انقلاب لیبی ؛ فریب یا پیروزی ملت ؟!

2011-09-05 ، مقالات

انقلاب لیبی ؛ فریب یا پیروزی ملت ؟!

« بخش اول »

نسیم بهار عربی که با پایان دیکتاتوری های مصر و تونس در دیگر کشورهای عربی وزیدن گرفته بود ؛ به نظر می رسد این بار در کشور لیبی به تند باد نابودی و سرنگونی مستبد دیگری در لیبی ؛ تبدیل شده است که بر خلاف مستبدان قبلیِ کشورهای عربی که عمدتا” نو کران وابسته به غرب و امریکا بودند ؛ البته ” مستقل و ضد امپریالیست ” بود .

قذافی تنها رهبری در میان کشورهای عربی است ؛ که با یک حرکت انقلابی بر سر کار آمده بود . در سال 1969 سازمان ” افسران آزاد ” با انجام کودتایی بدون خون ریزی معروف به « ثوره الفاتح » یا ” انقلاب پیروز ” به سلطنت ملک ” ادریس السنوسی ” پایان داده و معمر قذافی ــ که جز افسران ارتش و رهبر کودتا گران بود ــ را به عنوان رئیس جمهور و فرمانده نظامی کشور بر گزیدند . این انقلاب که مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفته بود ؛ قذافی را برخوردار از ” مشروعیتی سیاسی ” کرده بود که به خود حق می داد که هم مادام العمر حکومت کند و هم مخالفان خود را به نام ” ضد انقلاب ” سرکوب نماید .

بر خلاف دهه آخر حکومت 42 ساله قذافی ؛ که در چرخشی غیر مترقبه به سوی غرب سیاست های استقلال طلبانه و مردمی اش تغییر کرد ؛ در دوران اولیه بعد از کودتا شعار ” آزادی ؛ سوسیالیسم ؛ وحدت ” راهنمای عمل قذافی و سران کشور بود ؛ بهمین خاطر در حالیکه وی یک ناسیونالیست عرب با گرایشهای اسلامی و پان عربی بود ؛ تا مدتها از او بعنوان یک سوسیالیست نام برده می شد . در آن سالها قذافی و ” شورای انقلابی نظامی ” که در مصدر کار قرار داشت ؛ به اصلاحات گسترده ای در کشور دست زدند از جمله : بالا بردن سطح حداقل دستمزد ها ؛ تغییرات اساسی در نظام بهداشتی و اجتماعی ــ که تا قبل از سرنگونی قذافی این نظامِ بهداشت در تمام قاره افریقا بی نظیر بود ــ بالا بردن در آمد سرانه کشور ؛ پرداخت وام بدون بهره به مردم ؛ پرداخت تمامی حقوق در دوران بیکاری ؛ آموزش رایگان بطوریکه این امر باعث شده بود 25 در صد مردم لیبی تحصیلات دانشگاهی داشته باشند ؛ دادن آپارتمان مجانی به زوج های جدید ؛ ملی کردن بسیاری از موسسات در کشور ؛ اصلاحات ارضی ؛ اجرای پروسه نوگرایی در کشور و مهمتر از همه پایان دادن به سلطه استعمار انگلیس در کشور و در آخر لیبی کشوری بود که حتی تا همین اواخر ” گدا ” نداشت .

مدل کشور داری در لیبی بر اساس آموزه هائی بود که وی در کتابی به نام ” کتاب سبز ” در 3 جلد تدوین کرده بود ؛ بر اساس نوشته های این کتاب قذافی باید به حکومتی دمکراتیک و مستقیم معتقد باشد . وی در این کتاب ” راه سوم ” را در جهان دو قطبی آن زمان مطرح کرده بود ؛ راهی که نه سرمایه داری بود و نه کمونیستی . بر اساس دیدگاه های طرح شده در ” کتاب سبز ” لیبی به کشوری تبدیل شده بود که نه ” قانون اساسی ” داشت ؛ نه ” پارلمان ” نه ” تفکیک قوا ” و نه حتی وزارتخانه . کشور بوسیله کمیته های محله ها ؛ شهرها و … اداره می شد و مردم با عضویت در این کمیته ها امور خود را سامان می دادند . معتمدان در این کمیته ها به عنوان دبیران کمیته ها مسئولان حل و فصل امور خارجه ؛ اقتصاد ؛ کشاورزی و …. بودند .

