علل بعید و غریب حمله به معلم شهید دکتر علی شریعتی از

2011-11-05 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

علل بعید و غریب حمله به معلم شهید دکتر علی شریعتی از سوی جبهه غالب و مغلوب عمال ولایت مطلقه آخوندیسم

باید ببینیم حکومت مذهبی چیست؟ حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند. و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند، و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند. یک زعیم روحانی خود را به خودی خود زعیم میداند،به اعتبار اینکه روحانی است وعقاید عالم دین. و نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهوری مردم. بنابراین یک حاکم غیر مسئول است و این مادر استبداد و دیکتاوری فردی است، و چون خود را سایه و نماینده خدا میداند،برجان و مال و ناموس همه مسلط است،در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمیدهد، بلکه رضای خدا را در آن می پندارد. گذشته از آن برای مخالف ،برای پیروان مذاهب دیگر حتی حق حیات نیز قائل نیست. آنها را مغضوب خدا، گمراه، نجس و دشمن راه دین و حق می شمارد، و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدائی تلقی میکند. خلاصه حکومت مذهبی همان است که در قرون وسطی کشیشان داشتند،و ویکتور هوگو آن را به دقت ترسیم کرده است. اما در اسلام چنین بحثی اصولا مطرح نیست،زیرا عمال حکومت مذهبی در جامعه اسلامی وجود ندارد. سازمانی به نام روحانیت نیست. و کسی روحانی حرفه ای نمیشود. در اسلام میان مردم و خدا واسطه نیست. هرکس مستقیما با او در تماس است. تحصیل علوم مذهبی در انحصار عده خاصی نیست. تحصیل علم بر هر فردی از زن و مرد به قدر لازم واجب است. و اصول اعتقادی مذهب تعطیل بردار نیست. و تبلیغ مذهبی و اصول اخلاقی یک وظیفه عینی و عمومی است، و افراد خاصی مأمور این کار نیستند. بنابراین آخوند رسمی ، روحانیت رسمی،مبلغ رسمی،مقلد رسمی،مفسر رسمی،جانشین رسمی،شفیع و واسطه رسمی وجود ندارد.همه سربازند و در عین حال مبلغ خلق،و رابط با خالق و متفکر منفرد و مستقل و مسئول اعمال و عقاید و مذهب خویش. این است آن بعد اندیو یدو آلیستی و لیبرالیسم انفرادی اسلام که آمریکا افتخار خود را در انتصاب دروغین خود بدان مکتب میداند، و این است مبنای دموکراسی انسانی که آزادی فرد در برابر قدرت و مرکزیت جامعه تأمین میشود. م.ج. 9 ص 225 تا 226

