حداقل مقاومت در پیوند با حداقل حمایت بین المللی

2011-08-08 ، اطلاعیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان آزاده و جویای آزادی در داخل و خارج، با خیانت آخوندیسم به دست آوردهای انقلاب اسلامی بهمن 57 ، کشور کهن سال ما از استبدادی نیاسوده به کام مستبدی دیگر فرو افتاد. نسل انقلاب که به دنبال حکومت عدل علی بود، با دیو خون آشامی مواجه شد که در سایه سانسور و قحط الرجال رژیم کودتا در کرسی رهبری دینی قرار گرفته بود. خمینی با تز ولایت فقیه که به پیشوند مطلقه نیز مسلح شد، سلطنت مطلقه آخوندیسم را جانشین سلطنت پادشاهی کرد. شخصیتهای صاحب نام و دارای پایگاه مردمی از همان بدو توطئه کودتاگونه خمینی و شرکاء به اعتراض و سازماندهی حداقل روی آوردند. اما لشکر جرار ولایت با استقبال از این سازماندهی و مقاومت ، با تمام توان سرکوب و سانسور به نسل انقلاب یورش برد. پیشکسوتان .م.ل. نیز با طرح تز ضد امپریالیستی خود بدون توجه با پایگاه شبه مذهبی خمینی در میان توده های مردم ،میدان را برای ترکتازی او بیش از پیش آماده کردند. کمیته های انقلاب به سپاه پاسداران ارتقاء یافت و در اندک زمان این سپاه به بازوی اجرائی نظام ولایت تبدیل شد. حرکتهای چپ روانه با بهانه حمایت از حقوق اقلیتهای قومی در جنوب و کردستان و سیستان و بلوچستان، توده های میلیونی مردم را نگران سرنوشت و تمامیت ارضی کرد. به همین خاطر این حرکتها از جانب مردم نیز محکوم گردید. سپاه پاسداران در بحبوحه سرکوب این حرکتها و همچنین درگیری با گروهای سیاسی در دانشگاه و خیابان، به سازماندهی کلان پرداخت. همانطور که ارتشبد فردوست مسئول ساواک شاه در خاطرات خود میگوید ، قبل از ورود خمینی به ایران یکی از توافقات فی مابین دول متحده با او به خدمت گرفتن عناصر اطلاعاتی رژیم سابق توسط او بوده است. ارتش خمینی با مسلح شدن به امکانات فنی و اطلاعاتی رژیم سابق، سرکوب و سانسور را به عنوان بهترین شیوه برای تسلط برقدرت و اعمال بلامنازع آن انتخاب کرد. دولت موقت به ریاست اسلام شناس قرآنی مرحوم مهندس بازرگان اولین سازماندهی با تاکتیک حداقل مقاومت بود که قربانی شد. اما مهندس همچنان بر این تاکتیک پای فشرد و از دوستان و حامیان نیز خواست که بدان وفادار باشند. آقای بنی صدر به عنوان نخستین رئیس جمهور در همراهی با سازمان مجاهدین در پی سازماندهی مقاومت حداکثر بود ولی خمینی به او این امکان را نداد و مجبور شد که از کشور خارج شود. نهضت آزادی و جبهه ملی و جاما و جنبش مسلمانان مبارز و بخشی از منفردین هواخواه اندیشه معلم شهید دکتر علی شریعتی نیز با امید به مفید بودن مقاومت حداقل ماندن در کشور را به هجرت ترجیح دادند. آنها با نقد شیوه های حداکثری در مقاومت، تا بدانجا پیش رفتند که در مواقعی با مواضع رژیم سرکوب و سانسور ولایت نیز همراه میشدند. توجیهات این بخش از نیروهای سیاسی در گزینش مقاومت حداقلی و حتی همراهی مقطعی با بخشی از باندهای این مافیا بیش از هر چیز نارسائی این تاکتیک را برملا میکرد. این مقاومت و اعتراضات حداقلی ضمن اینکه در دیپلماسی مافیائی رژیم ولایت به عنوان تحمل اپوزیسیون قانونی تبلیغ میشد، در معاملات بین المللی نیز مورد استفاده قرار میگرفت. حصر خانگی مرحوم منتظری و کشتار کسانی چون فروهرها و مختاری و پوینده و مجید شریف ، حداقلی ها را از خواب سنگین غفلت بیدار نکرد تا اینکه پاسدار احمدی نژاد از صندوق انتخاباتی بیرون آمد که سبز در تدارک جشن پیروزی جناح اصلاحات بود. !! سرنوشت