اما ویژگی های شخصیتی قذافی که در همه دوره های حکومتی وی بارز بود ــ و باعث شده بود از وی چهره مطلوبی به جهان ارائه نشود ــ نا متعادل بودن ؛ غیر قابل اعتماد ؛ غیر قابل پیش بینی بودن و خود شیفتگی بیش از حد وی بود . این خصوصیات براحتی از نوع لباس پوشیدن و لباس های رنگی به تن کردن ؛ عینک های رنگی زدن ، انواع ریش ؛ نوع نشستن ؛ ادبیات گفتاری ؛ دست ندادن بدون دستکش با کسانی که تن شان به اسرائیلی ها خورده بود و ….. پیدا بود . همین کارکردهای شخصی قذافی باعث شده بود که از وی بعنوان شخصی دیوانه اسم ببرند . رونالد ریگان رئیس جمهور امریکا به او ” سگ هار خاورمیانه ” لقب داده بود .

قذافی از سال 2003 در چرخشی غیر مترقبه برنامه هسته ای خود را کنار گذاشت ؛ با دشمنان سابق خود یعنی غرب آشتی کرد ؛ بعد از 11 سپتامیر و انفجار برج های دو قلو در امریکا ؛ با امریکا قرار داد ” جنگ علیه ترور ” امضاء کرد ؛ به بازماندگان عملیات تروریستی که از جانب وی برنامه ریزی شده بود غرامت های سنگین پرداخت نمود ؛ از حمله امریکا به عراق دفاع کرد و خلاصه اینکه رابطه تنگاتنگی با غرب بر قرار نمود ؛ بطوریکه سیاست خصوصی سازی منابع ملی از جمله ذخائر گاز و نفت که از طرف وی انجام شده بود ؛ مورد ستایش و تحسین ” صندوق بین المللی پول ” قرار گرفت .

بعد از این تغییر سیاست خارجی و پیوستن لیبی به ساختار اصلی مبارزه با مهاجرت های غیر قانونی به اروپا و سرمایه گذاری گسترده قذافی در آنچه مبارزه با تروریسم خوانده می شد لیبی مورد توجه غرب قرار گرفت .

بعد از بهبود رابطه با جهان غرب ؛ کمپانی های بزرگ نفتی ” اکسان مو بیل ” ؛ ” شورون ” و دیگر کمپانیها غربی برای عقد قرار داد به لیبی سرازیر شدند . لیبی سالانه 1750000 بشکه نفت به خارج صادر می کند ــ نفت لیبی مرغوب ترین نوعِ نفت جهان می باشد ــ بدلیل همین مرغوبیت و بدلیل فاصله نزدیک اروپا به لیبی ( نفت لیبی از طریق دریای مدیترانه وارد بازار اروپا می شود ) خریداران نفت لیبی عمدتا” کشورهای غربی بودند . این کشورها قرار داد های بسیار پر سودی در زمینه خرید و اکتشاف نفت و گاز با لیبی منعقد کردند .