هموطنان ، ایرانیان جویای آزادی و حاکمیت ملی ، معلم شهید دکتر علی شریعتی به عنوان یک اسلام شناس قرآنی در ادامه کار نیمه تمام بیدارگر اقلیم شرق شهید سید جمال الدین اسد آبادی، نهضت بازگشت به قرآن را با تلاش بی وقفه به 35 مجلد کار آگاهی بخش و آزادیبخش مسلح کرد. این حرکت که از تنها حسینیه ارشاد در قلب خاورمیانه آغاز شد به نهضتی عظیم بر پایه ارزشهای ایدئولوژیک در تاریخ سیاسی ایران تبدیل شد. مجاهدین خلق نیروی خود را از این مرکز تأمین کرده و به وسیله روشنگریهای معلم شهید در آثار وزین و تولید کننده ایمان و جسارت فداکاری در راه عقیده بود که، در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی ، بیشترین بخش پیگیر اندیشه رنسانسی و ضد ارتجاعی به سازملن مجاهدین روی آوردند. در آن مقطع سازماندهی های دیگری تحت نام آرمان مستضعفین و موحدین و ارشاد نیز به مبدان آمدند، اما از آنجائیکه ایستادگی و وفاداری به ارزشهای اندیشه ارتجاع سوز معلم شهید، مقاومت حداکثر در مقابل ارتجاع آخوندیسم را طلب میکرد، این جریانها در کوتاه مدت صحنه را خالی کردند. و به درجاتی در این عقب نشینی گرفتار عافیت طلبی در پناه حاکمیت آخوندیسم شدند. نسل دوم از خاکستر جانسوز نسل انقلاب با تغذیه از این اندیشه ضد ارتجاعی باردگر در 18 تیر به میدان آمد، اما بازهم با داغ و درفش و تیرباران مافیای نفت خوار ولایت مطلقه روبرو گردید، و با فدیه شهدائی چون عزت ابراهیم نژاد، به تدارک مبارزه ای همه جانبه با ولایت بر آمد. آموزه های کتابهای معلم شهید با تز استراتژیک اسلام منهای آخوند، این نسل را با نسل انقلاب پیوند داد، و پیام آنها از گورستانهای گمنام در اقصی نقاط ایران و جهان در گوش قلب این نسل ندای معلم شهید را در گذر از آخوندیسم بار دگر تکرار کرد. همان معلمی که در سلول انفرادی و خوابی که از بیداری عمیقتر است زندگی را در پاسخ به مخاطبین ایدئولوژیک اش اینگونه تعریف میکند( نان. آزادی . ایمان.فرهنگ. و دوست داشتن ) فلسفه سیاسی اندیشه قرآنی این معلم آزادی و آگاهی ، در ایران تحت حاکمیت قرون وسطی ولایت مطلقه آخوندیسم، مظهری از همان چشمه جوشان کوثر است که در قرآن به رسول خاتم خودش محمد مصطفی (ص) اعطاء شده است. میراث فکری او تمامی نسلهای مخاطب اش را مسلح به ایمانی بر خاسته از آگاهی و آزادی میکند که لرزه بر اندام ولایت مطلقه و سربازان بدنامش در خارج و داخل می اندازد. از این رو تریبونهای این ولایت با خیزش نسل سبز به دنبال نسل انقلاب ، در هراس و بلا تکلیفی به مانند گرفتار شدگان در سیل به هرخس و خاشاکی دست یازیده، و با یاوه پراکنی و سانسور و تحریف معلم شهید در پی دوام کاخ فر عونی ولایت مطلقه هستند. در بحثهای مجازی اینترنتی و تریبونهای انحصار طلب آلوده به انواع ویروسهای ولایت، هتاکیها و تهمتهای دستگاه امنیتی ولایت مطلقه آخوندیسم بر علیه او را سازمان داده و نسل وفادار به اندیشه توحیدی اسلام منهای آخوند را هدف بمباران تبلیغی و تخریبی خود قرار داده اند. تز اسلام منهای آخوند او در تکامل و اعتلای نهضت بازگشت به قرآن، بشارت دهنده دموکراسی توحیدی است. این سازماندهی از دموکراسی بر خلاف لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی ، آزادی و عدالت را بر اساس ملیت و یا دین و زبان و فرهنگ، محدود و مقید نمیسازد. بلکه آزادی را نعمتی میداند که بیان شاخص کرامت انسان از سوی خداوند است. به همین خاطر نسلهای تشنه این بیان از ازادی در بهار خاورمیانه، با از میان برداشتن رژیمهای توتالیتر نفت فروش، فرهنگ دینی و ملی خود را بازسازی میکنند. مردم ایران با برخورداری از نعمت معامانی چون شهید دکتر علی شریعتی، در مبارزه با سلطه ولایت مطلقه آخوندیسم، از پشتوانه محکمی در معماری دموکراسی توحیدی برخوردار هستند. معلم در عدالت طلبی و آزادیخواهی به فرازی از ایمان دست یافته بود که در تعریف و تشریح ایمانش چنین میگوید ( ایمان در دل من عبارت از آن سیر صعودی ای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی ، به معنای علمی کلمه و آزادی انسانی ، به معنای غیربورژوازی اصطلاح، در زندگی آدمی آغاز میشود. ( با