مقاومت حداقل در مقابل سرکوب حداکثر حتی در دوران قبل از انقلاب در تجربه نهضت ملی نیز آزموده شده است. شهید دکتر فاطمی و بخشی از افسران ملی در ارتش به مقاومت حداقلی دکتر مصدق انتقاد داشته و در پی سازماندهی مقاومت حداکثر بودند، اما نه زمان کافی در اختیار آنها بود و نه اینکه رهبری نهضت با اقدام آنها همراهی میکرد. بهای سنگینی که ملت ایران در پیگیری این تاکتیک توسط رهبران سیاسی خود پرداخته است، در نقطه عطفهای تاریخ سیاسی ایران به ما هشدار میدهد که این تجربه شکست خورده را رها کنیم .. خاورمیانه صاحب نفت و بازار در عطش دموکراسی دچار قیامهای پیاپی است. حسنی مبارک در قفس مداوا میشود و بن علی فرار را بر قرار ترجیح داد و سرهنگ قذافی نیز به دنبال پناهگاهی است. در تمامی این کشورها مقاومتها بر اساس سازماندهی حداکثری تنظیم شده و حمایت حداکثری نیز از جانب سازمانها و نهادهای بین المللی و کشورهای قدرتمند، به توان این سازماندهی ها صد چندان افزوده است. چرا مردم ایران و جنبشهای آزادیخواهانه او نباید از این حمایت ها برخوردار شود؟ با تجربه سالیان متمادی مقاومتهای حداقلی در سطوح مختلف، و شکستهای پیاپی به خاطر محروم بودن از حمایت همه جانبه بین المللی، باید ضعف استراتژیک آن را درک کرده باشیم. زمانیکه یک رژیم عضو سازمان ملل حتی اجازه سفر به گزارشگر نماینده اعزامی این سازمان نمیدهد، آیا در مقابل خواستهای حداقلی جنبش سبز و غیره تسلیم خواهد شد؟ با گذشت 30 سال از مقطع آغازین نبرد نسل انقلاب با مافیای ولایت مطلقه آخوندیسم ، و تجربه دورانی از مماشات و سازش دیپلماسی بین المللی با این رژیم ، آیا باید همچنان به تئوریهای شکست خورده حداقلی دل خوش کرد؟ آیا موقعیت ایران و مردمش شبیه دوران حاکمیت نازیها در آلمان نیست؟ چرا این گفته سرور شهیدان امام حسین (ع) را به یاد نمیاوریم که اعلام کرد هل من ناصر ینصرنی .. آیا کسی هست مرا یاری کند؟ زبان حال مردم ایران که فرزندان خود را با تنی کبود شده از شلاق و تجاوز باید شبانه در کوه ها و یا قبرستانهای گمنام دفن کند غیر از این بیان امام است؟ بنابراین تا زمانیکه مقاومتها در حوزه حداقلها باقی بماند و همچنین حمایت های بین المللی نیز در محدوده یک قطعنامه و یا گذاشتن تعدادی از افراد این رژیم در لیست باشد، مافیای حاکم از موضع سرکوب و سانسور و ترور عقب نشینی نخواهد کرد. بنابراین آمریکا و اتحادیه اروپا و نهادهای بین المللی بایستی حمایت خود از مردم به حداکثر ارتقاء داده و جنبشهای مردمی نیز خواستهای حداکثر خود را باید طرح و پیگیری کنند. هیچ کدام از ملتهای جهان نو با اظهار عجز و سپاس به درگاه فراعنه حاکم از بند ستم رها نشده است که ما بخواهیم دومی آن باشیم .در این میان سپاه پاسداران آخرین لحظات فرصت بازگشت به سوی مردم را از دست میدهد و جنبش سبز بهترین فرصت و بستری بود که این نهاد میتوانست از آن به عنوان وسیله ای برای بازگشت به اهداف انقلاب اسلامی بهمن برای خود تدارک بیند. روحانیت معتقد و متنعم از اصل ولایت مطلقه نیز باید به فکر روزی باشد که مردم از او بازخواست میکنند و او باید به تمامی حوادث شوم که مسئول و مجری آن بوده پاسخگو باشد. وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ. و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او توده‏هاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [دشمن] نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد .قرآن سوره آل عمران آیه 146 .