با این همه انقلاب آنهم از نوع انقلاب لیبی به مرزها احترام نمی گذارد . نسیم انقلابی که با سوزاندن بدن جوان تونسی در کشورهای عرب وزیدن گرفته بود سرانجام در لیبی به سرنگونی قذافی منجر شد . سرنگونی قذافی مانند سرنگونی هر دیکتاتوری موجب شعف و خوشحالی همه آزادیخواهان می باشد ؛ بنابراین ضمن اینکه در اصالت اعتراضات توده و ضرورت سرنگونی قذافی نمی توان تردید روا داشت . اما در مورد آنچه که ” انقلاب لیبی ” نام گرفته است ــ بدلیل شرایط ویژه و از جمله دخالت های ناتو و غرب ــ احتیاطا” باید درنگ نمود و جوانب امور را مورد بازبینی و دقت قرار داد ؛ چرا که تحولات لیبی که می توانست نوید بخش تغییرات اساسی و سهمگین در دنیای عرب باشد به محملی برای بهره برداری سیاسی کشورهای غربی و در رأس آن امریکا بدل شده است .

. اما قبل از پرداختن به پروسه شکل گیری این انقلاب و چگونگی سرنگونی قذافی و نقش ناتو و غرب ؛ باید به مشابهت های رژیم قذافی با نظام جمهوری اسلامی اشاره کنم که ضرورت سرنگونی رژیم معمر قذافی البته بدست مردم و جوانان لیبی ــ بدون دخالت های استعماری ــ را مشروعیت مضاعف می بخشد .

الف ــ مشابهت های رژیم قذافی و ایران :

1 ــ اشاعه تروریسم : قذافی تا قبل از چرخش در برابر غرب مانند رژیم ایران یکی از کشورهای مطرح در زمینه حمایت و پشتیبانی از گروه های تروریستی و تأمین مالی عملیات آنان بود و در فهرست کشورهای حامی تروریسم قرار داشت . انفجار هواپیمای پان امریکن در آسمان لاکربی و انفجار کلوپ شبانه ای در برلین آلمان از عملیات تروریستی بوده اند که بوسیله گروه های طرفدار قذافی برنامه ریزی شده بود .

2 ــ قذافی هم مانند رژیم ایران ؛ که رهبر آن خود را ولی فقیه همه شیعیان جهان میداند؛ به نوعی از ولایت فقیه معتقد بود که بر اساس آن خود را ” امام جهان عرب ” و یا ” شاهنشاه افریقا ” می پنداشت .

3 ــ رژیم قذافی هم چون رژیم حاکم بر ایران یک رژیم ایدئولوژیک بود ؛ و بر اساس آنچه که در ” کتاب سبز ” تدوین کرده بود ؛ مدعی ” نوع سوم ” از حکومت و نظام جدیدی از کشور داری بود که آن را آلترناتیوی در مقابل غرب و شرق می دانست .

4 ــ ضد امپریالیست : بر خلاف روسای اکثر کشورهای عربیِ تحتِ قیمومیتِ غرب ؛ قذافی چهره ضد غربی و ضد امریکایی داشت ؛ به جنبش های ضد غربی کمک مالی می نمود و مانند رژیم ایران نهاد و سازمان های بین المللی را برسمیت نمی شناخت .

ب ــ پروسه انقلاب لیبی و سرنگونی قذافی :

قذافی که چون دیگر زمام داران جهان عرب به بیماری ” قدرت ” یا به تعبیر مردم کشورهای عربی ” داء الکرسی ” مبتلا شده بود . سر انجام با خشم و طغیان مردم کشور مواجه گردید . اولین اعتراضات در فوریه 2011 صورت گرفت . وقتی که گروهی از مردم و جوانان لیبی با الهام از تحولات جهان عرب در اعتراض به باز داشت وکیلی به نام “فتحی تاریل ” که بعدا” به پدر انقلاب لیبی معروف شد ــ وکیلی که وکالت پرونده های زندانیانی را که در زندان ” بو سلیم ” شهر تریپولی مورد شکنجه و بد رفتاری قرار گرفته و از سرنوشت آنان خبری در دست نبود را بعهده داشت ــ صورت گرفت .