مخاطب های آشنا ص 246 ) . با توجه به این توانائی ایدئولوژیک معلم شهید است که امروز عمال ارتجاع و استعمار به خصوص باندهای روزمزد ولایت مطلقه آخوندیسم از او در هراس هستند. و با شیوه های مافیائی در تلاشند تا از یاد و نام او در بین نسل سوم مانع شوند. لشکر سایبری سربازان بدنام ولایت مطلقه، در زمانیکه تخت ولایت از تز اسلام منهای آخوند در سازماندهی نسل سوم به لرزه افتاده است، تریبونهای سایبری او نیز نشخوار دستگاه سرکوب را تکرار کرده، و اندیشه او را متهم به تولید و حاکمیت ولایت میگردانند. در مقطعی که معلم با اتکاء به منابع دینی و ارزشهای فرهنگی مبارزاتی برخاسته از آن، به مبارزین زمان که سخت دل در گرو اضباط آهنین و مبارزه قهرآمیز داشتند، از موضع غمخواری و حمایت تذکر داد که هر انقلاب سیاسی بدون پشتوانه یک پالایش فرهنگی محکوم به شکست و بازگشت به ارتجاع است. اما این دل باختگان به تئوری جنگ انقلابی، با حداکثر فداکاری، از موضع انقلابیگری با او برخورد کرده، و تذکار استراتژیک او را به خصوص در معرفی دشمن قسم خورده آزادی به نام آخوندیسم جدی نگرفتند. نیروهای به مانند نهضت آزادی و جبهه ملی نیز که از نزدیگان و همقطاران معلم بودند، او را در مقابله ایدئولوژیک با آخوندیسم تنها گذاشته، و هم زمان موضع گیری ایدئولوژیک او بر علیه آخوندیسم را محکوم کردند. از این رو معلم به تنهائی این مسئولیت سنگین را به دوش گرفت. او هر روز بیش از روز پیش به حقانیت مبارزه ایدئولژیک اش با آخوندیسم پی میبرد، و در این پیشروی تا صدور فتوای جمعی آیت الله ها در محکومیت او پیش رفت. اما استقبال نسل جوان در حسینیه ارشاد و گسترش برق آسای اندیشه او، اکثر مدعیان را دچار عقده خود کم بینی کرد، بطوریکه در گزینش راه او و یا فتاوی حوزه ای ها ، با آیات عظام برخوردار از خمس و زکات همراه شدند. تا از کمکهای خمس و زکات در پیگیری خط انقلابی باز نمانند. !! و عقده حقارتی که در مقابل عظمت اندیشه توحیدی معلم شهید در خود حس میکردند با سانسور و کشتار نسل او پاسخگو باشند. اینک نسل سوم در پیوند با نسل انقلاب با اندیشه توحیدی اسلام منهای آخوند و حکومت شورائی ، در مصافی همه جانبه با دیکتاتوری ولایت مطلقه هستند. به همین خاطر یاران ولایت در تمامی تریبونهای مجازی با لشکر کشی بر علیه اندیشه های ارتجاع سوز معلم شهید به مقابله بر خاسته و فراموش کرده اند این شعر شاعر سخن سنج را که _( چراغی که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد. ) که مضمونی است از این آیه قرآنی .. يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. مى‏خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولى خداوند نمى‏گذارد تا نور خود را كامل كند هر چند كافران را خوش نيايد قرآن سوره توبه آیه 32 اندیشه آگاهی بخش و آزادیبخش معلم شهید دکتر علی شریعتی مصداقی از همین پیام الهی است. راهکارهای این اندیشه در تجربه دو نسل به درجه ای از توانمندی در عرصه سازماندهی و مدیریت دموکراتیک دست یافته است که امروز در حوزه مدیریت سیاسی در یک انتخابات آزاد از حداکثر اقبال عمومی برخوردار است. با توجه به همین توانائی است که رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم لشکر ساندیس خور خود را بر علیه معلم بسیج کرده است. طرح خنثی ساری دین در حوزه فرهنگ و به خصوص سیاست که بعد از تجربه حاکمیت ولایت مطلقه آخوندیسم در ایران و طالبانیسم در کشورهای همجوار، شمشیر داموکلسی شده است بر گردن اندیشه توحیدی معلم، امروز معیار دموکراتیک بودن و یا نبودن جریانهای سیاسی گردیده است. !! او در مقطعی از نبرد ایدئولوژیک با جریانهای استعماری در هر دو حوزه این معضل را در مبحث انواع استحمارچنین تبیین کرده است( استحمار همان طور که گفتیم عاملی است برای انحراف یا اغفال ذهن از ” خود آگاهی انسانی و خود آگاهی اجتماعی .