آخوندیسم بر مبانی فقهی تکیه دارد که هیچ اصلی از آن با کتاب وحی و سنت رسول و جانشینانش سازگار نیست. بنا بر این نسل دوم با اتکاء به تجربه سنگین و خونین نسل انقلاب در مبارزه با آخوندیسم نمی بایست باردگر میدان را برای دشمن خالی سازد. سازماندهی حداقل و مبارزه حداقل را باید با پیوند زدن به یک پروژه بین المللی به درجه ای از صلاحیت و آمادگی ارتقاء داد که توان خنثی کردن توطئه های رژیم و حامیانش را داشته باشد. سرنوشت نهضت آزادی و سایر نیروهای ملی – مذهبی که به این حداقل کاری به عنوان برنامه ای دراز مدت باور داشتند شاهدی است گویا از نارسائی های استراتژیک این روش در حوزه ایده و عمل. در همین راستا حمایت های بین المللی از جانب دولتها و نهادهای بین المللی نیز در حوزه حداقل، نه تنها مانع پیشروی نظام مافیائی ولایت در جنایت نشده است بلکه او را به ادامه این روشها ترغیب و تشویق نیز کرده است. زمانیکه سران مافیا با پول هنگفت نفت، احتیاجی به مالیات شهروندان ندارند، و با سازماندهی انواع نیروهای سانسور و سرکوب قادر به سرکوب تمام عیار هستند، چگونه با مقاومت حداقلی و یا با حمایت های حداقلی میتوان او را از سرکوب و سانسور مانع شد؟ بنابراین ملت ایران به شهادت تاریخ خود و جهان، به حمایتهای حداکثری نیاز دارد. این حمایتها باید نخست از طروق دیپلماتیک صورت گیرد و چنانچه حاکمیت تسلیم خواست مردم نشود با حمایتهای نظامی از مردم باید حاکمیت یاغی را تسلیم اراده جهانی کرد. امروز تریبونهای خارج از کشور که از طرف جنبشهای اعتراضی مردم به سخن پراکنی مشغول هستند، با برچسبهائی از قبیل مرزبندی با امپریالیسم از سوی جریانات چپ و بهانه استقلال از جانب سایر نیروها مردم ما را از یک حمایت همه جانبه بین المللی محروم کرده است. و مضاف بر آن رژیم با شگردهای خاص در مقاطع سرنوشت ساز چنین وانمود میکند که امکان تحول دموکراتیک به شیوه مسالمت آمیز در داخل باندهای نظام در دسترس است. اما در تجربه سنگین سالیان مقاومت و سازماندهی های حداقل و حداکثر این اصل به اثبات رسیده است که با این رژیم از طریق تدارکات حداقلی نمیتوان وارد کارزار تعیین کننده شد. نهادهای بین المللی و به تبعیت از آن دیپلماسی دولتهای اروپائی و آمریکا با پیش گرفتن این تاکتیکهای شکست خورده قادر به مهار تروریسم دولتی و بنیاد گرائی نخواهند بود. راه حل استراتژیک در حل معضل این بنیاد گرائی ارتجاعی و فاشیستی، در کشورهای مسلمان حمایت مادی و معنوی از مسلمانانی است که بر اساس اصول بدیهی باورشان زیست مسالمت آمیز و رابطه حسنه با تمامی دنیا را جزء بنیاد های باور خویش میدانند. …همانطور که در آیات زیادی این همکاری و همراهی به باورمندان توصیه شده است. وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت ‏كيفر است (۲) سوره مائده بخشی از ایه 2 . بنابراین عملکرد ارتجاعی و فاشیستی رژیم ولایت مطلقه آخوندیسم و همگنان آن در هر حوزه ای در تضاد ماهوی با این اصول بدیهی است. به همین خاطر با پرهیز از هرگونه دین ستیزی تحت نام روش مبارزاتی ، بایستی از تمامی امکانات جهانی برای تسلیم مافیای حاکم به اراده مردم استفاده کرد. با توجه به نقطه ضعفهای اساسی حمایتها و مبارزات حداقلی، مردم ایران منتظر حمایتهای حداکثر از جانب نهادهای بین المللی