ائتلاف توده- اکثریتی خط امامی با سلطنت 28 مردادی نقض آشکار حاکمیت ملی است

2012-06-01 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ كسانى كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند [خدا] اعمال آنان را تباه خواهد كرد .

هموطنان آزاده و جویای حاکمیت ملی بر اساس جمهوریت و جقوق شهروندی ، تاریخ سیاسی ما در نقطه عطف های خود همیشه مواجه با توطئه شوم عمال ارتجاع و استعمار بوده است. از رگ زده شدن امیرکبیر در حمام فین کاشان تا کودتای 28 مرداد بر علیه مصدق کبیر و کودتای 30 خرداد 1360 بر علیه اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی 57 ..در تمامی این خیانتها آخوندیسم و سلطنت دوشادوش هم سازمانده و اجرا کننده منویات اربابان استعماری خویش بوده اند. از مقطعی که حزب توده به عنوان اولین جمعیت متشکل سیاسی و روشنفکری در ایران حیات خود را شروع کرد، جمع کثیری از آن که همیشه کرسی رهبریت تام را به عهده داشته اند به همراهی و همگامی با دو جریان مافیائی دیگر اقدام نمود.. حزب توده با تمسک به خط ضد امپریالیستی دیکته شده از سوی حاکمیت بلوک شرق، ترفندی را وارد کارزار سیاسی ایران برای آزادی نمود، که در تمامی عرصه ها این معیار به نفع دشمن مردم و آزادی عمل کرده است. حمایت این حزب و به تبعیت از آن اکثریت سازمان فدائییان خلق، از خطی به نام خط ضد امپریالیستی نیروی ضربت و کشتار خمینی را مسلح به عناصری کرد که از سوابق مبارزه تشکیلاتی و حرفه ای برخوردار بودند. همانطور که اکثر منابع و حتی نشریات این حزب و اکثریت گواهی میدهد، رژیم برای پیگیری و دست گیری فعالین چپ و مذهبی ضد کودتای خمینی ، از آنها استفاده لازم را کرده و به بسیاری از اهداف خود با کمترین هزینه دست یافته است. اما مقاومت سرسختانه نسل انقلاب با دادن هزینه سنگین قادر شد از این همکاری تنگاتنگ توده / اکثریتی خط امامی عبور کند،و در سطح جهان با دست یازیدن به تبلیغات وسیع، رژیم خمینی را رسوا سازد. بطوریکه حمایت جمعیتها و احزاب و شخصیتهای سیاسی و دینی بسیاری از آمریکا تا اروپا از مقاومت مردم ایران، به معضل استراتژیک رژیم در پیشروی به سوی مقاصد ضد انسانی اش شده است. اما توده اکثریتی های خط امامی هم در این میان بیکار ننشسته و با گرفتن امکانات مالی و اطلاعاتی از بیت ولایت، به انواع دسیسه از طریق اپوزیسیون سازی و یا مضحک تر ازآن تلاش برای کنگره ملی و غیره اقدام کرده است. کنفرانس اولاف پالمه در استکهلم و نشست در آمریکا و به چالش کشیدن جنبش سبز برای ایزوله کردن آن با بستن دستبند سبز،همگی سانسورها و تحریفاتی است که برای مخدوش کردن و منحرف کردن این جنبش صورت گرفته است. چونکه این جنبش ادامه حرکت نسل انقلاب برای خلاصی جمهوریت و اسلامیت از زندان ولایت مطلقه آخوندیسم می باشد. اهداف جنبش سبز در همان پلاتفرم استراتژیک نسل انقلاب خلاصه میشود یعنی برکناری دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم ، و تدارک نظام جمهوری بر اساس اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی 57… خمینی از همان اوایل کار هم برچسب ناچسبی بر این انقلاب و به خصوص جمهوریت و اسلامیت بود. نسل انقلاب معلمینش شهید دکتر علی شریعتی و مرحوم مهندس بازرگان و طالقانی و مجاهدینی چون شهید مهدی رضائی بودند، که هیچگونه سنخیتی با فقه حوزه ای آخوندیسم نداشتند. در این میان نقش معلم شهید دکتر علی شریعتی در تبیین اسلام قرآن در منطق علوی تا بدانجا نفوذ داشت که خمینی قبل از همه بر علیه آن موضع گرفت. ( آنهائیکه میگویند اسلام منهای آخوند یعنی کشور منهای طبیب) و در همینجا باید یاد آوری کرد که اولین تصفیه سپاه پاسداران با تصفیه هواخواهان اندیشه معلم در این ارگان شروع شد. عناصر رهبری سپاه در بسیاری از نقاط بدست افرادی افتاد که به گفته ارتشبد فردوست از افراد مورد اطمینان و اطلاعاتی سابق بودند.. نظام سرنگون شده سلطنت بار دیگر در قاموس اصل ولایت مطلقه بدینگونه باز سازی شد. و نسل وفادار به آرمانها و اهداف انقلاب 57 راهی جز مقاومت بر علیه این مافیای ساواکی حوزه ای درپیش روی خود نداشت. این سناریو ارتجاعی و ضد انسانی در تاریخ سیاسی ملت ایران بارها تکرار