عامل استحمار قدیم مذهب بود، که غیر از دوران پیامبران بزرگ که مذهب را در اوج حقیقتش و عریان و راستین مطرح میکردند،بعد از این دوره قدرت های استحمار گر و قدرت های ضد انسانی سرنوشت مذهب را در دست گرفتند و به اسم طبق روحانی ، طبق معنوی، طبقه صوفی، طبقه زاهد، طبقه کشیش ، فرق نمیکند، مذهب را وسیله استحمار مردم کردند، هم استحمار فردی و هم استحمار اجتماعی. به خاطر اینکه مذهب به هر دو توجه دارد، به خصوص اسلام که هم ” خود اگاهی انسانی ” و هم خودآگاهی اجتماعی هر دو را با خودش دارد. این است که وقتی اسلام در تاریخ بعد از پیغمبر ، وسیله استحمار میشود، بزرگترین مصیبت برای جامعه بشری به وجود می آید، برای اینکه در یک ضربه هر دو آگاهی را فلج میکند. هم آگاهی انسانی و هم آگاهی اجتماعی … مذهب استحمار میکند ، بزرگترین و قویترین استحمارگر در جامعه های قدیم مذهب است. مگر مذهب چه کار میکند؟ مذهب نمیتواند خودآگاهی اجتماعی و مسئولیت من را نسبت به سرنوشتم، نسبت به جامعه ام در من از بین ببرد، اما یک کارش میکند، یعنی جا به جایش میکند! می گوید ( همه این وظیفه ها و حساسیتها را از این طرف مرگ ولش کن و به بعد از مرگ منتقل کن… م.ج آثار 20 چه باید کرد. صفحات 222 تا 223 دکتر در این گفتار آخوندیسم کپی شده از پاپیسم قرون وسطی را وسیله اجرای این طرح استعماری معرفی کرده، و بارها به نقش ویرانگر آنها در تحمیق مردم تأکید کرده است. و در همین اثر در رابطه با نقش شبه روشنفکران و روشنفکران بی مذهب نیز در همدستی با آخوندیسم چنین گفته است( اگر شبه روشنفکران و روشنفکران بی مذهب توانسته اند در محو اسلام موفقیتهائی بدست آورند، و شکارهای بسیاری از خیل جوانان و تحصیل کرده های ما صید کنند، توفیقشان را یکسره مرهون نقش ماهرانه شبه روحانیون اند که با اجرای نمایشنامه مسخ اسلام آنان را قبلا از مذهب رم داده اند، و همدستانشان در آن سوی این تماشاخانه در حال فرار صیدشان کرده اند. بازیگران نقش مذهبی کار اساسیشان این است که تماشاچیان را از زمان حال بدر برند، مسلمانشان کنندیعنی چه، یعنی بکشانندش به پیش از حال برای چه؟ برای زندگی بعد از مرگ ، زندگی فعلی چه ، اسلام پیش از مرگ چه؟ اسلام به چه کار الان من میاید؟ چه سودی برای مردم ما ، زمان ما، چه چاره ای برای جهل ما،گرسنگی ما، انحطاط ما، دوست ما ، دشمن ما، درد ما ، نیاز ما، هیچ اینها حرف دنیاست، زندگی دنیاست، زخارف دنیاست، …… یک نوع نهلیسیم مذهبی، یک فلسفه پوچی، نامش دین، یک نوع استخدام دین به سود دنیاداران، وقتی مردم به دنیا نیندیشند، صاحبان دنیا بر گنج قارونی و تخت فرعونی خویش چرا اندیشناک باشند؟ م.ج. آثار 20 ص 347 و 348 .. هر کدام از مجمموعه آثارهای 35 جلدی معلم را باز کنیم، استراتژیک ترین پیام و تلاش او در بازشناسی اسلام از بیان قرآن است. همان اسلامی که به تصریح قرآن برای ایجاد قسط در جامعه بشری به آخرین رسول ابلاغ شده است. و بر خلاف تصریح و تأکید معلم شهید در این آثار گرانبها بر قیام به قسط و تبیین فلسفه سیاسی رسالت انبیاء توحیدی در انجام این مسئولیت به وسیله مردم، مدعیان مذبذب و شرکای ولایت به انواع طروق تلاش دارند که این پیام را مخدوش کرده و سرانجام همه چیز را در توجیه سلطنت مطلقه آخوندیسم قربانی سازش و مماشات و تسلیم و تنبلی خویش سازند. اما مراجعه و پیوند و بیعت هر نسلی بعد از نسل قبلی با آرمانها و اهداف معلم شهید دکتر علی شریعتی ، و پیگیری هدف مبارک دموکراسی توحیدی توسط این نسلها، جبهه مثلث شوم زر و زور و تزویر را دچار انواع پریشان گوئی پاسدارگونه به مانند اکبر گنجی کرده است. حکایت اینها در هجوم و توطئه بر علیه معلم شهید، حکایت همان آدم ترسوئی است که برای دفع ترس خودش به آواز خوانی روی آورده است. مردم ایران با تجربه دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم به دنبال رژیم کودتائی پهلوی، با داشتن چنین معلمانی بدون شک قدم نهائی را برای استقرار یک نظام حقوق محور برخواهند داشت، و جنبشهای پیاپی حکایت از نزدیک بودن این اقدام کارساز بر آمده از وجدان ملی است.

سلام بر معلم شهید دکتر علی شریعتی سلام بر شهدای راه آزادی

پیش به سوی استقرار دموکراسی توحیدی در ایران زمین نابود باد رژیم ضد جمهوری و صد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم

نهضت تشیع علوی —– آبانماه 1390 هجری /شمسی برابر با نوامبر 2011 میلادی