مفهوم صیغه و تعدد زوجات در اسلام و تحریف آن در فقه آخوندیسم

2009-03-01 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب اسلام قرآن است که بنا بر تأکید خودش در آیات متعدد ، از تحریف مصون مانده و امروز همان آیات نازل شده بر آخرین رسول در کتابی مدون به زبانهای مختلف در اقصی نقاط جهان حضور دارد. احکام این کتاب به عنوان یگانه معیار ، شناخت حق از باطل در سنت رسول و خاندانش تبلور مادی یافته و سیستم حقوقی مدونی را برای اولین بار بر مبنای آزادی و عدالت در جامعه انسانی بنا نهاده است.

اولین جامعه حقوق محور در مدینه توسط آخرین رسول بنا نهاده شد و سنت او در فردسازی و جامعه پردازی مبنای فلسفه تاریخی شد که ابراهیم بنیانگذار کعبه آن را به عنوان امت نمونه وعده داده بود. اصول جهانشمول قرآن با اقتباس و تقلید زعمای قوم از سنتهای شاهان و قیصر ها در حوزه مدیریت ، سانسوروممنوع گردید.تحریف مصادیق قرآن با استناد به این سنتهای قدرتمدار به وسیله فقیهان درباری، بر آمده از این واقعه تلخ میاشد، که از جمله مسئله زنان و حقوق آنها یکی از مقوله های تراژدیک آن است.


فقه آخوندیسم در دو بخش سنی و شیعه برای تحمیل قدرت هژمونیک خود بر مردم مسلمان با اتکاء به این تحریف سازماندهی شد و قرآن را به عنوان کتابی که هدایتگر به مقصد آزادی و عدالت است از صحنه خارج کردند. صیغه یعنی محرمیت مرد و زن برای شناخت همدیگر جهت تدارک یک زندگی مشترک از جمله تحریفاتی است که توسط آخوندیسم به ابتذال کشانده شده است .


و از سوی مخالفین هیستریک اسلام نیز این عملکرد فقه آخوندیسم به عنوان قانون قرآنی تلقی شده و آن را از تریبونهای مختلف به نمایش و نقادی گذاشته است.سرگذشت زنان در این سنت جعلی و تحریف شده بخش تأمل برانگیز و تأسف بار آن است که ما با ارزیابی آن در منطق جهانشمول قرآن آن را بازبینی میکنیم.


چنانکه در مقدمه یاد آوری کردیم صیغه همان محرمیت قبل از ازدواج برای شناخت طرفین است و اگر مرد متعهد به پرداخت هزینه و امنیت زن در این مدت پیش از ازدواج و عقد دائم گردیده است ، حکایت از مسئول بودن او در مقابل زن است و نه تحقیر و یا استثمار جنسی او، مهریه از تضمینهای لازم این پیمان است که پیشاپیش پرداخت میگردد ویا مرد متعهد به پرداخت آن میگردد .


بنا بر این لغت اجورهن که همان مهریه میباشد در فقه ارتجاعی و ضد قرآنی آخوندیسم بهای سکس زنان در دوران کوتاه مدت تلقی شده و تحریف با حعل روایات و سانسور قرآن این دغلکاری را به نام اسلام بر تاریخ تحمیل کرده است. وتنها آیه ای که در سوره نساء برای حمایت از خانواده های بی سرپرست در مواقع اظطراری صادر شده با جعل حدیث به محملی برای توجیه تعدد زوجات تبدیل گردیده است.

در صورتیکه در این آیه خطاب به مسلمانان، جهت تأمین زندگی و سرپرستی یتیمان است.وعدالت ورزی در حق یتیمان از چنان جایگاهی برخوردار است که خداوند امر میکند اگر میترسید که عدالت را در حق این یتیمان رعایت نکنید پس فقط سرپرستی یک تن از آنها را متعهد شوید. در تمام آیاتیکه ازدواج توصیه گردیده لغت اجورهن یعنی مهریه به کار گرفته شده ، در صورتیکه این آیه به مسئولیت افراد در حفاظت از حقوق یتیمان تأکید کرده است.


در تاریخ سیاسی اسلام زنان از روز نخست همپای مردان در اجتماع و حتی میدانهای جنگ حضور داشته و بیعت النساء پیامبر یکی از سنتهای ماندگار اوست. اما سنتی که با استناد و اتکاء به سلاطین و امپراطورهای آن روزگار توسط آخوندیسم با جعل حدیث و تحریف قرآن ساخته و پرداخته شد ، هیچ اصالتی ندارد و تنها با اتکاء به قدرت سانسور و سرکوب شاهان و علمای درباری در تاریخ به یادگار مانده است.


امروز قضاوت درست در مورد احکام حقوقی اسلام با اتکا به منطق قرآنی فارغ از تحریف فقهای درباری باید صورت گیرد تا حق از باطل تمیز داده شود. همانطور که جهاد به عنوان یک قانون عام حاکم بر تاریخ انسان برای رهائی او از اسارت انواع محرومیتها تعیبر شده است و نه کشور گشائی و یا توسل به ترور و سانسور برای اشهد گفتن دیگران .


.. . بعد از فاجعه کودتای آخوندیسم با اصل ولایت فقیه بر علیه خواستهای دموکراتیک مردم ایران و شیوع تروریسم دولتی عده ای از موضع فرصت طلبی و کسانی در مقام دفاع از اسلام از موضع ضعف بر آمدند و بیشترین توهم را برای نسل بعد از انقلاب و افکار عمومی در جهان به وجود آوردند.


