پیــام امیــد به روشنفکــر مسئــول

2009-07-08 ، اطلاعیه ها

“سُست نشوید و محزون نگردید. شما برترید،

اگر ایمان (به هدفتان) داشته باشید.”

(سوره آل عمران آیه ۱۳۹)

پیام فوق عنوانی است که زنده یاد دکتر شریعتی درسال‌های سختِ سرکوب و سلطه ساواک خطاب به مبارزان ِ نومید از آینده برای سخنرانی و نوشته خود انتخاب کرده بود و اینک در سالگرد سفر ابدی‌اش، که به دلیل التهابات اخیرامکان برگزاری نیافت، به یادش چنین عنوانی را عاریه می گیرم.

شریعتی با برداشتی نوگرایانه از آیات ابتدائی سوره “روم”، که ناظر به نبرد دو ابرقدرت زمانه، ایران و روم، می‌باشد، نگاه مبارزان هم نسل خود را ازظواهرزمانه و غلبه اهل زور و زر و تزویر، به باطن تحولات اجتماعی برد و این عبرت را درآن آیات نشان داد که: “مردم فقط ظاهری اززندگی دنیا را می‌بینند و از روی دیگر آن غافل‌اند.”

اززاویه زمان خود که می‌نگریم، ظواهرامر، غلبه قدرت مدارانی را نشان می‌دهد که نه بیگانه، که ملت خویش را قلع و قمع کردند و”فتح المبین”شان را در به خاک و خون کشیدن ملتی یافتند که “خس و خاشاک”شان می‌دیدند!! به چه جرمی؟… جزآنکه از حق قانونی خویش درراه پیمائی مسالمت آمیزاعتراضی استفاده کرده بودند؟

و در سوی دیگرسرکوب شدگانی را می‌بینیم که پراکنده و در بند اسارت بعضاً می‌پندارند خروش و خونشان برای آزادی و حاکمیت ملت به هدر رفته و چهارسال دیگر باید تلخی تحقیر و تقلب را تحمل کنند.

این چنین است که روزگار تکرار و آزمون ملت‌ها آغاز می گردد (تلک الایام نداولها بین الناس). ظالمان می‌پندارند با سرکوب مخالفان، آینده اقتدارشان تضمین شده است و مظلومان می ترسند با غلبه ستمگران سکوت مرگ برسرزمینشان سرمدی گردد. اما واقعیت تاریخ نشان می‌دهد که همواره ملت‌ها پیروز شده و در بلند مدت، هیچ دیکتاتوری باقی نمانده است.

به گفته “مهاتما گاندی”:

“حتی ظالم ترین حکومت‌ها جز به رضایت مردمی که برآنها فرمان میرانند،… قادر به ادامه حیات نیستند. هرگاه مردم ِ تابع حکومت، دیگر از قدرت ظالم نترسند، همان دم حاکم جابر از میان برخاسته است.”

چرا چنین است و چه نظامی درجهان حاکم است که حق سرانجام پیروزمی‌شود و باطل زائل می‌گردد؟ ما از نظر تاریخی عادت به شیوه “زور و ضربت”! و انتظار “زود و زیاد”! کرده ایم، اما اگر “شتاب” را به “شکیب”، “احساس” را به “آگاهی”، و “جدائی” را به “اتحاد” تبدیل کنیم، می‌توانیم شاهد پیروزی پُر دوامی باشیم که به سادگی از دست نرود. و مگر پیروزی چیست جز فتح سنگر به سنگر جبهه آزادی ونهادینه شدن ارزشهای انسانی با تمرین و تغییر تدریجی شخصیت فردی و اجتماعی وکسب شایستگی‌های لازم در میدان زندگی؟

نگاهی به نهضت‌های آزادی‌بخش در جهان بیندازیم و سرنوشت رهبران و سیرمبارزه ملت‌ها را سرلوحه کار خود قرار دهیم:

“باراک اوباما” که با “رأی مردم” بر قله قدرت زمانه ایستاده، بر دوش امثال “مارتین لوترکینگ”هائی برآمده است که جان خویش در راه تساوی انسان‌ها فدا کردند.