علیرغم سرکوب وحشیانه تظاهرات مسالمت آمیز مردم توسط قوای سرکوبگر قذافی ؛ اعتراضات لیبی به سرعت گسترش یافته و بزودی معترضین شهر بنغازی را به تصرف خود در آوردند و پرچم سه رنگ مخالفان بجای پرچم سبز قذافی بر فراز بام های ادارات دولتی در شهر بنغازی به اهتزاز در آمد . اعتراضات سریعا” بشهر های ” اجدادیه ” ؛ ” دارنا ” ؛ ” زیتال ” و دیگر شهر های لیبی نیز سرایت کرد و در حالیکه هنوز فرصت کافی برای تداوم تظاهرات خیابانی در لیبی فراهم نشده بود ؛ مبارزه مسلحانه مردم بر علیه قذافی و رژیم دیکتاتورش عمدتا” در شهرهای شرقی لیبی شروع شد . با تکیه بر همین نیروی مسلح ” شورای ملی انتقالی ” برهبری ” مصطفی عبدالجلیل ” ــ که تا 6 روز قبل وزیر کشو ر لیبی بود و به تازگی به صف مخالفین پیوسته بود ــ تشکیل گردید .

بعد از تشکیل ” شورای ملی انتقال ” ؛ غرب و امریکا که غافل گیری در تحولات مصر و تونس را تجربه کرده بودند ؛ این بار برای اینکه مسیر انقلاب لیبی و اعتراضات مردمی را در جهت منافع خود تغییر دهند و آن را به کنترل خود در آورند ؛ از طریق شورای امنیت سازمان ملل به سرعت دست بکار شدند . ابتدا با تصویب قطعنامه ای منطقه پرواز ممنوع را بر فراز لیبی بر قرار نمودند ؛ تا امکان دفاع از کشور و مردم را از پدافند های هوائی قذافی سلب نمایند و نهایتا” شورای امنیت سازمان ملل با موافقت و در خواست ” شورای همکاری خلیج ” و ” اتحادیه عرب ” در 19 مارس با تصویب قطعنامه دیگری حمله هوائی گسترده علیه نیروها و کشور لیبی را تصویب نمود .

بدینترتیب غرب و ناتو با دست باز و به بهانه های ” انسان دوستانه ” و ” دفاع از شهر وندان غیر نظامی ” بمباران شهر ها و مردم لیبی را آغاز کردند . با ورود ناتو و بمباران اماکن و نیروهای نظامی قذافی بتدریج جنگ به نفع مخالفان و شورای به اصطلاح ملی انتقال چرخش نموده و نهایتا” در تاریخ 31 مرداد 1390 طرابلس به تصرف نیروهای شورشی در آمد .

حمله غرب به لیبی باز هم مشابه جنگ علیه عراق و افغانستان ظاهرا” به همان بهانه های بشر دوستانه صورت گرفت ؛ ولی در حقیقت برای کنترل خصلت ضد امریکایی و ضد غربی انقلاب مردم و همچنین کنترل بر منابع غنی نفت و گاز این کشور جنگ هوائی با قذافی را آغاز کردند . دولتهای غربی و در صدر آنان فرانسه و انگلیس سعی کردند با حمایت سریع از ” شورای ملی انتقال ” و رسمیت و تثبیت آن و با یار گیری و حمایت از عناصر حامی غرب در شورا به تثبیت جا پای خود در آینده لیبی اقدام نمایند .

شاید در واکنش به این اقدامات فرانسه و انگلیس بود که دیگر کشورهای غربی منجمله ایتالیا در پیام خود که به بهانه پیروزی انقلاب لیبی صادر شده بود به جای تبریک به مردم لیبی ؛ به رقبای ایتالیا در بازار آینده لیبی هشدار می دهد که : تأسیسات نفتی در لیبی توسط ایتالیا ساخته شده و کاملا” روشن است که شرکت ” آنی ” ایتالیا نقش اول را در آینده لیبی بازی خواهد کرد .

