرو ابراهیم حنیف، باید به شیوه ای اندیشید که قادر باشد ضمن مرهم نهادن بر زخمهای کهنه ، این سرزمین را به مکانی برای رشد و پیشرفت شهروندانش گرداند. و اسرائلی و فلسطینی در این بازسازی بایستی بطور مشترک و مشفقانه با هم همکاری کنند. از این رو با توجه به طرحهای میانبر و یا انخصار طلبانه یک طرف دعوی، این سرزمین با حکومتهای انتخابی و نوبتی به هر دو نام اداره شود. مدت این حکومتهای دوره ای میتواند با رایزنی دو طرف از 4 سال تا 8 سال باشد. زمانیکه حاکمیت در اختیار فلسطینی هاست کشور به نام فلسطین باشد و زمانیکه اسرائیلی ها به حاکمیت میرسند به نام اسرائیل. قانون اساسی به عنوان بنیاد توجیه این چرخش مسالمت آمیز حاکمیت دو ملت در یک سرزمین، بایستی بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر مبتنی بر حقوق شهروندی باشد. این شیوه مسالمت آمیز چرخش حاکمیت ضمن بهبود زخمهای کهنه و کنار زدن دستهای مداخله گر حاکمیتهای جون ولایت مطلقه آخوندیسم و شیوخ عرب و غیره، کارآترین بستر رشد افکار عمومی در حوزه حمایت از صلح و زندگی مسالمت آمیز خواهد بود… زمانیکه ایندو ملت خویشاوند در ادیان توحیدی توانستند زندگی مسالمت آمیز و حقوق محور را در کنار هم و بیاری هم تمرین کنند بدون شک دستهای مداخله گر از هر دو سو در نشر و ترویج خشونت کوتاه خواهد شد. آنگاه تمرین یک زندگی مسالمت آمیز و سرشار از تفاهم و همکاری، ایندو قوم پیرو ادیان توحیدی را با همدیگر همراه و همنوا خواهد کرد. و حکومتهای دوره ای بهترین پاسخ به این معضلی است که امروز بسیاری از دیکتاتورها با پزهای تبلیغاتی در حمایت از مردم فلسطین ، به تنش و تروریسم و بنیادگرائی در منطقه دامن زده و برای اعمال هژمونی خود منافع فلسطین و اسرائیل را قربانی میکنند. ما امیدواریم که این پیشنهاد با استقبال و توجه فلسطیینیها و اسرائیلهای خواهان صلح و زندگی مسالمت آمیز ، مواجه شده ، و هرچه زودتر با همکاری بین المللی به خصوص از سوی نهادهای حقوق بشری به عنوان یک راه حل عادلانه پیگیری شود. وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏اى] كه تعدى مى‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى‏دارد.آیا باورمندان به مکتب توحید به عنوان وارثین ابراهیم غلیه السلام در شریعت موسوی و عیسوی و محمدی همان مومنان نیستند؟ چرا اختلاف آنها نباید با معیار قرار دادن همین اصول مشترک که برقراری قسط یعنی جامعه ای آزاد و اباد یکی از مصادیق آن است ، به شیوه مسالمت آمیز حل شود؟ ما با توجه به تجربه سنگین و مملو از خشونت در رابطه های مبتنی بر تعادل قوا، از مسلمانان و یهودیان وفادار به مکتب انبیاء میخواهیم که در سرزمین خویش صلح و آزادی را مستقر کنند. تجربه آغشته به خشونت و انواع کین توزیها در میان پیروان ابراهیم ، همچنان توجیه گر تداوم این قهر و کین های ضد توحیدی است. آیا پیامبرانی چون موسی و عیسی و محمد به عنوان قافله سالاران مکتب توحید بشارتگر صلح و دوستی و عدالت در میان مردمان نبوده اند؟ پس چگونه است که امروز مدعیان پیروی از آنها با توسل به انواع خشونت در پی تسلط بر یکدیگر برآمده، و استقرار قسط یعنی آزادی و عدالت را به عنوان فلسفه رسالت این معلمان توحید فراموش کرده اند؟ سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت اسرائیل می بایست با اجرای طرح گردش قدرت سیاسی در بین مسلمانان و یهودیان در این سرزمین به صورت چرخشی توافق کرده و جنگ و خشونت و ترور را نقطه پایان گذارند. آغاز این شیوه از تقسیم قدرت و تعویض دموکراتیک آن قادر خواهد بود حقوق شهروندی را جانشین هرگونه خودمحوری بر اساس نژاد و یا مذهب و غیره سازد. قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَبگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند بگوييد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم) . ظلم و تبعیض در امت ابراهیم از بزرگترین مظاهر شرک است. که عده ای به نام شریعت اسلام و یا شریعت یهود و نصارا بخواهند بر بخشی دیگر از امت او تحمیل کنند. جنگ و خونریزی و ترور در بین این امتها باید تحریم و تعطیل شود و با استقرار نظام قانون سالار همه آنها بایستی از مواهب دنیوی برای تدارک زندگی اخروی بهره مند باشند. .

نهضت تشیع علوی — مهرماه 1390 برابر با اکتبر 2011