“ماندلا” که نام افتخارآمیزش در مبارزات مسالمت آمیز با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی ماندگار شد، عمری را در رنج و محرومیت و زندان گذراند. اما سرانجام حقّ رأی و آزادی را برای ملتش به ارمغان آورد.

“گاندی” که امپراطوری انگلیس را به زانو درآورد و ملت خود را به آزادی رساند، حربه‌ای در برابرارتش بیگانه جزنیروی لایزال ملت و اسلحه‌ای جز “مقاومت منفی” و “نافرمانی مدنی” نداشت.

“چه گوارا” که چهره‌اش چهل سال زینت بخش پیراهن وپوستردیوارها بود! می‌خواست تجربه انقلاب کوبا را در سایر کشورهای آمریکای لاتین پیاده کند، اما مظلومانه در جنگل‌های بولیوی کشته شد. او در ظاهر شکست خورد و نهضتش نابود گردید، اما در باطن پیروز گشت و هزاران امثال خود را در سراسر جهان پدید آورد.

چرا راه دور برویم؛ در همین ایران خودمان. “میرزا کوچک خان جنگلی” که از سرو آزادی پرچمى در جنگل‌های شمال برافراشته بود، سرانجام در سرمای سیاه زمستانی در جنگ و گریز با سربازان رضا شاه کشته شد و جنازه یخ زده‌اش بهمراه یکی دو تن از یارانش، درحالی که فقط یک ریال در جیبش بود، نهال جرأت و شهامتی را قلمه زد که نسل‌های بعد در سایه سربلندی‌اش رفتند.

“مصدق” که با نهضت ملی‌اش دست چپاول بریتانیای کبیر را از صنعت نفت کوتاه کرده بود، هنوزطعم ملی شدن را نچشیده بود که با کودتای ِدربار و دولت‌های غربی به زندان و محکومیت گرفتار آمد و باقیمانده عمررا در تبعیدگاه “احمدآباد” با تنهائی و سکوت سر کرد. مصدق از دنیا رفت، اما نامش و نهضتش زنده ماند و تلاش‌هایش تحولی آفرید که طوماراستبداد ۲۵۰۰ ساله را ۲۵ سال بعد درهم پیچید.

دکتر شریعتی در غربت غرب قلبش از غم ِ غلبه قابیلیان و اعدام آزادی‌خواهان از حرکت ایستاد اما یک سال بعد چهره‌اش به عنوان معلم انقلاب برپلاکاردهای راه‌پیمائی‌های میلیونی نقش بست. گرچه در بهارآزادی جای او خالی بود، اما حیات طیبه‌اش حضور داشت و همچنان دارد.

در فرهنگ دینی ما مهم ترین مصداق، همان قیام حسینی(ع) است که درظاهر، بزرگترین شکست تاریخ (به دلیل شهادت همه یاران، اسارت همه خاندان، جفای کوفیان و …) و در باطن، درخشان‌ترین پیروزی بوده است؛ اتفاقاً جرم آنان نیزمطالبه حاکمیت و انتخاب آزاد مردم و مخالفت با ولايت مطلقه موروثی یزید بوده است. مردانی که به تمامه در راه آرمانی متعالی شهید شدند اما خونشان بر شمشیر پیروز شد، نه تنها نظام سیاسی حاکم فروپاشید و جنایتکاران به سزای اعمالشان رسیدند، بلکه برای آزادگی پرچمی برافراشتند که همچنان در اهتزاز است.

مبارزات ملت‌ها در راه آزادی و حاکمیت مردم و استقرار امنیت و عدالت، زیر و بم، اُفت و خیز و فراز و نشیب‌های فراوانی دارد، خامی و خوش خیالی است اگر گمان کنیم با چند خیزش مردمی، کسانی که با تعصب بر دیدگاه‌های خوارج گونه خود پافشاری می‌کنند ومنافع عظیم دارند جاخالی کنند.