برای پی بردن به ابعاد این تجاوز استعماری که در واقع شورای امنیت سازمان ملل توجیه حقوقی آن را فراهم کرد ؛ خوب است به گزارش ” تی یری میسان ” روزنامه نگار شبکه ” ولتر ” در تاریخ 20 اوت 2011 که خود وقایع لیبی را از نزدیک دنبال کرده است توجه فرمایید :در وقت افطار ناتو ” عملیات آژیر خطر ” را آغاز کرد ؛ آژیر ها در واقع بلند گوهای مساجد هستند که القاعده برای فراخوان به شورش استفاده می کند . فورا” سلول ها و محفل هائی که تا کنون در انتظار بسر می بردند وارد عمل می شوند ؛ گروههای کوچک و خیلی متحرک حملات متعددی را آغاز کردند . نبردهای شبانه 350 کشته و 3000 مجروح و زخمی بر جای گذاشت و …. همزمان یک کشتی ناتو در ساحل طرابلس پهلو گرفت و سلاح های سنگین و جهاد طلبان القا عده را بفرما ندهی ناتو پیاده کرد و نبرد های شبانه دوباره از سر گرفته شد …. هواپیماهای ناتو به هر سوئی حمله می بردند و بمباران می کردند . بالگرد ها مردم را در خیابان به مسلسل می بندند تا راه برای جهاد طلبان باز کنند و ….. در آغاز شب 1300 کشته بر کشته ها اضافه شد و 5000 نفر زخمی شدند . مأموریت ناتو که ظاهرا” حفاظت از جان شهروندان بود ؛ در واقع فرانسه و بریتانیا قتل و عام های دوران استعمار را تداعی می کنند .

بدین ترتیب اعتراضات بر حق مردم لیبی علیه رژیم دیکتاتوری قذافی که با الهام از بهار عربی آغاز شده بود به خاطر فقدان رهبران ذیصلاح و مردمی و شرایط ویژه لیبی به آلت دستی در دست امریکا و غرب تبدیل شده و روند اعتراضات مردم با منافع قدرت های غربی گره خورد .

برای یافتن تصویری واقعی از آنچه رسانه های زیر کنترل نظامی و امنیتی غرب به دروغ ” ارتش آزادیبخش ” مردم لیبی و یا ” معترضین لیبیائی ” تبلیغ می کنند ؛ کافی است نگاهی دقیق به تصاویر و عکس های ــ منتشر شده در مطبوعات و رسانه های خبری ــ این به اصطلاح ” انقلابیون لیبی ” بیاندازید . تا ببینید که ظاهر ؛ لباس و سلاح این افراد به روشنی نشان می دهد که این افراد عمدتاً مزدور انی هستند که قدرتهای جنگ افروز غربی به این منطقه آورده اند . مشابه همان کاری که در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان در نیکاراگوئه اتفاق افتاد ؛ در آنزمان ” کنتراس ” ها از پایگاههای امریکا در هندو راس علیه ساندنیست ها ــ نیروهای انقلابی حاکم بر نیکاراگوئه ــ می جنگیدند در همان زمان هم آقای ریگان این مز دوران را ” رزمندگان آزادی “می نامید .

اما بهر حال از آنجا که نمی توان در اصالت اعتراض های مردم لیبی تردید روا داشت و اعتراضات به حق مردم جان به لب رسیده برای دمکراسی و حقوق بشر را محکوم و سرزنش کرد ؛ می توان گفت که مسبب اصلی بروز فاجعه اخیر در کشور لیبی ؛ دیکتاتور لیبی یعنی سرهنگ قذافی است که با سرکوب بی رحمانه اعتراضات به حق مردم ؛ لیبی را به بستری مناسب برای تبدیل شدن به گریز گاهی استراتژیک برای امریکا و غرب تبدیل نموده است .

ادامه دارد …..

محمود خادمی 05.09.2011

arezo1953@yahoo.de