و دولتهای متعهد به اصول دموکراسی هستند. هرقدر این حمایتها به حوزه حداکثر ارتقاء پیدا کند توانائی رژیم در سرکوب و سانسور به شدت نزول خواهد کرد. و این عقب نشینی رژیم از سوی دیگر، مردم و سازماندهی های حرفه ای آنان را ارتقاء خواهد داد. به همین خاطر ما از مجامع بین المللی و دولتهای برخوردار از نظامهای سیاسی دموکراتیک خواسته ایم که یک رفراندوم با نظارت مجامع بین المللی را جانشین طرح های شبه مافیائی باندهای رژیم تحت نام انتخابات کنید. این حمایت حداکثری قادر خواهد بود رژیم را به شیوه مسالمت آمیز ار قدرت به زیر کشد. و چنانچه مافیای حاکم از این طرح استقبال نکرد و آن را نپذیرفت ، راه حل نظامی با توافق مجامع بین المللی گریز ناپذیر است. این واقعیت عریان و نقش آفرین استراتژیک در بقای این حاکمیت را که مدیون سرکوب و سانسور توسط سپاه پاسداران است نباید از نطر دور داشت. سپاه شریک تجاری روحانیت حاکم است بنابراین جهت ثروت اندوزی بیشتر هرگونه اعتراض حداقلی را همانند گذشته به شیوه نظامی سرکوب خواهد کرد. همراهی و همگامی با مردم به جان آمده از ستم و بیداد رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم ، تنها از طریق حمایتهای حداکثری دیپلماتیک و یا نظامی میتواند سرنوشت آنها را از سلطه این ولایت رها سازد.رژیمهای توتالیتر و مسلح به انواع نیروهای سرکوب و سانسور ، چون حاکمیت خود را در گرو بازوی نظامی خود میدانند، به همین خاطر این نیرو را در تمامی حوزه ها اختیار تام داده و حتی خود رهبران نیز از آن اطاعت میکنند. یا این نیروی نظامی باید از یک امکان و استعداد مردمی برخوردار بوده و در مقاطع تعیین کننده به نفع آنها بر علیه دستگاه رهبری وارد میدان شود و یا اینکه در برخورد با یک نیروی نظامی قوی تر از خود متلاشی گردد. نهضت تشیع علوی بارها در بیانیه ها و مواضع خود پیرامون جنبش آزادیخواهی مردم ایران به این حقیقت تأکید کرده است که سپاه با درس گرفتن از جنبشهای عقیدتی مثل توابین و ملامتیه و غیره میتواند به نفع مردم و بر علیه ولایت مطلقه آخوندیسم وارد کارزار شود. این امکانی است که میتواند او را از سوء پیشینه خود در قضاوت وجدان عمومی به نوعی در فردای ایران تبرئه کند. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.( اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به درگاه خدا توبه‏اى راستين كنيد اميد است كه پروردگارتان بديهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است درآورد در آن روز خدا پيامبر [خود] و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند خوار نمى‏گرداند نورشان از پيشاپيش آنان و سمت راستشان روان است مى‏گويند پروردگارا نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاى كه تو بر هر چيز توانايى .سوره تحریم آیه 8 . سپاه پاسداران باید تا فرصت صلح و بازگشت به سوی مردم هست فرصت را بیش از این برای مطامع دستگاه ولایت مطلقه آخوندیسم از دست ندهد و با این اقدام بازگشت به اصول و اهداف انقلاب اسلامی بهمن 57 را در خود زنده کند.

سلام بر شهیدان راه آزادی نابود باد رژیم ضد جمهوری و ضد اسلامی ولایت مطلقه آخوندیسم

پیش به سوی استقرار دموکراسی توحیدی در ایران زمین

نهضت تشیع علوی —- مرداد 1390 برابر با آگوست 2011