نهضت سبزریشه در تاریخ مبارزات ملت برای حاکمیت ملی دارد، استثنائی در جهان نیست که چون قارچ از سرزمین ما سرزده و با یکی دو هفته تظاهرات خیابانی سطبر و بر ساق خود استوارگردد، این نهالی است که اگر درست آبیاری شود، باغبان را به شگفتی وناباورانِ ِنیروی مردم را به شوردلی می‌آورد.

کارنامه همین دو هفته را هم دستِ کم نباید گرفت؛ کدام ملت چنین دستاوردی در کوتاه مدت داشته است. نگاه کنید به سنگرهای فتح شده:

۱- پیروزی اخلاقی در اتخاذ شیوه‌های مسالمت آمیزو قانونی، غیرت ورزی در دفاع ازحق انتخاب مردم، شجاعت و شهامت حضوردر صحنه به رغم همه خطرات و خسارت‌ها.

۲- آشکار ساختن چهره واقعی مدعیان “رایحه خوش خدمت”!! به مردم و سلب مشروعیت از کسانی که حاضرند برای دوام خویش ملتی را به خاک و خون بکشند.

۳- احیاء احساس تعلق به یک ملت بزرگ، تبدیل “من” ها به “ما”، همدلی و همزبانی مردم در داخل و خارج پس از سی سال به رغم همه تفاوت‌ها.

۴- جهانگیرکردن ندای “ندا”های مظلوم با وجود اخراج خبرنگاران و قطع سیستم های ارتباط جمعی.

۵- کسب آبرو، عزت و اعتبار بین‌المللی برای ملتی که آبرویش را با عملکردهای نابخردانه لکه‌دارکرده بودند.

۶- خود باوری ملی، اعتماد به نفس فردی و اجتماعی ودر یک کلمه؛ تعالی روح ملت.

۷- پرداختن هزینه آزادی و آمادگی برای ایثار و فداکاری در راه حق.

۸- بالندگی جنبش زنان بخصوص نسل نو برای مشارکت درتحقق اهداف ملی.

این که در فرهنگ و کتاب دینی ما به کرات تأکید شده: خدا با صابران، با پرهیزکاران، با نیکوکاران است (ان الله مع الصابرین، مع المتقین، مع المحسنین) نشان می‌دهد هماهنگی و یاری‌رسانی نیروهای مثبت جهانی و قوانین حاکم بر جوامع انسانی با کسانی است که اهل صبر ومقاومت، مهار نفس از خطا و خشونت، ونیکی و احسان به مردم‌اند. هرگاه ملتی صبرواستقامت و پایبندی به اخلاق و ارزش‌های انسانی در مبارزه داشته وآرمانش نیکی و احسان به ملت باشد، بی‌تردید مورد حمایت حق و همه حق طلبان عالم قرار می‌گیرد.

مبارزه در راه حق و استیفای حقوق انسان‌ها، مادام که بشر تحت تأثیر دو نیروی خیر و شر (رحمن و شیطان) است، تا قیامت ادامه خواهد داشت. پیروزی‌های مقطعی، بُعد ظاهری موفقیت‌های انسان در عرصه زندگی است، بُعد باطنی آن همان به رشد و کمال رسیدن استعدادهای فردی و اجتماعی و پالایش از پلیدی‌ها و پلشتی‌هاست که در متن مبارزات و مجاهدت‌های یک ملت تحقق می‌یابد. پس هر گامی در راه سعادت ملت برداشتن، خود پیروزی است. پیروزی اصلی در مسیراست و مقصد گام به گام پیموده می شود.


… و تا هرآنچه درسینه دارید در محک آزمون قرار دهد و آنچه در دل دارید پیراسته گرداند و خدا به راز دلها داناست. (آل عمران۱۵۴)

مهندس عبدالعلی بازرگان

________________________________________ `