شده است، و امروز توده اکثریتی خط امامی با توسل به شاهنامه خوانی و لوح کوروش در تلاش است تا رژیم خمینی را در ائتلاف سلطنت توده ای و اکثریتی از یک سرنوشت محتوم یعنی سرنگونی مانع شود. آنها در این سازماندهی خواهان مخدوش کردن گذشته خود در ضدیت با آزادی و دموکراسی هستند. و از سوی دیگر با این ترفند در پی سازش با بخشی از مافیای حاکم برای محفوظ ماندن اسرار همکاری خود با آنها می باشند. این ترفند باید از سوی تمامی نیروها و اشخاص آزادیخواه و معتقد به پرنسیپهای دموکراسی محکوم و مطرود اعلام شود. چون ملت ایران و نیروهای باورمند به آزادی با فدیه صد ها هزار از بهترین فرزندان این میهن، باید شناخت عمیق از دوستان و دشمنان دموکراسی داشته و با درسهای برگرفته شده از این شناخت، جایگاه واقعی هر فرد و نیروی مدعی در سیاست و مبارزه را بدو اختصاص دهند. فردای دمکراتیک ایران از طریق این آزمون و گزینش قابل حصول است. در آغاز این بیانیه به آیه ای از قرآن اشاره شد که کفار کسانی هستند که سد راه خدا میشوند ، آیا یکی از مصادیق راه خدا در مقابل بیراهه شیطان همان راه آزادی و تعریف انسان بر اساس حقوق شهروندی نیست؟ مستبدین و همکاران رنگارنگ آنها همان کسانی هستند که با دسیسه و توطئه بر علیه جبهه آزادی خواهان،به دنبال تحمیل هژمونی خود بر جنبشهای مردمی میباشند.در ضرب المثلهای فارسی معروف است که میگویند آزموده را آزمودن خطاست، این ضراب المثل به خاطر عامیانه شدن جایکاه واقعی خود را از دست داده است . به همان صورت که آموزه های دینی با عوام گرائی فقه آخوندیسم پتانسیل خود را در فردسازی و جامعه سازی بر اساس عدالت و آزادی ، به حاشیه رانده و جریانها و شخصیتهائی که دین را از منظر آزادی و عدالت تبیین و تفسیر میکنند را به انواع طروق با سانسور و خفقان از طریق زندان و شکنجه و اعدام و تبعید به حاشیه رانده است با توجه به حافظه تاریخی که شاه و آخوند در آن نقش اصلی را در شکستن قلم و بریدن زبان منتقد داشته اند، مردم جویای آزادی ، و حاکمیت ملی در این مقطع از تاریخ که جنبشهای نسل دوم با مسلح شدن به تکنیک و تئوری نظم نوین در تلاش برای خلاصی از زندان و بند هرنوع هژمونی هستند ، دگر بار تسلیم دیکتاتوریهای بازسازی شده در ائتلافهای شوم و آزادی کش نخواهند شد. آلترناتیو این ائتلافها و اتحادهای آزادی ستیز همانا اتحاد و ائتلافی است که از تمامی نیروهای آزادیخواه و عدالت طلب بر مبنای جمهوریت و تقسیم قدرت سیاسی از طریق شوراها صورت گرفته و یکی از پیشکسوتان این سازماندهی شورای ملی مقاومت است. هرچند این ائتلاف با وارد کردن بند جدائی دین از دولت بدون اینکه تعریف و توجیه روشنی از این ماده ارائه دهد، علامت سئوال و شکی را با خود حمل میکند، و بخش وسیعی از نیروها را در داخل و خارج با این تناقض در برنامه خود دچار بلاتکلیفی کرده است، اما در مقابل جبهه سازیها و اتحاد ها و ائتلافهای بی مایه و پر از فتنه دیکتاتوری ولایت مطلقه آخوندیسم، از حقانیت و پتانسیل بالائی برخورداراست. همانطور که بارها در بیانیه ها خود تأکید کرده ایم مبارزات حداقلی در چهارچوب سازماندهی های حداقل نه تنها در مبارزه با این مافیای نفت فروش، کاری از پیش نمی برد، بلکه موجب استهلاک نیرو نیز میشود. همانطور که نهضت آزادی و جبهه ملی و یا ملی – مذهبی های در درون ایران طی سالیان با گرفتار شدن در کلاف سردر گم این گونه تحلیلها حتی همراهی و همگامی خود با خاتمی و رفسنجانی را نیز به فال نیک گرفتند.!! جنبش سبز نیز با گرفتار شدن در همین توهم خود را به نفع اصل ولایت مطلقه خلع سلاح کرد. با پیش رو داشتن محصولات این تجربه های شکست خورده، و زمانیکه خیزشهای مردم مسلمان منطقه که در سازماندهی و مبارزه حرفه ای با دیکتاتورها در تاریخ سیاسی شان بسیار عقب تر از ما بودند، قادر شده اند با حمایت بین المللی از زندان دیکتاتورهای نفت فروش خلاصی یابند، درنگ در سازماندهی کلان بر اساس جمهوریت خطای نابخشودنی است.

سلام بر شهدا و مبارزین راه آزادی نابود باد رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم

پیش به سوی استقرار دموکراسی توحیدی در ایران زمین

نهضت تشیع علوی … جون 2012 برابر با خرداد 1391 .