و از شکل رساله ای صیغه به عنوان یک تحریف نتوانستند نقد سازنده ای را ارائه دهند. یا در دام آخوندیسم اسیر در تارهای عنکبوتی آنان ماندند و یا اینکه با مرحله ای شناختن احکام آن را منسوخ اعلام کردند. همانطور که آیه صریح قرآن در رابطه با مسئول بودن مرد در مقابل زن {الرجال قوامون علی النساء} به سلطه مرد بر او ترجمه و تفسیر شده و با انواع روایات جعلی نیز آن را حاکم بر ذهن بخش بزرگی از مسلمانها و غیر مسلمانها کرده اند ، و توجیهی برای تمامی سنتهای ضد انسانی توسط آخوندیسم و توده های عوام گردیده است.


شناخت طرفین ازدواج از همدیگر برای تشکیل خانواده و یک زندگی سرشار از آزادی و رشد در همدلی زوجین ، احتیاج به شناخت و پایبندی به اصولی را دارد که دوران مقدماتی آشنائی و محرمیت آغاز این پروسه است. تمام کسانیکه از حوزه روشنفکری و مدرنیسم و به خصوص مخالفت با دین بر این مقدمه قانونمند تاخته و آن را با استناد به سنتهای ارتجاعی فقه آخوندیسم محکوم کرده اند، در قبال منطق قرآن حرفی برای گفتن ندارند.


آنها در رابطه با سکس آزاد و وسیله شدن آن برای تبلیغ کالاهای بازار عکاظ نوین، که دشمنی هیستریک با ارزشهای انسانی زن و مرد دارد ، یا خاموشند و یا مبلغ به عنوان رهاورد تمدن نوین. اما همراه با جعلیات آخوندیسم در طول تاریخ و سنتهای فرعونی آنها تنها راه را در سانسور قرآن به نفع مافیای حوزه ای تشخیص داده و از همین طریق نیز خود را سخنگویان جامعه “مدرن و سکولار ” تصور میکنند.


در سوره های متعدد قرآن از جمله سوره 5 آیه 5 و سوره 4 آیات 26 و 25 و سوره 6 ایه 10 و س.65 ایه 6 س.33 ایه 50 .مسئله ازدواج و پرداخت هزینه زندگی توسط مرد مطرح شده که در تمامی آنها خداوند این مسئولیت را تذکر داده و بدان تأکید کرده است.فقه آخوندیسم از مسئولیت مرد در تأمین هزینه زندگی و معافیت زنان از تأمین معاش خانواده، با کمک احادیث جعلی، حکم صیغه موقت را جعل کرده است تا خود بتواند بیشترین استفاده را از آن برد.


همانطور که از آیات با مضمون” زنان پیامبر” تعدد زوجات را برای رسول خدا جعل کرده و به خصوص زنانی را در این جعل نام برده که اصلا وجود خارجی نداشته اند. زنانیکه به رسالت رسول ایمان آورده و از خانواده و کسان دور و نزدیک خود رانده میشدند ، تحت سرپرستی او قرار گرفته و در چهارچوب یک زندگی قبیله ای آنها همراه پیامبر و تحت سرپرستی او زندگی میکردند و خطاب قرآن تحت عنوان زنان رسول بدین گروه از زنان بوده است.


چنانکه امروزه در بزرگترین بخش اپوزیسیون ایران یعنی مجاهدین خلق بعد از انقلاب ایدئولوژیک ، زنانیکه در پیمان خودشان با رهبری سازمان باقی ماندند واز همسرو فرزند جدا شدند ..زنان مسعود میتوان نام نهاد،که میدانیم دربردارنده هیچگونه ارتباط زناشوئی نیز نیست.


سنت آخوندیسم که با تحریف و سانسور کتاب وحی به همراهی دشمنان دانا در حوزه جعل اسناد تدوین شده ، سنتی است ضد قرآنی که در تضاد با سنت رسول و خاندان او میباشد.از همین رو بر خلاف آیات صریح قرآن که لا اکراه فی الدین سخن آغازین آن است حاکمیت ولایت مطلقه با پیروی ازسنت های جاهلی طواغیت فرعون و توتالیتاریسم استالینی و هیتلری بر جامعه ما تحمیل شده است. لغت اوجورهن در آیات یاد شده چیزی جز مسئولیت استراتژیک مرد در تأمین هزینه زندگی نمی باشد و این اصل یکی از بزرگترین مولفه حقوقی در بقای خانواده است که کمتر بدان توجه میکنند. به گفته ویل دورانت نهاد خانواده در غرب زمانی مواجه با گسست و فروپاشی شد که کارخانه داران جویای کارگر ارزان در مقابل خواستهای مردان معترض به سختی کار و کمی حقوق با طرح شعار آزادی زن به دنبال کارگر ارزان بودند.!!


امروز زنان به جان آمده از سکس بازاری و کار اجباری در سنین مختلف رو به سوی همین اصل قرآنی دارند که زن را در تمامی مراحل عمر بیمه کرده است. بنا بر این به گفته سهراب سپهری چشم ها را باید شست و حقایق را از سانسور و تحریف مانع شد،و آنها را در محتوای حقیقی خویش به داوری گذاشت.

برقرار باد دموکراسی توحیدی نابود باد استبداد قرون قرون وسطی آخوندیسم

نهضت تشیع علوی اسفند ماه 1387 برابر با مارس 2009